|
خلقت جن
هنگامی که زمان ایجاد عالم و نشاه جنیان فرارسید ، سه امین
از امنای فرشتگان در فلک اول توجهی کرده سپس از
کارگزارانشان (از آسمان دوم ) آنچه را اینها در آفرینش و
ایجاد نیازمند بدانند گرفته و پس از آن به آسمانها فرود
آمدند و از کارگزاران دو ( فرشته ) از آسمان دوم و ششم
آنجا گرفتند و به ارکان و عناصر فرود آمدند و محل را آماده
ساختند .
آنان (سه امین)را سه امین دیگر در پی آمد و از
کارگزارانشان از آسمان دوم آنچه را که نیاز بدان (در نش و
ایجاد) داشتند گرفتند و به آسمان سوم و پنجم آنجا فرود
آمدند و دو فرشته دیگر گرفتند و به آسمان ششم گذر کردند و
کارگزار دیگری از فرشتگان گرفته و به ارکان و عناصر فرود
آمدند تا تسویه و پرداخت را کامل نمایند ، در این حا شش
فرشته باقیمانده فرود آمده و بقیه کارگزاران را که در
آسمان دوم و در آسمانها بودند بر گرفتند .
بنا بر این همه گان بر توصیه و پرداخت این نشاه (به فرمان
علیم و دانای حکیم ) گرد آمدند.
وچون نشاه جن به پایان آمد و کالبدش برپا گشت . روح از
عالم امر توجهی کرد و در آن صورت روحی دمید که به سبب وجود
آن در وی حیات ساری گشت و برخاست و زبان به ثنا و ستایش
آنکس که پدیدش آورده است به زبان فطرتی که بر آن سرشته شده
است گشود .
و در خویش عزت و عظمتی دید که نه سببش را میدانست و نه
برآن کس که بدان (عزت و عظت)افتخار میورزد زیرا آنجا
مخلوق دیگری از عالم طبایع جز خودش نبود از این روی عابد
پروردگارش و مصمم بر عزت و افتخار خویش و متواضع و فروتن
نسبت به ربوبیت ایجاد کننده اش ( بدانچه که نشاه اش بر آن
سرشته شده) باقیمانده تا اینکه آدم خلق شد .
وچون جنیان صورت او را دیدند بر یکی از آنان که نامش حارث
بود دشمنی آن نشاه غلبه کرد و بادیدن آن صورت آدمی روی در
هم کشید و آن ترشرویی وی برای همجنسانش روشن شد و چون
اندوه و غصه اش را دیدند وی را در آن کار سرزنش و نکوهش
نمودند و چون کار آدم تمامی یافت حارث انچه را در دلش (از
بغض و کینه و دشمنی) داشت آشکار ساخت و از امتثال فرمان
آفریدگارش به سجود بر آدم ، خود داری کرد و بر آدم به سبب
نشاه اش که خاک است ، اسکتبار و بزرگ منشی ورزید ، و به
اصل و نشاه خویش ( که آتش است) افتخار ورزید .
ولی راز قوه و نیروی آبی که خداوند هر چیز زنده ای را از
آب آفرید و حیات جنیان هم از آن است (ولی نمیدانند) از وی
پنهان ماند .
(دانستنیها و داستانهایی در مورد جن ص 62)
معنای لغوی جن
(جن)در
لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقاتش بر
استتار و پناهنی دلالت دارد ، مانند (جنت)
که به معنی باغی است سر سبز و آباد ، و (جنان)
یعنی آن دلی که در سینه پنهان است ، و (جنین)
به معنی کودک در شکم ، و (مجنون)
که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود ، و (جنه)به
معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشانند.
در فارسی به جن و
شیطان ،( پری ، دیو و اهریمن ) نیز می گویند که ظاهراَ این
ترجمه غلط است. زیرا کلمه شیطان مترادف در فارسی ندارد و
باید عین لفظ در ترجمه بیاید. جن
به معنای شیء مستور است ، یعنی شیء نامرئی و پوشیده شده و
غیر قابل رویت. استاد مرتضی مطهری
درکتاب اقرب الموارد و قاموس قرآن آمده است که
جان اسم جمع
جن است اما در مجمع البحرین
و کشاف آمده است که جان پدر
بزرگ جن است . و در معیار
الغت آمده است که جان پدر
جن است مثل آدم که پدر بشر
است و این واژه هفت بار در قرآن کریم آمده است دو بار
درباره عصای موسی و پنج بار در مقابل انسان .
در تفسیر روح البیان و مجمع البحرین آمده است که جمع
جن میشو
جنی زیرا
اجنه جمع
جنین است نه
جن
در مفردات راغب اصفهانی آمده است :
اصل کلمه جن پنهان و
پوشیده بودن شیئ از حواس است.
در فرهنگ المنجد در معنای جن آمده است :
جن الیل به معنای تاریکی شب و پوشانندگی آن است و جن الناس
به معنای بزرگان آدمیان است .
وقتی که گفته میشود : لا جن بهذالامر یعنی آن کار مخفی و
پنهان نیست جنه مفرد جنی است و نیز مفرد جنیه است
8.راغب در (محاضرات) در
وجه نامیدن جن گفته:
جن چون از نظرها مستور است
او را جن گفتند .
نظر
سایت جن:
در معنای لغوی جن این است که جن
در عربی به همان معنای پوشیده ، پنهان ، غیر مرئی ، یا پشت
پرده در فارسی میباشد.
|
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
معنای اصطلاحی جن
ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات
خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری
انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به
چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای
متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است
و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.
در فرهنگ لاروس و
المنجد آمده:(جن:موجود نامرئی بین انسان و ارواح است، پری.
واحد آن جنی و مؤنث آن جنّیه است)
3. در مجمع البحرین آمده
:جن موجوداتی اند که بر خلاف انسان هستند و به خاطر این که
دیده نمی شوند جن نامیده شده اند.گفته شده که جن اجسامی
اند هوائی که قادرند به اشکال مختلف درآیند. آنها دارای
عقل و فهم بودهو بر انجام اعمال سخت قدرت دارند و ابن عربی
حکایت کرده:مسلمین اجماع دارند که اجنه می خورند و می
آشامند و نکاح می کنند، بر خلاف فلاسفه که منکر وجود جن
هستند. علامه مجلسی(ره)
در بحار
از ابن سینا نقل کرده که در رساله (حدود
الاشیاء) گفته: جن حیوانی است هوائی که به اشکال مختلف
متشکل می شود و این تعریف، شرح الاسمی است،«نه حقیقی»
4.مرحوم طبرسی (ره)
در مجمع البیان، ذیل سوره جن فرموده:جن صنفی از مخلوق
هستند که اجسام نازک و لطیف و سبکی دارند، به صورت و شکل
مخصوص، به خلاف انسان و فرشته
5.مرحوم قمی(ره)
در تفسیر خود فرموده:«جنیان فرزند جاننّد» همانطور که
انسان ها فرزند آدمند
6.مرحوم ملا فتح الله کاشانی(ره)
در تفسیر منهج الصادقین فرمودند:(جن اجسام لطیفه شفافه اند
که ناریه و هوائیه بر ایشان غالب است و به اشکال مختلفه
متشکل می شوند(
7.فخر رازی در تفسیر کبیر
خود گفته:علما درباره جن اختلاف کردند.بعضی گفتند: جن از
جنس غیر شیطان است و صحیح آن است که شیاطین از اقسام جن
هستند، پس هر هر جنی که مؤمن باشد شیظان نامیده نمی شود و
هر جنی که کافر باشد به اسم شیطان نامیده می شود و دلیل
بر صحت این مطلب آن است که لفظ جن مشتق از اجتنان به معنای
استتار است و هر چه که چنین باشد از جن شمرده می شود.
8.راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن
گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتندو در
بسیاری از استعمالات، جن و شیطان متحد می نمایند و به
فارسی « دیو » گویندو شخص دیوانه را مجنون گویند و غریف
جن:غالباً آوازی است که از باد یا غیر آن در بیابان ظاهر
می شود.
9.هیچ اختلافی بین امامیه و بلکه بین
مسلمین نیست در اینکه جن و شیاطین اجسام لطیفه هستند که در
بعضی مواقع دیده می شوند و در برخی موارد دیده نمی شوند و
دارای حرکات سریع می باشند و بر انجام کارهای قوی و پرتوان
قدرت دارند و همانند خون در اجساد بنی آدم جریان دارند و
خدای متعال طبق مصالح آنها را به اشکال مختلف و صورتهای
متنوع شکل می دهد، چنانکه سید مرتضی(ره)
به آن معتقد است، یا اینکه خدای متعال قدرت انجام چنین
کاری را در وجود آنها قرار داده است، چنانکه این مطلب از
اخبار و آثار ظاهر و آشکار است.
10.همه توافق دارند که جن و شیاطین عبارت
از اشخاصی نیستند که دارای اجسام کثیف(قابل رؤیت) باشند و
مانند انسان و حیوانات رفت و آمد داشته باشند،بلکه قول به
دست آمده دو تاست:1-آنها اجسامی هستند هوائی که قادرند به
اشکال مختلف شکل گیرند و دارای عقل و فهم هستند و قدرت
دارند کارهای سخت و طاقت فرسا انجام دهند.
2-حکما موجوداتی را ثابت کردند که نه مکان
دارند و نه حالتی در مکان و گفتند:آنها مجرد از اجسام
هستند.
11.جن جسمی ناری و سفلی(پست) است که به
اشکال مختلف در می آید حتی به شکل سگ و خوک،ولی به شکل
فرشته و نبی در نمی آید.
12.علامه طباطبائی فرمودند:کلمه جن به
معنای نوعی از مخلئقات خدا است که از حواس ما مستورند و
قرآن کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده و درباره آن
مطالبی بیان کرده است.
در فرهنگ عمید جن چنین معنا
شده :
جن- جنه :(به کسر جیم و تشدید نون) به موجودی خیالی و به
موجودی خیالی و غیر مرئی بین انسان و ارواح میگویند که
واحدش جنی و مونث آن جنیه است . جنی یعنی یک مرد جن و جنیه
یعنی یک زن جن.
نویسنده برهان قاطع در معنای جن
گفته است :
جن بکسر اول در عربی معروف است که پری و دیو باشد و دل را
نیز میگویند و قلب هم خوانند و اول و تخست را هم گویند که
در مقابل کهنگی است .
در فرهنگ عربی المنجد هم مانند فرهنگ عمید جن بع نای
موجودی خیالی بین انسان و ارواح آمده وبه این سبب به این
اسم نامیده شده که از دید ما مخفی و پوشیده است .
.
در فرهنگ لاروس در معنای جن نوشته شده است :
الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری . واحد آن
جنی و مونث آن جنیه است
ماهیت جن
ماهیت به معنای چیستی
است و در اینجا اقوالی که درباره چیستی جن وجود دارد ارائه
میکنیم ضمن اینکه با گذشت زمان مطالب این صفحه نیز تکمیل
تر میگردد.
خلقت جن از آتش است نه آتش
شناخته شده بلکه سخن از نوعی آتش است برای اینکه گفته شده
نار و لفظ نار نکره است و معرفه نیست به همین جهت مراد آتش
معمولی نیست در این مورد خدا به دو نوع از مرحله خلقت
جن اشاره کرده یک مرحله مارج
و دیگری نار، مارج در این جا منظور اختلاط شعله های آتش
میباشد و بعضی گفته اند که معنی تحرک نیز در آن هست که
تفاسیر آن را به شعله های بی دود تفسیر کرده اند
مارج مرحله دیگر از نار است و نار خودش قابل رویت است ولی
مارج محصول نادیدنی از آتش است که همان انرژی حاصله از آتش
است که حرکت کننده و نفوذ کننده و همراه با ارتعاش است یا
همان امواج حرارتی است یا چیزی حاصل از امواج حرارتی .
در قرآن آمده است : و خلق کردیم جن
را از نار سموم
منظور از نار سموم این آتش برافروخته مانند آتش دست آورد
بشر نیست بلکه از آتش فراگیر و سوزنده قبل از آفرینش انسان
است و اگر قرار باشد آن طور که آیات دیگر خبر میدهند جهان
جن را یک جهان پهناور بدانیم لازم است نار سموم را نیز یک
آتش گسترده وپهناور و دراز مدت و پایدار بدانیم که همان
آتش های مربوط به دوران پیشین زمین است یا آتشهای درون
زمین ویا مربوط به کرات آسمانی و خورشید ها است که جهان جن
از نار سموم ساخته و آفریده شده است باید پذیرفت این منبع
آتش هنوز هم هست و هنوز هم منشاء پیدایش افراد و اصناف جن
میگردد .
اجنه اجسامی هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال
مختلف در آیند . و دارای عقل و هوشند.
در جن و
شیطان جنبه هوا و آتش غالب
است و ساختمان بدنشان طوری است که در نهایت لطافت بوده و
کاملا قویمی باشد اما کسانی که به عالم مجردات اعتقاد
دارند می گویند اجنه
موجوداتی ارضی و سفلی هستند ، پاره ای از این موجودات
سفلیه تابان و الهی اند که اجنه صالحه هستند .
عده ای از فیلسوفان گذشته و اصحاب ریاضت ،
جن را ارواح سفلیه می نامیده
و معتقدند که ارواح سفلیه سریع الاجابه هستند و ارواح
فلکیه نصی الاجابه و قوی میباشند.
و نیز معتقدند که اجنه جسم
نیستند و داخل در اجسام دیگر هم نیستند بلکه قائم به نفس
خود می باشند .
گروهی دیگر معتقدند که اینها ارواح بشر هستند وقتی که
ازبدنها جدا می شوند قدرت و کمال آنها زیاد می شود .
نظر من این است که این گفتار با نص صریح قرآن سازگاری
ندارد و مردود است.
رقیه یعقوبی صاحب کتاب دنیای
شگفت جن، ابلیس،شیطان
جنها موجودات نامرئی هستند
که از آتش بدون دود یا انرژی حرارتی آفریده شده اندکه
احیانا
دیده هم میشوند
آقای قنبری صاحب کتاب
داستانهای شگفت انگیزی از جن
جن
در رديف انسان است ، يعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه
مكلف و موظف اند ، مثل انسان ، منتها مخلوقی است كه
درجه اش از انسان پايينتر است .
قرآن
میگويد ما انسان را ازخاك ، گل ، اين جور چيزها آفريديم و
جن را از شعله هایی از آتش آفريديم " «
و خلق
الجان من مارج من نار
»" جنس او آتشين است ، اين يك جنس است و او جنس ديگری ،
مبدأ مادی اين يك چيز است و مبدأ مادی او چيز ديگری
.
شيطان هم
راجع به آدم اول همين حرف را زد ، گفت " «
خلقتنی من نار و خلقته من طين
»" مرا از آتش آفريدی و او را از گل .
در قرآن به
جن
و انس "
ثقلين
" گفته شده است ، بر خلاف ملائكه كه داخل در ثقلها نيستند
. " ثقل " از همان ماده " ثقل " كه به معنی سنگينی است
.اشيائی كه وزن دارند ثقل و جسمهايند كه دارای سنگينی
هستند .
در اينكه
انسان ثقل است يعنی دارا وزن و سنگينی باشد ، امر مشكلی
بوده است . حداكثر آنچه كه تصور میكردند ( اين بود كه )
مثلا در مورد هوا میگفتند هوا جسم هست ولی جسم غير مرئی
است چون ما يكديگر را به وساطت هوا و نور میبينيم اما خود
هوا را نه میبينيم و نه لمس میكنيم ، وجود هوا را به
قرائنی به دست میآورم ، از قبيل اينكه وقتی مثلا كوزهای
را در آب فرو میبريم میبينيم قلقل میكند ، احساس
میكنيم كه يك چيزی دارد خارج احساس مینيم يك چيزی با
صورت و دست ما تماس پيدا میكند و فشار میآورد ، در صورتی
بود كه ( قدما ) راجع به اينكه يك شیء جسم باشد و مرئی
نباشد داشتند .
ولی
امروز مسأله شكل ديگری پيدا كرده و آن اين است : جسم يعنی
شيئی كه داراری جوهری باشد كه دارای ابعاد است . اينكه در
قديم خيال میكردند همه جسمها سه بعدی است امروز مورد قبول
نيست يعنی معتقدند كه ممكن است جسمی دو بعدی باشد ، جسمی
يك بعدی باشد ، جسمی چهار بعدی باشد ، جسمی شش بعدی باشد
.
میگويند
ما خودمان سه بعدی هستيم و ساختمان ادراك ما هم ساختمان
سه بعدی است يعنی ما فقط اجسام سه بعدی را درك میكنيم .
اگر اجسامی باشند كه سه بعدی نباشند ، دو بعدی يا چهار
بعدی باشند آن وقت ديگر ما نمیتوانيم آنها را درك كنيم .
شايد دو بعديها را مثلا بتوانيم درك كنيم جهار بعديها را
نتوانيم يا بر عكس .
به هر
حال ادراكات ما ادراكات سه بعدی است نه كمتر و نه بيشتر .
بنابراين ممكن است در همين فضا الان اجسامی وجود داشته
باشند كه جسم باشند ، ثقل باشند ، وزن داشته باشند ، ما
وجود آنها را احساس نكنيم ولی آنها واقعا وجود داشته باشند
.
اين احكامی
هم كه ما آنها را برای همه اجسام ، قطعی فكر میكنيم
آنچنان قطعيت ندارد . مثلا میگوييم كه جسمی از جسمی
نمیتواند عبور كند . اگر همين اتاق درهايش بسته باشد ما
ديگر نمیتوانيم از اين ديوارها عبور كنيم مگر اينكه
بشكافيم .
بدون
اينكه شيشه را بشكنيم يا در را باز كنيم و ياد ديوار را
بشكافيم نمیتوانيم عبور كنيم . ولی میگويند اجسامی كه
مثلا دو بعدی هستند از همين ديوار عبور میكنند بدون آنكه
ديوار شكافته شود .
آشنائی با قرآن 6
تفسیر سوره الحمن:
استاد مطهری
جن در فرهنگهای مختلف با
ماهیت های مختلف تعریف شده است:
در اروپا و غرب به غیر از قسمتهایی از قاره آفریقا
جن را ارواح خبیث و سرگردان
میدانند به این معنا که افرادی که میمیرند یا اعمال نیک
دارند که وارد بهشت میشوند یا اعمال بد دارند که سرگردان
هستند و آنها اجنه را ارواح
سرگردان میدانند یعنی میگویند موجودی مجزای از انسان نیست
یعنی ماهیت وجودی جن همان روح بدون جسم است.
تحقیقات گروه پژوهشی
انواع جن
تقسیم بندی اجنه به نوع شاید تقسیم بندی منطقی به نظر نرسد
زیرا نوع آنها همان جن است اما چون اختلاف در شکل و شمایل
، مرام ، طریقه زندگی و نیروهای آنها بسیار متفاوت است ما
از لفظ عامیانه انواع استفاده منمائیم
جن ها از لحاظ ماهیت یا بهتر بگوییم غالب بودن خواص به سه
دسته تقسیم میشوند:
جنهایی که به رنگ تیره رویت میشوند
که در آنها دود آتش بر دیگر مواد غالب است : که سرعت آنها
به نسبت انواع دیگر متوسط است .
جنهایی که سرخ رنگ هستند
و در آنها شعله و رخشندگی غالب بر مواد دیگر است : آنها
دارای قدرت خاصی هستند و ارتباط با آنها باعث عوارض و
بیماریهای بیشتری در انسانها میشود از جمله کم سو شدن سریع
چشم به عنوان مثال ع.احمدی از اساتید علوم غریبه که در
امور سایت ما را یاری میکنند درباره ارتباط با این نوع
اجنه میگویند به علت مداوت زیاد به این کار در حال حاضر
نمیتوانند عقربه های ساعت را که در فاصله یک متری شان قرار
دارد تشخیص دهند ایشان میگویند هر گاه میخواهم به اطراف
نگاه کنم حرارت ، گوشه چشمانم را اذیت میکند.
جنهایی که به رنگ سفید و گاهی شفاف دیده میشوند
در آنها هوا و حرارت (انرژی حاصل از آتش )غلبه دارد ، از
لحاظ قدرت بسیار قوی و دارای قابلیتهای بالایی هستند و
تسخیر آنها حتی توسط مجربین اهل احضار بسیار خطرناک و
پرضرر است به گفته اساتید گاهی پس از گذراندن ریاضتهای
طاقت فرسا برای تسخیر این نوع از جن ، انسان در هنگام رویت
ابتدا دچار احساس راحتی شده و حالت سرخوش به او دست میدهد
و پس از دقایقی با جاری شدن خون از بینی ، احساس خواب
آلودگی کامل کرده و از هوش میرود و با تجدید ملاقات ،
اختلالات مغزی بر او عارض میشود گاهی اوقات در ابتدای امر
شخص به علت سکته مغزی یا ایست
قلبی جان خود را از دست میدهد.
تقسیم بر اساس طوایف و رفتارها
...............................................................
همانطور که انسانها دارای طوایف گوناگون و قبایل بیشمار
هستند، اجنه ، به علت جمعیت زیادشان به نسبت انسانها دارای
طوایف بسیار میباشند که قابل شماره نیست .
ما در اینجا قسمتی از تحقیقاتی که در کتب مختلف انجام
گرفته بیان میکنیم:
((شیرین
یربوع))نوعی
از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها
از این نوع جن زیاد بسر می برند.
این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ، با او به
بازی می پردازد ، همانطوری که گربه با موش بازی می کند و
بتدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو است
، مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او می
پردازد .
((شیرین
یربوع))
تا مدت زمان طولانی با ((سعلات))
همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ، سعلات برقی را
دید و قصد آن کرد و رفت.فرزندان سعلات را که از شیرین
یربوع متولد شده بودند ، بنی سعلات می گویند.نوعی دیگر از
جن وجود دارد که بنام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن
بسر می برد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده است.
اگر این جن به کسی دست یابد ، با او مجامعت می کند و
اهالی آن سرزمین ها این جن را می شناسند. این جن چنانچه
به هر کس تجاوز کند به او زحمت می دهد تا حدی که ممکن است
موجب هلاک وی شود زیرا قضیب او مانند سر گاو است.
مردم وقتی که او را می بینند از خود بی خود می شوند .اما
گاها نیز ممکن است که مردی شجاع با این نوع از جن برخورد
کند که در این موقع جن قصد او نمی کند. به عبارت دیگر
جرأت جسارت به او را ندارد!نوعی دیگر از جن بنام الغدار
وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن
مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون
شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد ، هلاکش می کند.
گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با
وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک
نمود. از انواع دیگر جنها که از او نام می بریم ، جنیست که
((
وشق
)) نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند
که نسناس از این نوع جن به وجود آمده است.
نسناس
طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت
بشر ، در زمین میزیستند و سپس منقرض شدند.
گفته می شود که دانشمندان بقایای جسد
نسناس
هایی را از زیر خاک به دست آورده اند. اگر وشق کسی را
دربیابانها و جنگلها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند،به
شخص حمله ور می گردد.
در یکی از سفرها ، علقمة بن سفیان ،
وشق
را دید. هر دو به جانب همدیگر حمله ور شدند و علقمة ضربتی
با شمشیر بر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمة ،
ضربتی بر علقمة وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به
هلاکت رسیدند.
علاوه بر جن های نام برده در فوق از جنی بنام «
منها
» یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان
می باشد. این جن مسائلی عجیب از خود بروز می دهد تا
پرهیزگاران و عابدان چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند
و آنچه از آنها صادر می شود واقعا" از خودشان است و بدین
نحو بتدریج دچار عجب و غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه
گردند و در گمراهی بمیرند.
تغییر شکل جن
جن
فاقد عنصر مادی و فاقد جسم است اما قادر است خود را شبیه
به هر موجودی بنماید .جن
حتی میتواند خود را به شکل فیل تجلی دهد .اما این کار برای
او آسان نیست و از این رو ترجیح میدهد بیشتر در جسم
موجودات کوچکتر اهلی از جمله حیوانات اهلی وارد شوند .(دانستنیهایی
درباره جن)
جنیان به خاطر لطافت جسمی و قدرت روحی ، میتوانند به
شکلهای مختلف در آیند و به محض اینکه شکل موجودی را به
تصور ذهنی خود در آورند ، به همان صورت شکل میگیرند.(دنیای
مرموز جن)
اجنه عبارت از اجسم هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند
به اشکال مختلف از قبیل : مار ، عقرب سگ ، شتر ، گوسفند ،
اسب ، درازگوش ، پرنده و انسان درآید .
(دنیای شگفت جن، ابلیس شیطان)
نظر سایت جن :
چگونگی تغییر شکل بارزترین وجه تمایز
جن
و انسان و عجیب ترین خاصیت و قابلیت او است .
تصور موجودی که با عقل و اراده میتواند شکل خود را تغییر
داده و رفتارش را همانند موجودات دیگر نمایند ، همیشه برای
انسان باور ناپذیر و برای شاهدان عینی عجیب و غیر قابل
انکار است.
دود ، هوا و آتش مانند گاز به شکل ظرف خود در میآیند . حتی
شما دودی که از چیزی حاصل میشود را میتوانید قبل از منبسط
شدن و محو شدن به شکلی خاص مشاهده نمایید مانند دود قلیان
هنگامی که از دهان صادر میشود قابل رویت است و وقتی تراکم
خود را از دست میدهد از دید ما خارج میشود.
در صورتی که همین دود ، صاحب عقل و دارای اختیار باشد
میتواند خود را به اشکال گوناگون در آورد .
حال هنگامی که
جن
بخواهد شکل خود را متراکم کند و یا تغییر دهد در واقع چنین
اتفاقی می افتد اما با سرعت بالا. (البته ما در این مسئله
، دود را به عنوان مثال و تقریب به ذهن بیان نمودیم )
جنها
وقتی میخواهند تغییر شکل دهند غالبا شکل خاص یعنی انسانی
خاص یا حیوانی خاص مد نظرشان است به همین دلیل پس از تغییر
شکل در تمام نشانه های ظاهری شبیه او میشوند .
مثلا اگر انسانی خاص مد نظرشان باشد در شکل و شمایل ظاهری
، در تغییر صدا ، در راه رفتن و غذا خوردن ، حتی تیکهای
عصبی و طریقه نگاه کردن کاملا شبیه فرد میشوند .
در مورد حیوانات نیز همین گونه است کتابها و بعضی منابع
بر این باورند که جن
نمیتواند به بعضی حیوانات مثل سگ و خوک شبیه و متراکم شود
. این از نظر ما مردود است حتی در روایتی از ابوحمزه آمده
:
همراه امام صادق(ع) در بین مکه و مدینه بودم. ناگهان حضرت
به جانب چپ نگاه کردند و سگ سیاهی را دیدند و فرمودند :
ترا چه شده است ! خدا ترا تقبیح گرداند ، چقدر تند میروی
؟! یکباره دیدم که شبیه مرغی در آمد و پرواز کرد و رفت .
از حضرت پرسیدم : این چه بود ؟! حضرت فرمود: نام او عثم
میباشد و پیک جنیان است . در این ساعت هشام مرده و او
میرود خبر مرگ وی را به هر شهری برساند .
(حلیه المتقین ص 463)
تنها شکلی که جن اجازه
ندارد به آن جسمیت پیدا کند شکل و شمایل و ظاهر هدایت
کنندگان : پیامبران الهی ، ائمه معصوم و بزرگان دین است و
واضح و آشکار است که اگر این اتفاق رخ میداد انسانها در
پیدا کردن راه راست دچار مشکل میشدند.
هنگامی که جن بخواهد تراکم
و جسمیت به شکل خاصی پیدا کند به سرعت تصور کردن چیزی در
ذهن شما این اتفاق میافتد یعنی شما همین حالا یک خانه
ویلایی را تصور کنید . همین حالا در ذهنتان نقش بست ، بدون
هیچ فشار و هیچ گونه زحمتی .
حالا از شما میخواهم یک فنجان قهوه را تصور کنید . آیا
شما بعد از اینکه ذهنتان از یک خانه ویلایی به یک فنجان
قهوه منتقل شد (تصورتان تغییر کرد) دچار سختی و مشقتی شدید؟
سرعت تغییر تصورتان چقدر بود؟
آیا هنگام تبدیل شدن تصورتان از یک خانه به یک فنجان با
مانعی روبرو شدید؟
دقیقا شکل گیری اعم از تراکم و جسمیت پیدا کردن ، تغییر و
تحول ، سرعت و زحمت آن برای جن مانند مثالی که برایتان زدم
( تصور کردن) برای ماست. البته این مثال است اما شبیه ترین
چیزی است که میتوان بیان کرد.
زمانی که جن میخواهد به
ظاهر یک انسان در آید و از همه ظواهر او تبعیت کند با سرعت
همان تصور کردن ، به مغز شخص رجوع کرده و چون همه چیز از
مغز فرماندهی میشود عینا کپی برداری نموده و خود را مطابق
با آن میکند.
جنیان
میتوانند خود را به شکل ماده و اشیاء نیز متراکم کنند .
آنها بسته به تسخیر توسط انسانها ، تمایل خود و گاهی به
امر خداوند که از طریق بزرگان انسان به جن دستور داده
میشود خود را به اشیاء و اجسام ، حیوانات و گیاهان و
بسیاری مواد در میآورند و این نشانه ای دیگر از قدرت
خداوند در خلقت موجودی است که با گذشت قرنها ، واقعیت آن
جز بر خواص بر کسی آشکار نیست.
این مطالب برگرفته از وب سایت :http://jinnmasters.com میباشد لذا استفاده
از مطالب این صفحه با ذکر نام سایت جن مجاز و بلا مانع میباشد
|