تبليغاتX
علم و فراتر از آن - The Truth Is Out There
 
 
   
 
 

اورورا (سیاره)


در مجموعه‌ داستان‌های رباتی آسیموف، اورورا یا Aurora نام یکی از چند سیاره‌ای ایست که توسط انسان‌ها مسکونی سازی شده. اگرچه ساکنان این سیاره‌ها انسان هستند و از نسل همان انسان‌های زمینی، ولی مردم زمین به آنها فضایی می‌گویند.

فضایی‌های، یعنی ساکنان کرات مسکونی شده، با دستکاری ژنتیکی بدن و دستکاری محیط زیستشان، موفق شده‌اند مرزهای پیری و مرگ را دورتر ببرند و تا چهار پنج قرن زندگی کنند. آنها از رباتها در زندگی روزمره و در صنایع و کارخانه‌ها استفاده می‌کنند.

و به همین دلایل، روابط میان ساکنان زمین و ساکنان کرات فضایی چندان خوب نیست. فضایی‌ها در زمینی‌ها به دیدهٔ تحقیر می‌نگرند و به نظرشان آنها موجوداتی پر از میکروب و بیماری با عمر کوتاه هستند و زمینی‌ها نیز که از زندگی کردن با رباتها بیزار هستند، و از دیدگاه فضایی‌ها نسبت به خود مطلع می‌باشند، فضایی‌ها را بیگانه می‌پندارند. یکی از داستان‌های رباتی ایزاک آسیموف روی سیارهٔ اورورا اتفاق می‌افتد. از دیگر کرات فضایی که در داستان‌های آسیموف نقش دارند، می توان سولاریا را نام برد.

اورورا نام الههٔ سپیده‌دم در اساطیر یونان است. از آن‌جایی که اورورا اولین سیاره‌ای بوده که در رشته‌افسانهٔ آسیموف زمین‌گونه شده و نخستین دنیای فضایی است، نام اوروا را گرفته است.


خطوط نازکا

خطوط نازکا مجموعه ای از خطوطی است که در صحرای نازکا، یک دشت بایر واقع شده. این دشت 80 کیلومتر بین شهرهای نازکا پالیا در پرو کشیده شده. این خطوط توسط فرهنگ نازکا بین 200 ق.م تا 700 م خلق شده است. صدها شکل منحصر به فرد وجود دارد که از نظر پیچیدگی از خطوط ساده تا مرغ های مگس خوار، عنکبوت، میمون و مارمولک دارای تنوع می باشند. خطوط نازکا به جز از فضا قابل تشخیص به صورت خطوط منسجم نیستند. از این رو حدس زده می شود که مردم نازکا هرگز نتوانستند کاری را که خلق کرده اند را به صورت منسجم ببینند.

این خطوط به‌وسیله ذوب اکسید آهن که با سنگ ریزه اندود شده بود، ساخته شده که سطح صحرای نازکا را پوشانده. وقتی سنگفرش برداشته شده، آنها تضادی با رنگ روشن سطح زیری بوجود آوردند در این دشت چند صد خط ساده و شکلهای هندسی وهمچنین بیش از 70 شکل حیوان، حشره و انسان وجود دارند. مساحتی که این خطوط را پوشش می دهد، تقریباً 500 کیلومتر مربع بوده است و بزرگ ترین شکلها در حدود 270 متر درازا دارد. این خطوط به دلیل خشکی بسیار زیاد، باد کم و شرایط آب و هوایی ثابت منطقه نازکا، باقی مانده اند. صحرای نازکا یکی از خشک ترین مناطق زمین است که دمای آن در تمام سال در حدود 25 درجه می باشد و کمبود باد این خطوط را قابل رویت تا به زمان حاضر باقی نگهداشتند

از زمان کشف این خطوط فرضیه هایی در رابطه با شیوه ها و انگیزه های ایجاد آنها، پیشنهاد شده. توضیح باستان شناسی در مورد اینکه چه کسی آنها را ساخته : برای مثال اینکه مردم نازکا خطوط را با استفاده از وسایل ساده و تجهیزات زمین پیمایی و نقشه برداری ایجاد کرده اند. تیرک های چوبی در انتهای برخی خطوط (که برای آزمایش کربن 14 مورد استفاده واقع شده) و سفالهایی که در برخی از مناطق نازکا پیدا شده، این فرضیه را حمایت می کند. علاوه بر این محققان از جمله جو نیکل با استفاده از تکنولوژی ساده که در دسترس مردم نازکا بوده، و بدون دید هوایی شکلها را دوباره ایجاد کرده. با نقشه های دقیق و تکنولوژی ساده یک تیم از افراد توانستند حتی اشکالی بزرگ‌تر را در طی چندین روز خلق کنند.
مدارک موجود کمی در خصوص علت اشکال ساخته شده وجود دارد. از اینرو، انگیزه مردم نازکا، ماندگار ترین راز خطوط می باشد. بسیاری محققان عقیده دارند که انگیزه مردم نازکا، مذهبی بوده. یعنی خلق اشکالی که تنها خدایان از آسمان قادر به دیدن آنها بطور واضح هستند. فرضیه دیگری وجود دارد که مردم نازکا می خواستند تا به مناطقی که در افق دور واقع شده، جایی که خورشید و دیگر اجرام آسمانی طلوع یا غروب می کنند، اشاره کنند. این فرضیه توسط دو مححقق ارزیابی و بررسی شد و هر دو نتیجه گرفتند که مدارک کافی برای توجیه نجومی وجود ندارد.
در سال 1985 یک باستان شناس به نام جوهان رین هارد، اطلاعات باستان شناسی، قوم شناسی و تاریخی را منتشر کرد که اثبات می کرد که پرستش کوهها و دیگر منابع آبی نقش مهمی را در اقتصاد و مذهب نازکا از زمان قدیم تا زمان اخیر بازی می کرده. او تئوری را ارائه داد که شامل ستایش خدایانی در ارتباط با فراوانی آب و حاصلخیزی محصول، توجیه شوند. همچنین ادعا شده که این خطوط به عنوان راههای مقدسی بودند که به خدایانی منتهی می شدند. این خدایان در آن نقطه عبادت می شدند. و اشکال نیز به عنوان موضوعاتی نمادین برای طلب کمک از خدایان بودند. دیوید جوهانسون پزوهشگر دیگری بود که خطوط نازکا و ارتباط آشکار آنها را با آبراههای زیر زمینی مورد بررسی قرار داده. جوهانسون برای ردیابی این تونل های آبی، گمتنه زنی کرد و ادعا کرد که خطوط بیانگر اینست که آیا زمین دارای آب هست یا نه. مناطق با بیشترین اشکال در حدود مناطقی با بیشترین مقدار آب زیرزمینی تمرکز یافته اند و معمولاً نزدیک به چاهها و دیگر منابع آبی هستند. نظری که جوهانسون ابراز می کند اینست که ساکنانی که در یک چنین منطقه خشکی زندگی می کنند باید زمان زیادی را برای یافتن منابع آبی میگذراندند. به‌وسیله خلق یک نقشه با مقیاس بزرگ، می توانستند بطور دقیق بفهمند که کجا می توانند آب پیدا کنند. این خطوط بعدا اشکال مذهبی برای خدایان و یا نامهایی که به هر یک از منابع آبی داده شد، تبدیل شد. رابین ادگا (کسوف شناس) فرضیه داد که خطوط نازکا، خصوصا اشکال حیوانی، انسانی و گلها یک واکنش باستانی به اصطلاح "چشمان خدا" است که در طی یک کسوف کامل در آسمان آشکار می شود. یک سلسله از کسوف کامل که در سرتاسر جنوب پروبه وقوع پیوست، با زمانیکه خطوط و اشکال نازکا خلق شده بود، هم‌زمان بوده. یک خورشید گرفتگی کامل بطور واضح شبیه مردمک چشم و عنبیه یک چشم غول پیکر است در حالیکه به پایین نگاه می کند. تئوری دیگری ادعا می کند که خطوط نازکا باقیمانده "معابد راه رونده" هستند جاییکه یک گروه بزرگ از عبادت کنندگان در امتداد یکی از خطوط که وقف شده برای یک ذات مقدس بوده، راه می رفتند. ساکنان دهکده های محلی می گویند که ساکنان قدیمی، تشریفاتی را روی این راهها و اشکال انجام می دادند تا از خدایان تشکر کنند و ادامه ی داشتن باران و آب را از کوههای آند تضمین کنند. همچنین بر طبق یک فرضیه از مایکل ویلانت، رساناهایی از جنس طلا یا مس روی زمین کشیده شده بود. این رسانا ها، به‌عنوان آنتن هایی برای جمع آوری فرکانسهای بسیار پایین مگنت تلوریوم که در مناطق لرزه نگار مشخص تولید می شود، بوده است و این، چند روز قبل از وقوع زلزله اتفاق می افتاد. جنجالی ترین فرضیه مطرح شده درباره این خطوط توسط اریک فون دانیکن و در کتاب ارابه های خدایان می باشد. او ادعا کرده که این خطوط در حقیقت فرودگاهی برای سفینه های فضایی بیگانه بوده.

این مطلب از سیت دانشنامه ویکی پدیا گفته شده است.
در آخر لازم به ذکر است این خطوط را بیکانگان و موجودات فرازمینی ساخته و نوعی رمز میباشد بین انسان ها و بیگانه ها


ترابشریت


ترابشریت مکتب تازه‌ای در فلسفه ی گمانه پردازانه است که به بررسی مسئله کاربرد فناوری‌های ویژه برای بهسازی و پیشبرد شرایط انسان به فراسوی محدودیت‌های فرگشت زیستی می‌‌پردازد. ترابشریت را در انگلیسی Transhumanism یا H+ می‌گویند. (که اچ اولین حرف کلمه Human به معنی بشر است)

این نظریه مخالفان سرسخت بسیاری دارد که از آن جمله می‌توان به فرانسیس فوکویاما اشاره کرد که معتقد است این نظریه یکی از خطرناک‌ترین نظریه‌های ارایه شده در دنیا برای بشریت است.



ویجر


وُیجِر (به انگلیسی: Voyager) نام دو کاوشگر فضایی است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط ناسا برای مطالعه سیاره‌های منظومه شمسی به فضا پرتاب شد.

«کاوشگر» به دسته ای از فضاپیماهای بدون سرنشین اطلاق می شود که برای کاوش و تحقیق در سیارات، ستارگان و به طور کلی اجرام فضایی ساخته و به فضا پرتاب می شوند.

دو کاوشگر ویجر ۱ و ویجر ۲ پیشگام اکتشاف سیارات دوردست منظومه شمسی و اولین ابزار ساخت بشرهستند که از محدوده منظومه شمسی خارج شده و به فضای ژرف ورای آن سفر کرده‌اند. داده‌های بسیار ارزشمندی که این دو کاوشگر در طول ماموریتهای موفق‌شان در اختیار دانشمندان قرار دادند، باعث گسترش زیاد دانش و اطلاعات بشر از ساختار سیارات بزرگ گازی منظومه شمسی شده است.

کاوشگر «ویجر ۱» در ۵ دسامبر سال ۱۹۷۷ میلادی توسط ایالات متحده برای کاوش و بررسی دقیق سیارات گازی مشتری، زحل و فضای ژرف فراتر از آنها به فضا پرتاب شد.

این کاوشگر در تاریخ ۵ مارس ۱۹۷۹ به نزدیک‌ترین فاصله خود نسبت به سیاره مشتری رسید و پس از بررسی و ارسال داده‌هایی بسیار ارزشمند و بنیادین از این سیاره به زمین، به سوی سیاره زحل پیش رفت و پس از گذر از این سیاره در ۱۲ نوامبر ۱۹۸۰ به ورای منظومه شمسی و فضای بیکران بین ستاره‌ای پیش رفت تا سفر بی پایان خود را ادامه دهد.


کاوشگر «ویجر ۲» در تاریخ ۲۵ اوت ۱۹۷۷ میلادی برای کاوش و بررسی دقیق‌تر تمامی سیارات گازی منظومه شمسی از جمله مشتری، زحل، اورانوس و نپتون، به فضا پرتاب شد. پس از گذر از مشتری و زحل به ترتیب در تاریخ ۹ ژوئیه ۱۹۷۹ و ۲۵ اوت ۱۹۸۱، در روز ۲۴ ژانویه ۱۹۸۶ خود را به اورانوس رساند و پس از عبور از نپتون در ۱۵ اوت سال ۱۹۸۹ همانند ویجر ۱ سفر خود را به سوی ژرفای فضا در پیش گرفت.

کاوشگرهای «ویجر» به بررسی دقیق سیارات گازی، ماه (قمر)‌های آنها، میدان مغناطیسی و جاذبه آن ، محاسبه دقیق گرانش و همچنین حلقه های زحل و اورانوس پرداختند.

از دیگر ویژگی های این ماموریت ، کشف ۲۴ ماه برای سیارات گازی بود.

علاوه بر این دانشمندان به یاری داده‌های ارسالی این دو کاوشگر، به شواهدی دال بر وجود فعالیت‌های آتشفشانی (شبیه ساختارهای زمینی) در یکی از ماه‌های مشتری به نام «آیو»(Io)، و همچنین آب فشان‌های یخی در بزرگترین ماه نپتون یعنی تریتون (Triton) پی‌بردند.

کشف تعداد زیادی از حفره های بزرگ که حاصل برخورد بسیار شدید دنباله دارها و شهاب سنگ ها بر روی ماه‌های سیارات است، از دیگر اکتشافات این کاوشگرها بود.

دانشمندان با در نظر گرفتن داده‌های ارسالی توسط ویجرها توانستند جرم و چگالی بیش از ۱۷ ماه (قمر) را محاسبه نمایند و همچنین ساختارهای بنیادی اجزای تشکیل دهنده جوّ رقیق و اسرارآمیز یکی از ماه‌های زحل به نام تیتان را تعیین نمایند. این داده‌ها سه دهه بعد در ماموریت فضایی کاسینی-هویگنس تکمیل شد.

این دو کاوشگر همراه خود ابزارهای بسیار دقیق پژوهشی حمل می کردند. از جمله این ابزار آلات می توان به ابزاری برای اندازه گیری دقیق میدان الکتریکی (توان یا قدرت،شکل و جهت آن در سیاره)، امواج فرابنفش، امواج مرئی، فرو سرخ و امواج رادیویی (در طول موج‌های مختلف) که توسط سیارات و ماه‌ها و حلقه‌هایشان تولید می‌شود اشاره کرد.

از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های که در طی این سفر اکتشافی اتفاق افتاد، ایجاد اختلال در ارتباط بین کاوشگرها و زمین در هنگام عبور این دو فضاپیما از پشت سیاره‌ها است، به عبارت دیگر جوّ سیارات و برخی از حلقه‌ها مانع از ارسال امواج رادیویی توسط کاوشگرها به زمین بودند.

علاوه بر ابزارهای پژوهشی و اندازه‌گیری، هر دو کاوشگر با خود لوحی از جنس طلا حمل می‌کنند. در این صفحات مدور فلزی دیجیتالی، مطالب زیر ثبت شده است:

  • فراز هایی از تمدن انسان به زبان ریاضی
  • تصویری از دو انسان (زن و مرد) با با دستان افراشته به نشانه دوستی
  • نشانی جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری

اندیشه قرار دادن پیام‌هایی برای موجودات هوشمند فرازمینی نخستین بار توسط «اریک بورگس» مطرح شد. سپس کارل ساگان، ستاره‌شناس و اخترشیمیدان مشهور آمریکایی و از پیشگامان روش‌های برقراری ارتباط با موجودات هوشمند فرازمینی‌، از این ایده به شدت استقبال کرد.

سرانجام ناسا با این طرح موافقت کرد و سه هفته به وی فرصت داد تا پلاکی را طراحی کند. ساگان با همکاری فرانک دریک پلاک را طراحی کردند؛ البته طراحی هنری این پلاک را همسر کارل سیگان - لیندا سالزمن- انجام داد.

دانشمندان امیدوارند ویجرها در طول سفر طولانیشان در فضای بیکران، با یک تمدن فرازمینی هوشمند برخورد داشته باشند. در این صورت، لوح مذبور شاید راهنمایی باشد برای همسایگان دوردست ما تا راه خانه ما «زمین» را پیدا کرده به ملاقاتمان بیایند.

البته به نظر می‌رسد این کار بیشتر یک اقدام سمبولیک باشد، چرا که با توجه به اندازه کوچک کاوشگرها در مقایسه با فضای بین ستاره‌ای، بسیار بعید است حتی در صورت وجود حیات فرازمینی، این دیسک‌ها پیدا شوند. حتی در صورتی که موجودات فرازمینی این دیسک‌ها را پیدا کنند، با توجه به گذشت زمان زیاد، آنها جنبه تاریخی خواهند داشت و به علاوه ممکن است آنها زمانی پیدا شوند

که دیگر نشانی از حیات در زمین نباشد.


فرستنده و گیرنده‌های رادیویی و همچنین سایر ابزار آلات پژوهشی دو کاوشگر «ویجر» تا سال ۲۰۰۰ میلادی به خوبی فعال بود.

اما به مراتب با زیاد شدن فاصله آن‌ها با سیاره زمین، این امواج باید برای رسیدن به زمین مدت زمان بسیاری را طی کنند. به همین دلیل در طی این فاصله دچار افت کیفیت می شوند و به صورت پالس‌های بسیار ضعیف در زمین دریافت می‌شوند.

پیش بینی می شود که کاوشگر ویجر ۱ تا سال ۲۰۱۵ از منطقه تحت جاذبه خورشید (هلیو پوز) خارج شده و سفر خود را در فضای بین ستاره‌ای ادامه دهد. ویجر ۲ نیز در طی سال های آتی همین مسیر را در پیش خواهد گرفت. دانشمندان تخمین می زنند که نزدیک ترین فاصله مرز خورشیدی (هلیو پوز) تا خورشید (فضای تحت تاثیر خورشید و فضای بین ستاره‌ای) در حدود ۱۵ میلیارد کیلومتر باشد.

دانشمندان امیدوارند پیش از اینکه موتور های پیشران این دو کاوشگر ارزشمند برای همیشه در فضای بیکران خاموش گردند، ویجرها به جایگاهی خاص رسیده باشند.

تصویری از دیسک کاوشگر «ویجر ۱»
تصویری از دیسک کاوشگر «ویجر ۱»

تصویر سی‌جی تهیه شده توسط ناسا از «ویجر ۱» در حال ورود به مدار اورانوس
تصویر سی‌جی تهیه شده توسط ناسا از «ویجر ۱» در حال ورود به مدار اورانوس



یاپتوس


یاپتوس، سومین قمر بزرگ کیوان، است. برخلاف هر جسم دیگری در سامانه خورشیدی، نیمی از سطح آن ده بار تیره تر از نیمه دیگر است. اگرچه برخی دوست دارند آن را پیغامی از موجودات فرازمینی هوشمند تصور کنند، اما واضح است که دانشمندان با این توصیف کنار نیامده‌اند، اما برای ارائه دلیلی قابل قبول تر از این پدیده، با مشکلات جدی مواجه هستند.

 

از آنجایی که تحقیقات مستقیم روی یاپتوس بی نتیجه مانده‌است، از علائم رادیویی، که برای ارسال آنها از رادیو تلسکوپ غول پیکر آرسیبو (Arecibo) که با قطر دهانه ۳۰۵ متر بر فراز قلل پورت ریکو نصب شده‌است، برای بررسی یاپتوس استفاده شده. با مطالعه‌ای که بر روی چگونگی بازتاب علائم از روی سطح این قمر (چه تیره و چه روشن) انجام شد، یک دید کلی درباره عامل احتمالی اختلاف رنگ و درخشندگی سطوح این قمر به دست آمده. نتایج آزمایشات نشان داده که هر دو روی این قمر از دید رادار تا حد زیادی مشابه‌اند، یعنی میزان بازتاب سیگنالهای ارسالی از سطوح مختلف این قمر تقریباً یکسان است.

این بدین معناست که ماده تیره تشکیل دهنده قسمت تاریک قمر، هر چه که باشد، یا از لحاظ الکتریکی جاذب نیست و یا یک لایه بسیار نازک است با قطر چند سانتی متر. با وجود این ستاره شناسان نسبتاً مطمئن اند که یاپتوس عمدتاً از آب تشکیل شده اما به سختی قادرند درباره دیگر مواد آن نظر دقیقی دهند. از آنجایی که آمونیاک علائم راداری را جذب می‌کند، حضور این ماده در قمر مشخص شده اما احتمال دارد این آمونیاک در زیر سطح قمر پنهان شده باشد.هنوز مطالب بسیاری باقی مانده‌است که باید از اطلاعات دریافتی از رادار استخراج شود. اما کاسینی (یک کاوشگر فضایی بدون سرنشین)، مأموریتی ۴ ساله دارد که گذر از نزدیکی یاپتوس هم جزء آن است


و در آخر تمدن های زیادی در آسمان ها زندگی میکنند که ما از آنها هیچ اطلاعاتی نداریم

The Truth Is Out There
 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین