|
منبع : http://www.limbolegacy.blogfa.com نیبیرو
و آنوناکی دو نام به هم چسبیده هستند که یکی بدون دیگری معنا ندارد. حضور
آنوناکی( الوهیم) بر زمین و آثار و دخالتهای آنها در این سیاره غیر قابل
چشم پوشی است. پس ستاره ای که خاستگاه این موجودات یا خدایان است نیز از
اهمیت فراوانی برخوردار است. مشکل اینجاست که اگر باور کنیم نیبیرو در
منظومه ما وجود دارد، لزوما باید قبول کنیم که زمین تا سال ٢٠١٢ یا کاملا
نابود می شود و یا اکثریت جمعیت آن کشته خواهند شد. از آنجا که من از
مخالفان نظریه پایان دنیا و ظهور کشتی های نجات هستم تصمیم دارم روی صحت
یا عدم صحت نیبیرو و تاثیرات آن روی زمین تحقیقات بیشتر و بیشتری انجام
دهم. حاصل برخی از این تحقیقات در میان نوشته های آرشیو وبلاگ موجود است و
در این مقاله به بازگویی اطلاعات جدیدتری در خصوص این جرم آسمانی می
پردازم و دیدگاههای مختلف را در مورد ظهور این ستاره به طور بیطرفانه مورد
بررسی قرار می دهم.
اگرچه تا رسیدن به پاسخ نهایی فقط ٣ سال زمان مانده و دیر یا زود مشخص خواهد شد آیا ما در میان قربانیان هستیم یا نجات یافتگان! نیبیرو
Nibiru طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در
منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال
سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار نیبیرو بسیار
دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید
فاصله می گیرد.
هر
٣٦٠٠ سال زمینی یکبار نیبیرو به خورشید بسیار نزدیک می شود و در این حالت
مدار چرخش آن از نزدیکی زمین می گذرد. در اثر این نزدیکی اکوسیستم زمین بر
هم میریزد. سونامی - طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها
فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه
این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می
آیند.
کسانیکه مدافع ظهور نیبیرو هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند.
بر طبق
نظریه ی علمی به نام " گرم شدن جهان" بر اثر اجتماع گازهای گلخانه ای زیست
زمین در حال تغییرات عمده است. در حالیکه برخی عقیده دارند اکوسیستم و
طبیعت قادر است تا هر مقدار آلودگی و زباله را دفع و تحمل کند. گازهای
گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن
دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی
برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک
دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه
ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی
توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.
www.middlebury.net/op-ed/global-warming-01.html
با
دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی
زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل میگیرد و آن این است که چرا یخهای قطب
در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از
گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می
بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟
دانشمندان باستان
در ۳۵۹۷ سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها
را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگرچه بشر امروز استفاده چندانی از
این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش
او را کور کرده است. این اطلاعات هر ۳۶۰۰ سال یکبار تکرار شده اند.
اسناد به دست آمده از نزدیکی نیبیرو به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش
شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده
اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین
النهرین نبوده و توسط ملل مختلف ثبت شده است مانند مصر و مکزیک و چین و...
توصیف کامل نیبیرو و نحوه حرکت آن و چگونگی تاثیر گذاری آن بر زمین و سایر سیارات منظومه شمسی به طور کامل در کتاب "بازدید از آفرینش"
Genesis Revisited نوشته زکریا سیچین آورده شده است. در این کتاب
زکریا سیچین که از معدود دانشمندان مسلط به زبان سومری است با ترجمه لوحه
های سومری داستان آفرینش را از دید دیگری تحت بررسی قرار داده و آن را
بازدیدی از پروژه آفرینش نامیده است.
همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب " اژدها و افعی های پرنده"
Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح
داده شده است. مقالات و کتابهای متعددی در این باره وجود دارند که
متاسفانه همگی به زبان انگلیسی یا فرانسه هستند و من همواره گزیده هایی از
این کتب را در مقالات این وبلاگ ترجمه و مورد استفاده قرار داده ام.
همچنان
که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم نیبیرو به ما نزدیک و نزدیکتر می شود.
شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این
ستاره شوم و مسکن خدایان را با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر
زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و
اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده
شده است. علاقمندان می توانند برای دریافت تصاویر بیشتر به من ایمیل
بزنند. اما با نزدیک شدن نیبیرو به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان
ما قابل رویت خواهد بود و شکی نیست که تا پیش از آن ناسا با یک تئوری جدید
خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که
احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!
دلیل
سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک
وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها
برای سفر به سایر جهانها است. به عقیده مدافعان این نظریه افشا شدن ماجرای
آفرینش و چگونگی ارتباط بشر با خدایان نیبیرو, سبب ایجاد پرسشهای فراوانی
برای پیروان ادیان مختلف خواهد شد که قرنها توطئه سازی را بر باد خواهد
داد و مسلما اتفاقات و حوادثی که در این بازه زمانی رخ داده است قابل
توضیح دادن در یک روز و دو روز نخواهد بود. به این ترتیب کل سیستم جهان و
قوانینی که جوامع بر پایه آن طراحی شده اند زیر سوال می رود و انسانها
گیج و سرگشته به دنبال خدایی خواهند گشت که هزاران سال از او بی خبر بوده
اند. کاملا واضح است که این شرایط به نفع هیچ کس و هیچ چیز نیست و حقیقت
چیزی نیست که بتوان آن را با هیچ زبانی بازگو کرد!
بنابراین
اگر می پرسید چرا ناسا و سایر سازمانهای به ظاهر علمی و سیاسی در رابطه با
همه این موارد دروغ می گویند جواب در همان پاراگراف بالاست! چرا من راجع
این مسائل حرف می زنم ؟ تصور می کنم که اگر من یک ایرانی مشتاق حقیقت
بودم و زبان خارجی بلد نبودم تا کتابهای مختلف را مطالعه کنم و کتابهای
مورد نظر به زبان فارسی موجود نبود- دلم می خواست یک نفر پیدا شود و این
مسائل را برای من ترجمه کند. حالا این یک نفر خود من هستم احتمالا چون کار
بهتری ندارم !
اما می رسیم به سوال مهمتری...آیا حقیقت نیبیرو به
همین جا ختم می شود؟ آیا ظهور نیبیرو فقط جنبه علمی و ستاره شناسی دارد؟
آیا کافی است بپذیریم که نیبیرو یک ستاره یا سیاره دیگر است که بر روی
مداری به دور خورشید می چرخد؟ آیا واقعا این صحیح است یا اینکه این هم خود
یک دروغ و توطئه دیگر برای سرپوش گذاشتن روی حقیقتی بسیار بزرگتر و
خطرناکتر است که دارد از راه می رسد؟
اگر وب سایتها و کتابهای زیادی در مورد ۲۰۱۲ و ظهور
نیبیرو وجود نداشت شاید من در همین جا قانع می شدم ولی وقتی تعداد بی
شماری برنامه تلویزیونی از شبکه های مختلف به زبانهای مختلف در مورد
نیبیرو ساخته و پخش می شوند به نظر من مشکوک است. در حالیکه وجود حیات غیر
زمینی توسط اکثریت دانشمندان رد شده است و همگی ارتباط آلمان نازی را با
سکنه مریخ رد می کنند چه دلیلی دارد که ناگهان و در چند قدمی سال ۲۰۱۲
همگی بسیج شوند تا ما را با وجود نیبیرو آشنا کنند؟
باید توجه داشت که این یک تاکتیک آشناست. اخبار زیر
زمینی معمولا اخباری است که از پشت درهای بسته به بیرون راه می یابد و این
اخبار قاعدتا به حقیقت نزدیکتر است از آنچه در روزنامه ها در مورد ستاره
شناسی می نویسند. اما حالا اگر همین اخبارزیر زمینی تحت کنترل همان سازمان
ناسا باشد در واقع باز این ما هستیم که طعمه شده ایم . از یک سو ناسا وجود
نیبیرو را انکار می کند. از سوی دیگر تصاویری از آن ستاره توسط افراد
گمنام ناسا به اینترنت راه می یابد تا مدافعان نیبیرو سند قانع کننده تری
برای اثبات آن داشته باشند. اما ما از کجا می توانیم فرق نیبیرو را با هر
ستاره دیگری بدانیم ؟ این تصاویر می تواند از هر جای دیگری و مربوط به هر
سیاره یا ستاره دیگری نیز باشد. اما چون این تصاویر مستقیما از سایت ناسا
منتشر نمی شوند بلکه توسط منابع ناشناس در دسترس قرار می گیرند این نظریه
قوت میگیرد که واقعا ستاره نیبیرویی وجود دارد که ناسا نمی خواهد مردم از
آن مطلع باشند. من نمی گویم که نیبیرو اصلا وجود ندارد اما چه تضمینی هست
که این نیبیرو همان چیزی باشد که به ما گفته می شود؟ با افشا کردن اخباری
در خصوص این ستاره توجه ما از مسائل مهمتری که در فضا و روی زمین رخ میدهد
کاسته شده و باز از دانستن ماجرای حقیقی محروم می مانیم.
اینکه نیبیرو اگر هم ستاره ای باشد چگونه می تواند در
منظومه ای که خودش یک ستاره دارد گردش کند ؟ و احتمال اینکه نیبیرو مانند
منظومه سایه و موازی در بعد تاریک جهان ما ساکن باشد چقدر است؟ ساکنان این
مجموعه ستاره ای از زمین چه می خواهند و مهمتر اینکه دولتمردان زمین با
سکنه این ستاره چکار دارند و چه سودی از نزدیک شدن آن به زمین می برند؟
آیا این یک پدیده غیر قابل اجتناب است یا به طور عمدی صورت می گیرد؟ آیا نزدیک شدن نیبیرو با فعال شدن نیروهای ماورایی و جنیان در زمین می تواند ارتباط داشته باشد؟
در ادامه تصاویر متعددی را که ظاهرا نیبیرو را نشان می دهند قرار داده ام.
در تصویر زیر نیبیرو را به صورت نور کوچکی در کنار
خورشید می بینید. گفته می شود که این تصویر ونوس یا ماه نیست بلکه تصویر
نیبیرو است.
نیبیرو
Nibiru طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در
منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال
سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار نیبیرو بسیار
دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید
فاصله می گیرد.
هر
٣٦٠٠ سال زمینی یکبار نیبیرو به خورشید بسیار نزدیک می شود و در این حالت
مدار چرخش آن از نزدیکی زمین می گذرد. در اثر این نزدیکی اکوسیستم زمین بر
هم میریزد. سونامی - طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها
فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه
این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می
آیند.
کسانیکه مدافع ظهور نیبیرو هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند.
بر طبق
نظریه ی علمی به نام " گرم شدن جهان" بر اثر اجتماع گازهای گلخانه ای زیست
زمین در حال تغییرات عمده است. در حالیکه برخی عقیده دارند اکوسیستم و
طبیعت قادر است تا هر مقدار آلودگی و زباله را دفع و تحمل کند. گازهای
گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن
دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی
برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک
دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه
ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی
توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.
www.middlebury.net/op-ed/global-warming-01.html
با
دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی
زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل میگیرد و آن این است که چرا یخهای قطب
در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از
گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می
بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟
دانشمندان باستان
در ۳۵۹۷ سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها
را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگرچه بشر امروز استفاده چندانی از
این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش
او را کور کرده است. این اطلاعات هر ۳۶۰۰ سال یکبار تکرار شده اند.
اسناد به دست آمده از نزدیکی نیبیرو به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش
شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده
اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین
النهرین نبوده و توسط ملل مختلف ثبت شده است مانند مصر و مکزیک و چین و...
توصیف کامل نیبیرو و نحوه حرکت آن و چگونگی تاثیر گذاری آن بر زمین و سایر سیارات منظومه شمسی به طور کامل در کتاب "بازدید از آفرینش"
Genesis Revisited نوشته زکریا سیچین آورده شده است. در این کتاب
زکریا سیچین که از معدود دانشمندان مسلط به زبان سومری است با ترجمه لوحه
های سومری داستان آفرینش را از دید دیگری تحت بررسی قرار داده و آن را
بازدیدی از پروژه آفرینش نامیده است.
همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب " اژدها و افعی های پرنده"
Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح
داده شده است. مقالات و کتابهای متعددی در این باره وجود دارند که
متاسفانه همگی به زبان انگلیسی یا فرانسه هستند و من همواره گزیده هایی از
این کتب را در مقالات این وبلاگ ترجمه و مورد استفاده قرار داده ام.
همچنان
که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم نیبیرو به ما نزدیک و نزدیکتر می شود.
شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این
ستاره شوم و مسکن خدایان را با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر
زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و
اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده
شده است. علاقمندان می توانند برای دریافت تصاویر بیشتر به من ایمیل
بزنند. اما با نزدیک شدن نیبیرو به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان
ما قابل رویت خواهد بود و شکی نیست که تا پیش از آن ناسا با یک تئوری جدید
خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که
احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!
دلیل
سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک
وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها
برای سفر به سایر جهانها است. به عقیده مدافعان این نظریه افشا شدن ماجرای
آفرینش و چگونگی ارتباط بشر با خدایان نیبیرو, سبب ایجاد پرسشهای فراوانی
برای پیروان ادیان مختلف خواهد شد که قرنها توطئه سازی را بر باد خواهد
داد و مسلما اتفاقات و حوادثی که در این بازه زمانی رخ داده است قابل
توضیح دادن در یک روز و دو روز نخواهد بود. به این ترتیب کل سیستم جهان و
قوانینی که جوامع بر پایه آن طراحی شده اند زیر سوال می رود و انسانها
گیج و سرگشته به دنبال خدایی خواهند گشت که هزاران سال از او بی خبر بوده
اند. کاملا واضح است که این شرایط به نفع هیچ کس و هیچ چیز نیست و حقیقت
چیزی نیست که بتوان آن را با هیچ زبانی بازگو کرد!
بنابراین
اگر می پرسید چرا ناسا و سایر سازمانهای به ظاهر علمی و سیاسی در رابطه با
همه این موارد دروغ می گویند جواب در همان پاراگراف بالاست! چرا من راجع
این مسائل حرف می زنم ؟ تصور می کنم که اگر من یک ایرانی مشتاق حقیقت
بودم و زبان خارجی بلد نبودم تا کتابهای مختلف را مطالعه کنم و کتابهای
مورد نظر به زبان فارسی موجود نبود- دلم می خواست یک نفر پیدا شود و این
مسائل را برای من ترجمه کند. حالا این یک نفر خود من هستم احتمالا چون کار
بهتری ندارم !
اما می رسیم به سوال مهمتری...آیا حقیقت نیبیرو به
همین جا ختم می شود؟ آیا ظهور نیبیرو فقط جنبه علمی و ستاره شناسی دارد؟
آیا کافی است بپذیریم که نیبیرو یک ستاره یا سیاره دیگر است که بر روی
مداری به دور خورشید می چرخد؟ آیا واقعا این صحیح است یا اینکه این هم خود
یک دروغ و توطئه دیگر برای سرپوش گذاشتن روی حقیقتی بسیار بزرگتر و
خطرناکتر است که دارد از راه می رسد؟
اگر وب سایتها و کتابهای زیادی در مورد ۲۰۱۲ و ظهور
نیبیرو وجود نداشت شاید من در همین جا قانع می شدم ولی وقتی تعداد بی
شماری برنامه تلویزیونی از شبکه های مختلف به زبانهای مختلف در مورد
نیبیرو ساخته و پخش می شوند به نظر من مشکوک است. در حالیکه وجود حیات غیر
زمینی توسط اکثریت دانشمندان رد شده است و همگی ارتباط آلمان نازی را با
سکنه مریخ رد می کنند چه دلیلی دارد که ناگهان و در چند قدمی سال ۲۰۱۲
همگی بسیج شوند تا ما را با وجود نیبیرو آشنا کنند؟
باید توجه داشت که این یک تاکتیک آشناست. اخبار زیر
زمینی معمولا اخباری است که از پشت درهای بسته به بیرون راه می یابد و این
اخبار قاعدتا به حقیقت نزدیکتر است از آنچه در روزنامه ها در مورد ستاره
شناسی می نویسند. اما حالا اگر همین اخبارزیر زمینی تحت کنترل همان سازمان
ناسا باشد در واقع باز این ما هستیم که طعمه شده ایم . از یک سو ناسا وجود
نیبیرو را انکار می کند. از سوی دیگر تصاویری از آن ستاره توسط افراد
گمنام ناسا به اینترنت راه می یابد تا مدافعان نیبیرو سند قانع کننده تری
برای اثبات آن داشته باشند. اما ما از کجا می توانیم فرق نیبیرو را با هر
ستاره دیگری بدانیم ؟ این تصاویر می تواند از هر جای دیگری و مربوط به هر
سیاره یا ستاره دیگری نیز باشد. اما چون این تصاویر مستقیما از سایت ناسا
منتشر نمی شوند بلکه توسط منابع ناشناس در دسترس قرار می گیرند این نظریه
قوت میگیرد که واقعا ستاره نیبیرویی وجود دارد که ناسا نمی خواهد مردم از
آن مطلع باشند. من نمی گویم که نیبیرو اصلا وجود ندارد اما چه تضمینی هست
که این نیبیرو همان چیزی باشد که به ما گفته می شود؟ با افشا کردن اخباری
در خصوص این ستاره توجه ما از مسائل مهمتری که در فضا و روی زمین رخ میدهد
کاسته شده و باز از دانستن ماجرای حقیقی محروم می مانیم.
اینکه نیبیرو اگر هم ستاره ای باشد چگونه می تواند در
منظومه ای که خودش یک ستاره دارد گردش کند ؟ و احتمال اینکه نیبیرو مانند
منظومه سایه و موازی در بعد تاریک جهان ما ساکن باشد چقدر است؟ ساکنان این
مجموعه ستاره ای از زمین چه می خواهند و مهمتر اینکه دولتمردان زمین با
سکنه این ستاره چکار دارند و چه سودی از نزدیک شدن آن به زمین می برند؟
آیا این یک پدیده غیر قابل اجتناب است یا به طور عمدی صورت می گیرد؟ آیا نزدیک شدن نیبیرو با فعال شدن نیروهای ماورایی و جنیان در زمین می تواند ارتباط داشته باشد؟
در ادامه تصاویر متعددی را که ظاهرا نیبیرو را نشان می دهند قرار داده ام.
در تصویر زیر نیبیرو را به صورت نور کوچکی در کنار
خورشید می بینید. گفته می شود که این تصویر ونوس یا ماه نیست بلکه تصویر
نیبیرو است.
در اینجا به وضوح نیبیرو در کنار خورشید قابل رویت است.

این یکی از تصاویر ناسا است که نیبیرو را در میان سیارات و ماههای خودش نشان می دهد.

ر تصویر بالا نیبیرو در ماه می ۲۰۰۲ . بعد از ۷ ماه در ماه سپتامبر ۲۰۰۲ نزدیکتر و بزرگتر شده است.
یکی دیگر ازتصاویر ناسا
جرم سیاه رنگ یکی از اقماری است که دور نیبیرو گردش می کند است. ریشه لغت نیبیرو
اصطلاح " نی بی رو " از کتیبه های میخی و نوشته های متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش گرفته شده است.
معنای آن چنین است : سیاره تقاطعی
و علامتهای آن در خط سومری صلیب و دیسک بالدار می باشند.
بخشی از یک کتیبه سومری با علامات نیبیرو. علامت صلیب به معنی تقاطع است چرا که نیبیرو سیاره تقاطعی نام دارد.
کتیبه ای دیگر با علامت نیبیرو


آنو
که در مرکب- سفینه خویش پایین می آید سمبل ملل مختلف از زمان باستان تا
کنون بوده است. این علائم در آرمهای نیروی هوایی کشورها و حتی اتوبوس رانی
و حمل و نقل کشورهای مختلف به وفور دیده می شود.


تصویری بر مزارع گندم از دیسک بالدار
در بازسازی کتیبه شماره V ( پنج) از انومه الیش توسط
لندزبرگن Landsbergen و ویلسون Wilson لغت ni - bi - ru به معنی ستاره
قطب ترجمه شده است. در پاورقی نویسندگان توضیح می دهند که " منظور از ستاره قطب مردوک است اما هیچ شکی نیست که در دوره های بعدتر نیبیرو به معنی سیاره عطارد یا مشتری است".
اما زکریا Zecharia Sitchin سیچین و بوراک الدم Burak Eldem و اندی بویل Andy Boyle و بسیاری دیگر باور دارند که نیبیرو یعنی " آنان که از آسمان به زمین آمدند".
در " کتاب گمشده انکی " The Lost Book of Enki که ترجمه ای است از
خاطرات و گفتگوهای انکی با نویسنده سومری به نام اندوبسار Endubsar مفصلا
درمورد نیبیرو صحبت شده است.
نمونه ای از خط سومری

نمونه ای از یک لوحه سومری
شواهد ستاره شناسی مبنی بر وجود نیبیرو
"تامباگ " پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. " کریستی" از
رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد.
اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این نظریه را تقویت
کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته
باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به
تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد.
ماهواره IRAS ( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری
را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط
باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و
دیگر ازآن چیزی شنیده نشد.
اورانوس واژگون
در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نامهای " هرینگتون" و " فون
فلندرن" از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند
و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آنها مطمئن
بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آنها
نامش را سیاره " مزاحم" گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه
یافت و هرینگتون از زکریا سیچین- مترجم داستان آفرینش سومری " انومه الیش"
دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آنها بیندازد. سیچین داده های ستاره
شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.

در این مهر آکادی جایگاه سیارگان مشخص شده است
انومه الیش -
سندی علمی تاریخی است که از نحوه تشکیل منظومه شمسی سخن می گوید. زمانیکه
علاوه بر عطارد- زهره- مریخ - مشتری - اورانوس و زحل سیاره دیگری نیز وجود
دارد و آن " تیامات" است . تیامات در مدار خود که بین مریخ و مشتری قرار گرفته حرکت می کند و در این زمان زمین هنوز به وجود هم نیامده است...
سیاره ای عظیم و سرگردان به نام نیبیرو
در هنگام عبور از کنار منظومه شمسی به دام جاذبه آن افتاده و باعث بر هم
خوردن موقعیت سیارات و ماههای آنها می شود. اورانوس را به پهلو می چرخاند
و پلوتو را که در اصل قمر زحل بوده از مدارش به بیرون پرتاب می کند. مسیر
نیبیرو نیز بر اثر جاذبه سیارات بزرگ بر هم می خورد و قمرهایش به سیاره
تیامات برخورد می کنند.

در برخورد اول تیامات به شدت تکان می
خورد. اما در گردش دوم اینبار خود نیبیرو است که با تیامات تصادم می کند.
بر اثر این برخورد شدید و فاجعه بار عمر تیامات به سر می رسد. قسمت بزرگتر
تیامات به مدار کنونی زمین رانده شده و زمین کنونی را می سازد در حالیکه
یکی از قمرهای نیبیرو به سمت زمین جذب شده و به ماه غیر عادی آن تبدیل می
شود.
خرده ها و آوار سیاره تیامات کمربند خرده سیاره ای و شهابها و ستارگان دنباله دار منظومه شمسی را می سازند.
شکاف و تو رفتگی عظیم و عمیقی که امروز اقیانوس آرام نام دارد گواه بر تصادم تیامات ( زمین قدیمی) با نیبیرو است.
پس از این برخورد- نیبیرو در مداری
بیضی شکل در منظومه شمسی قرار می گیرد و جهت چرخش آن برخلاف سیارات دیگر
تنظیم می شود. یعنی وارونه و هر ۳۶۰۰ سال یک بار به دور خورشید می گردد.
نیبیرو از سمت کمر بند خرده سیاره ای که بین مریخ و مشتری واقع است وارد
منظومه شمسی می شود و در نزدیکترین فاصله با زمین قرار گرفته سپس از
کنار پلوتو از منظومه خارج می گردد.

عقیده محققان و نویسندگان بسیاری بر این است که درسایه
اطلاعات به دست آمده از کاوشگرهای " پایونیر ۱۰ و ۱۱ " و " وویجر ۱ و
۲" و عکسبرداری های مادون قرمز و همچنین گزارشهای روشن هرینگتون و فون
فلندرن بعد از مشورت با زکریا سیچین می توان گفت که جستجو به پایان رسیده
و سیاره دهم مدتها پیش کشف شده است.
شواهد ژنتیکی مبنی بر حضور آنوناکی بر زمین
اطلاعات به دست آمده از حفاریها مکان لابراتوآر آنوناکی
را که در آن اولین انسان به وجود آمد در سمت شرق آفریقا بر بالای معادن
طلا در ۲۰۰۰۰۰ سال پیش قرار می دهند.

در لابراتوآر آنوناکی
اینجا دقیقا جایی است که بر طبق نقشه DNA میتوکندریایی مکان اولین زن هومو ساپینس ( Homo Sapience )شناسایی شده است. ( پروژه در جستجوی حوا ).
نقطه
سفید مکان ظهور اولین DNA میتوکندریایی است که بعد از آن نسل اندر نسل از
مادر به فرزندان منتقل می شود. این ژنوم میتوکندریایی از این زن به تمام
انسانهای امروزی منتقل شده است.
مهندسان معادن طلا در آفریقا معادن طلایی متعلق به ۰۰۰
۱۷۰سال پیش یافته اند که دقیقا در همین ناحیه و در کنار لابراتوآر آنوناکی
و اولین انسانهای ساخته شده قرار دارند. توصیفات و توضیحات مهندسی ژنتیک
پیشرفته همگی در مدارک باستانی سومر و آکاد و آشور آمده است که با یافته
های امروز باستان شناسی مطابقت می کند.
نقصهای علمی این نظریه و پاسخهای موجود
آنوناکی که از سیاره ای به
فاصله چند میلیاردی از خورشید آمده بودند و قاعدتا سیاره ی تاریک و سردی
داشتند چطور توانستند روی زمین با جاذبه و اتمسفری متفاوت به راحتی باقی
بمانند؟
پاسخی که مدافعان این نظریه می دهند این است که متون
باستانی در مورد آنوناکی مرتبا تکرار می کنند که آن سیاره ای " تابناک " و
" درخشنده " است. این می تواند اشاره به دمای بالای سیاره و یا دمای بالای
هسته درونی آن داشته باشد. همینطور عقیده دیگری در فیزیک هست مبنی بر
اینکه جرم آسمانی بزرگی که مدار بیضی و طولانی دارد خواه نا خواه با سرعت
بیشتری به دور خودش می گردد و بر اثر سرعت گردش, میدان مغناطیسی و حرارتی
سیاره تقویت شده و مقادیر بالایی از گرما آزاد می کند. بنابراین امکان
توسعه حیات بدون نور مستقیم خورشید هست.
اما طبق همین مدارک باستانی نیبیرو در حال سرد شدن
بوده است. طبق گفته های سیچین, آنوناکی به زمین آمدند و مشغول حفاری معادن
طلا شدند برای آنکه نیبیرو در حال مرگ بود و اتمسفر آن قادر به حفظ حرارت
سیاره نبود. آنها دریافتند که با آزاد کردن مقادیر زیادی از طلا در اتمسفر
قادر به افزایش طول عمر نیبیرو خواهند بود.
حال اگر آنوناکی در اتمسفری غیر
از زمین تکامل یافته اند و بدون نور خورشید زندگی کرده اند چرا باید کاملا
شبیه انسانهای زمینی باشند؟
جواب به زمان تصادم نیبیرو با تیامات بر می گردد. سیچین
معتقد است که در زمان تصادم یکی یا هر دو سیاره مستعد حیات
بودند و ارگانیسمهای ابتدایی روی یک یا هر دوی آنها در حال ایجاد بوده
است. در اثر برخوردی که تیامات را تکه تکه کرد بسیاری از این سلولهای
اولیه و یا اسیدهای آمینه و یا سایر انواع پیچیده تر حیات از نیبیرو به
تیامات و یا از تیامات به نیبیرو منتقل می شوند. بنابراین ترکیبات اولیه
حیات بین دو سیاره یکسان و یا مشابه بوده اند. سایر محققان مانند " نیل
فریر " و " بولی " معتقدند که برای تمدن پیشرفته ای مانند آنوناکی ایجاد
نژادی که بسیار شبیه خودش باشد کار ساده ای بوده چرا که آنها درصدی از
ژنوم خود را روی ژنوم انسان هومو ارکتوس Homo Erectus وارد کردند و انسان
هومو ساپینس را با ویژگیهای ظاهری شبیه آنوناکی ایجاد نمودند.
جمجمه انسان هومو ئه رکتوس
این مسئله با توجه به تکنولوژی آنها
قابل درک است چرا که در ۲۰۰ هزار سال پیش بر طبق مدارک ثبت شده آنوناکی
با مخلوط کردن ژنوم حیوانات و انسان هومو ارکتوس انسانهایی ساختند( هومو
ساپینس) که هم هوشمند بودند و هم قدرت تولید مثل داشتند.
جمجمه هومو ساپینس ابتدایی
ژنوم انسان امروزی ۹۸ الی ۹۹ درصد با ژنوم
شامپانزه مطابقت دارد و فقط یک یا دو درصد از ژنهای ما هوشمند و متعلق به
غیر شامپانزه هستند.
انسانهای هومو ساپینس به مرور زمان و بر اثر اختلاط
نژادی با آنوناکی تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس یعنی انسان اجتماعی و
هوشمند شدند.
جمجمه انسان مدرن
|