تبليغاتX
علم و فراتر از آن
 
 
   
 
 

موجودات فرازمینی


دید کلی

هر چند زمانی غیر عادی به نظر می‌رسید، اما اکنون جستجو برای یافتن هوشمندی فرازمینی (SETI) به طور وسیعی مورد توجه قرار گرفته و به یک رشته علمی تبدیل شده است. این رشته با علوم متفاوت از قبیل نجوم ، فیزیک ، شیمی ، فناوری اطلاعات «It) و زیست شناسی درگیر است. پیشتر پژوهشگران این رشته (SETI) برای گوش دادن به سیگنالهای مصنوعی که از فضا می‌آیند، از تلسکوپهای رادیویی استفاده می‌کردند. این در حالی است که تعداد اندکی نیز در جستجوی روشهای انتقال لیزری هستند.

مخابره پیام به فضا

هر پیام آگاهانه‌ای ، باید به شکلی که بتوان آن را رمزگشایی کرد. بشر زمینی قبلا پیامهای خود را فرستاده است، ولی همچنان در جستجوی دریافت سیگنالی از فضا است. راستی فکر کرده‌اید که امکان دارد در حالی که این مقاله را می‌خوانید کاوشگر ویجر پیامی بفرستد که نشان دهنده برخورش با موجودات زنده و هوشمند فضایی باشد؟ آیا از شنیدن چنین خبری خوشحال شده‌اید؟

طرحی که روی کاغذ ماند!

حدود نیم قرن پیش (در دهه 1950 میلادی) و در اوایل پیدایش نجوم رادیویی ، جوانی بنام فرانک دریک (Frank Drake) متوجه شد، تلسکوپهای رادیویی ابزار ایده‌الی برای ارتباط مخابراتی با موجودات فرازمینی به شمار می‌روند. ابزاری که می‌توانند سیگنالها را دریافت کنند و سیگنالی بفرستند. دیری نپایید که ستاره شناسان دیگری نیز در این کار تحقیقی به دریک پیوستند. پیشنهاد جاه طلبانه آنان طرح سایکلوپس (Cyclops) بود، که بر اساس آن یک ردیف 1500 واحدی از تلسکوپهای رادیویی کنار هم قرار می‌گرفتند. اما این طرح آنقدر پر هزینه بود که از حد تخته رسم بیرون نرفت.

اولین پیام فضایی

در سال 1974 ، تلسکوپ رادیویی آرسیبوه واقع در پورتوریکو پیامی به ستارگان فرستاد. این پیام شامل 1679 پالس قطع و وصل بود که بسوی خوشه کروی M13 «گوی متراکمی از ستارگان که با ما 25 هزار سال نوری فاصله دارند» نشانه روی شد. یک موجود هوشمند فضایی خواهد فهمید که عدد 1679 حاصل ضرب عدد 23 در 73 است که به صورت پالس در مستطیلی به عرض 23 ستون و طول 73 ردیف قرار گرفته است. این مستطیل ، دیاگرام تصویری را می‌سازد که بیانگر مبانی حیات روی کره زمین است. موج رادیویی پیام آرسیوه را حمل می‌کنند. این اشعه می‌تواند با سرعت نور ، حتی در پرغبارترین نواحی فضا حرکت کند و برای مخابرات فرازمینی نیز مناسب است.

اولین پروژه فضایی

ناسا پروژه ستی (SETI) را در سال 1992 میلادی اعلام کرد، اما وقتی سیاستمداران این پروژه را لغو کردند، دانشمندان بوجه خاصی را دریافت کرده و با تغییر نام پروژه ، آن را فونیکس خواندند. آنها پژوهش خودرا در «گرین بنک» واقع در ویرجبیای غربی متمرکز کردند، اما تلسکوپهای سراسر جهان را مورد استفاده قرار دادند. ستی در سال 1959 که یعنی هنگامی که کپسی کوکنی (Co Cooni) و فیلیپ مورسیون (Morrisin) مقاله در جستجو برای مخابرات بین ستاره‌ای ، را در روزنامه علمی نیچر انتشار دادند، آغاز شد.

کاوش‌های فرازمینی

در سال 1965 ، فرانک دریک ، پروژه «OZMA» را آغاز کرد که نخستین کارش تلسکوپ رادیویی برای سیگنالهای مصنوعی بود. کاوشگران مشتری و زحل به نامهای پایونیر 10 و 11 در سالهای 1972 و 1973 در حالی پرتاب شدند که هر یک پلاک حکاکی شده‌ای را با پیام اولیه‌ای از زمین همراه داشتند، با این قصد که این پیامها توسط هر موجود فرازمینی که ممکن است با این کاوشگران بعد از خروج از منظومه شمسی برخورد کند، خوانده شود.

ناگفته‌های فضا

  • در سال 1977 ، یک تلسکوپ رادیویی واقع در اوهایو ، سیگنال (Wow) را دریافت کرد. این قویترین و نامشخص‌ترین پیام بود و دیگر هرگز دریافت نشد.

  • دانشمندان در تلاشند بخاطر افزایش سر و صدای الکترونیکی ، ستی را در طرف دور یا نامرئی ما ، قرار دهند تا از تداخل صداهای روی زمین دور باشد. به این منظور دانشمندان ستی ، حتی مکانی را پیدا کرده‌اند که واقع در دهانه 100 کیلومتری ساها در ماه است.
برگرفته شده از سایت دانشنامه رشد.


هوش فرازمینی


مقدمه

امروزه مطالعه ما در مورد منشا حیات ، جستجوی ما در فضا و همچنین علم نجوم ، همه و همه ما را به یک پنداشت فرازمینی از حیات رهنمون می‌‌کند. موضوعی که تاکنون صرفا در حیطه داستانهای علمی ، تخیلی بوده است. واژه «فرازمینی» توجه ما را به سوی آثار و فیلمهایی نظیر جنگ کیهان و فیلمهای دیگری از این نوع معطوف می‌‌کند. با شنیدن این واژه غالبا موجودات آرام یا غول دهشتناک که نیروی خارق‌العاده دارند، می‌‌اندیشیم. از همه مهمتر این که به آنها دست کم هوشی در سطح هوش خودمان نسبت می‌‌دهیم.

معمولا هنگامی ‌که موجودات فرازمینی را به تصویر می‌‌آوریم، فراموش می‌‌کنیم که احتمالا آنها به درجه تمدن و هوش ما نرسیده‌اند. گذشته از کاوشهای فضایی ، که توسط زیست شناسی ، فیزیک و شیمی ‌تاکید می‌‌شود، تنها روش یافتن اشکال پیشرفته حیات که ممکن است در ورای جو زمین حادث شده باشد، آن است که با برداری در جستجوی علامتهایی باشیم که احتمالا موجودات فرازمینی می‌فرستند. اخترشناسان از پشت تلسکوپهای رادیویی غول‌پیکر و الکترونیکی خود به دنبال این علامتها هستند.

تاریخچه و سیر تحولی و رشد

نظریه هوش فرازمینی تاریخی طولانی دارد و به اتم شناسان یونانی و ارسطو در قرن چهارم پیش از میلاد می‌‌رسد. کپرنیک و گالیله در آن تجدید نظر کردند و معلوم شد که بین زمین و پنج سیاره سرگردان (عطارد ، زهره ، مریخ ، مشتری و کیوان) شباهتهایی وجود دارد که از روزگاران قدیم مردم از آنها اطلاع داشتند. این واقعیت در ذهن فلاسفه قرن هیجدهم میلادی کاملا جا افتاده بود. به هر حال در سال 1859 دو اتفاق بسیار مهم روی داد. در آن سال چارلز داروین منشا حیات را منتشر ساخت و گوستاو و کیرشهف از راه طیف نگاری به وجود عناصری در خورشید پی بردند. از آن پس بر همگان آشکار شد که حیات می‌‌تواند از راه تکامل فیزیکی حادث شود و همچنین این که ماده در همه جا یکسان است.

دلیل توجه اخترشناسان به ستاره‌های دنباله‌دار

دلیل این که زیست اخترشناسانی که به دنبال منشا حیات در زمین و یا در جاهای دیگر کیهان هستند، به ستاره‌های دنباله‌دار اهمیت می‌‌دهند، این است که منشا این ستاره‌ها یک نقش استثنایی به آنها داده است. ستاره‌های دنباله‌دار اجرامی هستند که بطور همزمان دارای عناصر آغازین موثر در تشکیل منظومه شمسی هستند و همچنین اینکه طی میلیاردها سال آنها را به حالت انجماد نگاه داشته‌اند و این واقعیت که ستاره‌های دنباله‌دار تقریبا در دسترس دانشمندان قرار دارند، دلیل دیگری است.

تعداد موجودات فرازمینی

فرض کنیم در مقابل هر ده کهکشان یک جامعه فرازمینی وجود داشته باشد، اگر تعداد افراد را در هر جامعه ده میلیارد فرض کنیم، همانطوری که در جامعه بشری خود ما نیز به زودی این عدد حاصل خواهد شد، برای جهان قابل مشاهده عدد صد میلیارد میلیارد موجود فرازمینی بدست خواهد آمد. صحبت در مورد میلیونها موجود فرازمینی به این معنا نیست که تنها کار ما را روشن کردن رادیوترانزیستورهای کوچک و گرفتن پیامهای آنهاست، چون بطور متوسط ، ما باید ده هزار کهکشان را کاوش کنیم تا شانس منطقی پیدا کردن یکی از آنها را که مسکونی است، داشته باشیم.

معادله دریک

مساله یافتن موجودات فرازمینی را فرانک دریک در معادله معروف خود به طریق شایسته‌ای بیان کرده است. معادله بسیار ساده او صرفا به چند عمل ضرب مربوط می‌‌شود. این معادله تعداد تمدنهایی را (تنها در کهکشانها) بدست می‌‌دهد که حیاتی مشابه حیات ما دارند و قادرند با فاصله‌های دور بین ستاره‌ای ارتباط برقرار کنند. این فرمول شامل عوامل کیهانی ، زیستی و فن‌آوری می‌‌شود.

از زمانی که فرمول دریک ارائه شد تاکنون پژوهشگران بیهوده تلاش کردند که برای هر یک از عوامل ارزشهایی معین برقرار کنند. تنها میزان شکل‌گیری ستارگان و نسبت ستارگانی را که به خورشید شباهت دارند را می‌‌توان با عدد تعریف کرد، ولی ما هنوز در مورد وجود سیارات اطلاعات ناچیزی در دست داریم و حتی کمتر از آن درباره تعداد آنهایی که در موقعیت مناسبی قرار گرفته‌اند.

تأثیرات کشف هوش فرازمینی بر زمینیان

آشکار است که کشف دنیای جدید توسط کریستف کلمب دیدگاههای مردم دنیای قدیم را به کلی تغییر داد. علی رغم این واقعیت که در دو هزار سال قبل ، بعضی از یونانیان می‌‌دانستند که زمین ، گرد است و کره‌ای به قطر ده هزار کیلومتر در فضا معلق است یا در میان کیهان بی‌حرکت ایستاده است، اما احتمالا دنیای جدید دیگری در ورای اقیانوسهای کیهانی وجود دارد. این چشم اندازی فوق‌العاده است، اما تا هنگامی ‌که در اثر مشاهداتمان اولین علامت را دریافت نکنیم، کاملا به دیدگاهی جهانی از یک کیهان ، درست مانند دیدگاه جهانی از جهان واحدی که کریستف کلمب ترسیم کرد، ایمان نخواهیم آورد.

هر چند کشف سال 1492 افق جدیدی را به روی اروپائیان گشود، ولی این کشف تقریبا منجر به از بین رفتن تمدنهای مردمان دنیای جدید شد. حال جای این سوال است که آیا اگر تمدن دیگری پیدا شود، انسان قادر خواهد بود که در مقابل وسوسه این که بار دیگر کار مشابهی انجام دهد، مقاومت کند و رفتاری معقولانه داشته و به این تمدنهای جدید احترام بگذارد.

برگرفته از سایت دانشنامه رشد.


تعداد هوشمندان کیهان


یگانگی انسان در کیهان؟

قرنهاست که دانشمندان و محققان جهان با این پرسش مواجه بوده‌اند که:


  • آیا انسان تنها ساکن جهان پهناور است؟
  • آیا تنها کره زمینی ما دارای موجودات زنده و باهوش است؟
  • آیا امکان وجود حیات هوشمند در جاهای دیگر جهان وجود ندارد؟

در کهکشان راه شیری که یکی از میلیاردها کهکشان موجود در جهان است، چند صد میلیارد ستاره وجود دارد، که ‌احتمال دارد در پیرامون برخی از آنها منظومه‌ها و سیاراتی بوجود آمده باشد. اگر سیاره‌ای قدیمی‌تر از زمین ما باشد که با پرورش تمدن پیشرفته ، سفرهای فضایی خود را آغاز کرده باشد، احتمالا ویجرها و پایونیرهای آنها قبل از زمینیان فضا را شکافته‌اند. شاید همه ‌اجسامی ‌که به بشقاب پرنده موسومند، همین سفینه‌های موجودات فرازمینی باشند؟ ...

احتمال وجود تمدن‌های فرازمینی

به نظر اخترشناسان حدود 109 کهکشان قابل مشاهده در جهان وجود دارد. هر کهکشان دارای میلیاردها ستاره‌ است. ممکن است کسری از این ستاره‌ها ، منظومه‌ها و سیاراتی در اطراف خود داشته باشند. بنابراین احتمال وجود موجودات هوشمند در کل جهان ، بسیار بیشتر از احتمال وجود آنها در کهکشان راه شیری خواهد بود، ولی به دلیل فاصله بسیار زیاد بین کهکشانها کشف حیات در کهکشان خودمان ، راحتتر و محتمل‌تر از کهکشانهای دیگر است (حیات در کائنات).

فرانک دریک ، کارل ساگان و جوزف شکلوفسکی و چند دانشمند دیگر راههایی را برای تخمین احتمال وجود تمدن پیشرفته در کهکشان راه شیری پیشنهاد کرده‌اند. آنها هفت عامل زیر را در این محاسبه مهم دانسته‌اند:


  • N0: تعداد ستاره‌های کهکشان راه شیری.
  • fp: کسری از ستارگان که دارای منظومه‌های سیاره‌ای هستند.
  • ne: تعداد سیارات یک منظومه مفروض که ‌از نظر اکولوژی برای حیات مناسب هستند.
  • fl: کسری از سیارات مناسب که در آنها حیات رشد کرده ‌است.
  • fi: کسری از سیارات مسکونی که در آن حیات هوشمند پدید آمده ‌است.
  • fc: کسری از سیارات دارای تمدن پیشرفته حیات که قادر به برقراری ارتباط است.
  • fL: کسری از عمر سیاره که در آن تمدن توانسته‌ است به حیات خود ادامه دهد. (مقادیر تمام f ها بین 0 و 1 می‌باشد.)

    حاصلضرب عوامل فوق با N نشان داده می‌شود که تعداد تمدنهای پیشرفته (حداقل دارای ارتباط رادیویی) در کهکشان راه شیری را بدست می‌دهد:

    N = N0fpneflfifcfL
سه عامل اول از عوامل فوق ، نجومی‌ می‌باشند که بصورت تقریبا دقیقی مشخص می‌شوند. دو عامل بعدی ماهیت زیست ‌شناختی دارند و با احتمال تخمین زده می‌شوند. دو عامل آخر جامعه شناسی هستند و با حدس و گمان بدست می‌آیند.

محاسبه تعداد تمدنهای فرازمینی

حال با توجه به رابطه مزبور می‌خواهیم در راه شیری به کنکاش تئوری‌وار بپردازیم و تعداد تمدنهایی را که توانایی برقراری ارتباط رادیویی را دارند، محاسبه کنیم. لذا باید مقادیر مربوط به هفت عامل یاد شده را پیدا کنیم. تعداد ستارگان راه شیری ، N0 ، حدود 4x1011 می‌باشد. برخی از این ستارگان پرجرم و داغ ، با عمری کوتاه و برخی دیگر سرد و پیر و کوچک هستند، ولی بیشتر ستاره‌ها مانند خورشید هستند که میلیاردها سال عمر می‌کنند، این نوع ستاره‌ها در بیشتر حیات خود بطور تقریبا یکنواختی انرژی منتشر می‌کنند و به همین دلیل برخی از آنها می‌توانند محیط مناسبی برای تشکیل حیات در سیاره‌های مجاور احتمالی ، مهیا کنند. فرض می‌کنیم حدود 3/1 این ستاره‌ها ، دارای منظومه سیاره‌ای باشند.

(fp=1/3) اگر منظومه‌های مفروض را مشابه منظومه شمسی ، شامل 10 سیاره در نظر بگیریم (ne=10) ، همه ‌این سیارات برای پیدایش حیات مناسب نخواهند بود. فرض می‌کنیم فقط یکی از ده سیاره می‌تواند دارای حیات باشد، پس fl مساوی 10/1 خواهد بود. (بعضی از دانشمندان ، از جمله کارل ساگان ، به‌ازای هر ده سیاره ، یک یا دو سیاره مسکونی فرض کردند.) در مورد حیات هوشمند و تمدنهای پیشرفته ‌ارتباطی آنها نظرات مختلفی وجود دارد، اما می‌توان مقدار متوسط ارقام پیشنهادی دانشمندان را برای fixfc در نظر گرفت که مساوی 100/1 می‌باشد، یعنی فقط یک درصد از سیارات حیاتمند توانسته‌اند به تمدن صنعتی دست پیدا کنند، ولی ممکن است حیات آنها موقتی بوده باشد، به ‌این معنی که حیات آنها دوام نداشته و به دلایلی پس از مدتی از بین رفته ‌است.
در این مورد دوام صنعتی تمدنها نسبت به عمر سیاره را 100/1 یا 1000/1 فرض می‌کنیم. (fL=1/100 or1/1000)
با ضرب کردن عددهای فوق در هم ، N به عددی در حدود 105 تا 107 نزدیک می‌شود. در این صورت می‌توان گفت در کهکشان راه شیری حدود یک میلیون سیاره وجود دارد که در حال حاضر موجودات هوشمند در آنها زندگی می‌کنند و تمدن صنعتی پیشرفته‌ای دارند. در حالیکه شکلوفسکی و کارل ساگان ، تعداد تمدنهای فرازمینی کهکشان ما را حدود 106 تا 109 بدست آورده بودند.

تردید بسیاری وجود دارد در مورد اینکه N می‌تواند مقداری بین ده میلیارد (یعنی به تعداد ستارگان مشابه خورشید در کهشکشان ما) و یک (تنها تمدن شناخته شده یعنی تمدن خود ما) قرار گیرد. در واقع همین عدم امکان بدست آوردن جواب ، دانشمندان را واداشته تا در پی روشهای جدید مشاهده باشند. روشهای پیچیده‌ای برای کشف سیارات پیرامون دیگر ستاره‌ها و از همه مهمتر تلاش در راه کشف علامتهای فرازمینی واقعی.

برگرفته شده از سایت دانشنامه رشد.


حیات در کائنات


  • در فراسوی منظومه شمسی در میان میلیاردها کهکشانی که کائنات ما را می سازند ، آیا موجود زنده‌ای وجود دارد؟

  • آیا سایر ستارگان نیز مثل خورشید ، سیاراتی دارند؟

  • چگونه می‌توان منکر این واقعیت شد که طی میلیاردها سال در میلیاردها کهکشان که هر یک دارای میلیاردها ستاره هستند ، فرآیندهای تکاملی فیزیکی ، نتایجی پیشرفته‌تر از آنچه در کره ما اتفاق افتاده ، در بر نداشته است؟

مراحل تکامل حیات

در مقیاس کیهانی ، تکامل حیات شامل پنج مرحله اصلی است:


  • مرحله کیهانی: این مرحله از انفجار بزرگ شروع شده و بصورت سنتز موادی مانند کربن و به همراه تشکیل ستارگان و سیارات ادامه یافته است.

  • مرحله آلی: این مرحله شاهد شکل گیری اولین مولکولهایی بوده است که در نهایت مبنای حیات ما را تشکیل داده‌اند. اینها مولکولهایی هستند نظیر آنچه اخترشناسان رادیویی در فضای بین ستاره‌ای یافته‌اند و کاوشگران فضا در ستارگان دنباله‌دار و زیست شیمیدانها در شهاب سنگهایی که به زمین برخورد کرده‌اند، مشاهده نموده‌اند.

  • مرحله پیش زیستی: در این مرحله استخوان بندی حیات ، یعنی مولکولهای پیچیده‌ای که هنوز عاری از حیات بوده‌اند، تشکیل شده است. این مولکولها شامل اسید آمینه‌هایی هستند که اجزای مهم پروتئینها را تشکیل می‌دهد و همچنین بنیانهای نیتروژن داری که سازنده DNA می‌باشند.

  • مرحله زیستی ابتدایی: این مرحله شامل شکلهایی از حیات نظیر باکتریها است که میلیاردها سال بر زمین ما نیز حاکم بوده‌اند.

  • مرحله پیش رفته: این مرحله ممکن است حیاتی پیشرفته‌تر از ما نیز داشته باشد. دانشمندان تا کنون دلیلی بر آنکه در تکامل کیهانی موجوداتی برتر هستیم، نیافته‌اند.

تعداد سیارات مسکونی

می‌دانیم که بیش از نیمی از ستارگان با یک همراه یا بیشتر زیست می‌کنند، کاملا محتمل است که برخی از این اجرام آسمانی ترکیبهایی شبیه زمین داشته باشند. احتمالا برخی مدارهای آنها به گونه‌ای است که مقدار حرارت لازم برای تکوین حیات را دریافت می‌کنند. از اینرو شمار سیاره‌های مسکونی می‌تواند بسیار زیاد باشد. اگر در مقابل هر ده هزار کهکشان یک حیات فرازمینی وجود داشته باشد ، در کل جهان میلیونها جامعه فرازمینی وجود خواهد داشت و ممکن است ساکنان این جوامع نسبت به ما به سطح بالاتری از فناوری رسیده باشند.

ارتباط با موجودات فرازمینی

  • ممکن است ساکنان پیشرفته سیارات دیگر ، از طریق پیامهای رادیویی و یا سفرهای بین ستاره‌ای با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ما باید بتوانیم این پیامها را ردیابی کنیم. رادیو تلسکوپهای قوی و بهترین آنتنهای سیاره ما برای این پژوهش زمان صرف کرده‌اند، ولی متأسفانه موفقیتی بدست نیاورده‌اند. تا به امروز همه آنچه ما از فضا شنیده‌ایم، پارازیت بوده است. حتی یک نشانه هم از یک منبع هوشمند دریافت نکرده‌ایم.

  • در مورد گردشگری بین سیاره‌ای ، گزارشهای ثبت شده ، مبنی بر مشاهده پرنده‌ای ناشناخته وجود دارد، این اشیاء دیده شده‌اند. از آنجا عکس گرفته شده و گاهی اوقات رادارها رد آنها را ثبت کرده‌اند، بعضی شاهدان توسط این اشیاء ربوده شده‌اند و برخی برای همیشه ناپدید شده‌اند. اما این وضعیت در لفافی از سر در گمی پیچیده شده است.

  • اسناد تصویری ، مبهم و بازتابهای راداری ، گنگ و نامشخص هستند. از این گزارشها ، هیچ اطلاع سودمندی در مورد ساخت این سفینه‌ها یا نیروی رانش آنها نمی‌توان بدست آورد. در مورد منشأ فرازمینی آنها نیز هیچ اطلاعی در دست نداریم.

  • تمدنهای فرازمینی ما را با پیامهای رادیویی بمباران نکرده‌اند. دیدار آنها از سیاره ما نیز محل تردید فراوان است. ولی امکان انواع دیگری از سفر و انواع دیگری از ارتباط همچنان وجود دارد.

سیارات حیاتمند

ارتباط از نوع اشاره شده ، مربوط به مرحله پیشرفته حیات است. ما باید مراحل پایینتر حیات را هم جستجو کنیم. این مراحل ممکن است در مریخ ، تایتان و یا سیارات آشنای دیگر وجود داشته باشند. البته مشاهدات انجام شده در سالیان اخیر ما را به وجود حیات در چند سیاره امیدوار کرده است. یکی از آنها «اپسیلن اریدانی» ، سیاره‌ای با جرمی چند برابر مشتری است که «فرانک دریک» در سال 1960 رصد کرد.

همچنین «دیوید لاتام» ، «اسمیت سونیا» و «مایکل میر» کشف کردند که ستاره 116762 HD نوسانهای منظمی نشان می‌دهد که دلالت بر وجود سیاره‌ای به اندازه 11 برابر مشتری می‌کند. تصور می‌شود ستاره «بتاپیکتوریس» که حجمی برابر مشتری دارد، نیز سیاره‌ای داشته باشد، که احتمال حیات در آن وجود دارد.


ارتباط با هوشمندان کیهان


وجود هوشمندان کیهانی

دانشمندان معتقدند از آنجا که در جهان میلیاردها ستاره مشابه خورشید ما وجود دارد که احتمال دارد برخی از آنها دارای سیاراتی همچون زمین و موجودات باهوش فرازمینی باشند، لذا انسان زمینی نمی‌تواند ادعا کند که تنها موجود هوشمند ساکن در جهان است. بشر زمینی طی حدود صد سال اخیر توانسته دل فضا را با کاوشهای فضایی‌اش بشکافد.

اگر ساکنان فرضی سیارات دیگر پیشرفته‌تر از ما باشند، احتمالا توانسته‌اند قبل از ما به این مهم نائل شوند ولی تنها حدس و گمان و محاسبات ریاضی بر اساس احتمالات به ما می‌گوید چنین موجوداتی وجو دارند. تا ما آنها را نبینیم و یا حد اقل با آنها ارتباطی برقرار نکنیم، نمی‌توانیم چنین مساله‌ای را اثبات کنیم.

مسافرت بین سیاره‌ای

در صورت وجود هوش فرازمینی مساله مهم نحوه برقراری ارتباط و ملاقات با آنهاست. سه راه برای این کار وجود دارد. اول اینکه ما به سیاره آنها سفر کنیم. دوم اینکه آنها به طرف ما بیایند. روش سوم برقراری ارتباط رادیویی با آنها است. در مورد مسافرتهای میان سیاره‌ای ، فاصله‌ها محدود کننده هستند. فاصله نزدیکترین همسایه ما حداقل چند هزار سال نوری است. حتی اگر با سرعت نور بتوانیم به این سیاره سفر کنیم، هزاران سال باید راه طی کنیم. این مشکل مورد سفر آنها به زمین هم وجود دارد.

ولی اگر آنها را فوق تمدنهایی تصور کنیم که قادر به انجام چنین مسافرتهایی هستند، این سوال پیش می‌آید که چرا آنها باید از میان هزاران سیاره مسکونی احتمالی ، زمین را برای مسافرت انتخاب کنند؟ احتمال انتخاب تصادفی هم از بین هزاران سیاره ، بسیار ناچیز است. پس چرا گاها رسانه‌های گروهی خبر از روئیت اجسامی شبیه بشقاب پرنده (یوفو) می‌دهند؟ در این گزارشها یوفوها را سفینه‌های موجودات فرازمینی تلقی می‌کنند. حتی گفته می‌شود که روزگاری برون زمینیان به زمین آمده و در ساختن بناهای عجیبی مثل اهرام مصر و یا کاخهای اینکاها به زمینیان کمک کرده‌اند.

ارتباط رادیویی با هوشمندان کیهان

از مساله سفرهای بین سیاره‌ای که بگذریم، به روش سوم ارتباط با فرازمینیان می‌رسیم و آن برقراری ارتباط رادیویی است. این امکان وجود دارد که بتوانیم بوسیله امواج رادیویی ، پیامهایی به مناطق مسکونی جهان یا حداقل کهکشان راه شیری بفرستیم. در اینجا این سوال مطرح می‌شود که چه پیامی بفرستیم که دریافت کننده بی آنکه زبان ما را بداند، بتواند به سهولت آن را متوجه شود؟ در 16 نوامبر 1974 ، تلسکوپ رادیویی آرسیبو واقع در پورتوریکو ، پیامی به طرف خوشه کروی M13 فرستاد.

این خوشه در فاصله 25000 سال نوری از زمین قرار دارد و احتمال دارد در برخی از ستاره‌های آن سیاره مناسبی برای حیات وجود داشته باشد. پیام تلسکوپ آرسیبو عبارت از 1679 بیت اطلاعات بود که در جدولی با 73 سطر و 23 ستون به اطلاعاتی درباره انسان ، جایگاه او در فضا ، ساختمان مولکول حیات ، عدد اتمی هیدروژن ، کربن ، نیتروژن ، اکسیژن و فسفر حمل می‌کرد. اگر واقعا در منطقه مورد نظر حیاتی هوشمند وجود داشته باشد. رسیدن پیام به آنها 25000 سال طول خواهد کشید و اگر آنها بتوانند پس از دریافت پیام بلافاصله رمز آن را کشف کنند و پاسخ آن را بفرستند، 50000 سال بعد از سال 1974 پاسخ را دریافت خواهیم کرد.


کاوش فضایی

اگر جسم مورد مطالعه در فاصله بسیار دوری واقع باشد، آیا پژوهشهای علمی می‌توانند اطلاعات موثری را درباره آن ارائه دهند؟ آیا چنین پژوهشهایی می‌توانند تصویر واقعی دنیای خارج را نشان دهند، این پرسشها مستقیما به اختر شناسی مربوط نمی‌شود.

کیهان نوردی

اخترشناسان تا همین اواخر قادر نبودند اجسام فضایی را مستقیما مطالعه کنند. چنین امکانی بوسیله پیشرفت مهندسی موشک و اکتشاف موفقیت آمیز فضا در چند سال اخیر ، برای اختر شناسان فراهم آمده است و بدین ترتیب اختر شناسی فضایی موجودیت یافت. دستگاههای اکتشاف فضا ، وسایل اندازه گیری و دوربینهای تلویزیونی را به نزدیکترین اجسام فضایی حمل می‌نمایند و حتی می‌توانند تجهیزات را در سطح آنها فرود آورند. می‌توان اطلاعاتی را که بوسیله چندین نسل اختر شناسی با زحمت جمع آوری شده با اطلاعاتی که اخیرا درباره منظومه شمسی بدست آمده کاملا مقایسه نمود.

اخترشناسی مدرن

با آنکه فاصله زیاد ، اختر شناسان را از اجسام مورد مطالعه‌شان جدا می‌سازد و با وجود دشواریهای این مسئله ، مطالعات نجومی اطلاعات معتبر و درستی را در مورد جهان فراهم می‌آورد. واضح است که تعیین اخترشناسی جدید کیهانی از تأیید اطلاعات گذشته آنها را فراتر می‌رود. روش جدید و مطالعه فضا در بسیاری از موارد بسیار موثرتر از روش قدیمی است و دانشمندان را قادر می‌سازد که اطلاعات کاملا جدیدی بدست آورند و نکات مهمی را درباره وقایع فضایی مشخص می‌نماید. همچنین پاسخگوی معماهایی می‌باشد که مدتهای مدید اخترشناسان را درگیر نموده است.

مثالهای واقعی در مورد اخترشناسی جدید کیهانی

به عنوان مثال پیش از آنکه دستگاههای اکتشاف فضا به ماه فرستاده شوند، خواص صخره‌های ماه بحث هیجان انگیزی را تشکیل می‌داد. بر اساس یکی از فرضیه‌ها ، در اثر سقوط شهاب سنگ در خلال بیلیونها سال ، سطح ماه بصورت لایه ضخیمی از گرد و غبار بسیار ریز در آمده که می‌توان آن را به داخل سفینه‌ای که قصد فرود آمدن در ماه را دارد انتقال داد. پژوهشگران در توسعه فیزیک رادیویی گورگی به بررسی این فرضیه پرداختند.

اخترشناسی رادیویی

مطالعات موسسه فیزیک رادیویی گورگی در مورد تابش گرمایی رادیویی که از ماه سرچشمه می‌گیرد، نشان داد که در آنجا لایه ضخیم گرد و غبار وجود ندارند، بلکه ماده سطح آن کاملا سخت می‌باشند و از نظر خواص مکانیکی به شن مرطوب شباهت دارد. در واقع سطح ماه مرطوب نیست بلکه فقط از نظر برخی از ویژگیها مانند شن مرطوب می‌باشد. این نتیجه گیری که بوسیله اخترشناسان زمین حاصل گردیده بوسیله دستگاههای اکتشافی بسیاری که به بررسی ماه پرداخته‌اند (لونوفودهای شوروی و فضاپیماهای آمریکایی) تأیید شده است.

سازگاری نتایج اخترشناسی رادیویی با شرایط واقعی

اکنون به بررسی این مطلب می‌پردازیم که چرا مطالعات اختر شناسی و بویژه اخترشناسی رادیویی که در شرایط زمینی انجام می‌گیرد، موجب نتایجی می‌گردد که با شرایط واقعی سازگار می‌باشد. ابتدا به مطالعه اصولی می‌پردازیم که اخترشناسی رادیویی را از مطالعات نوری مجزا می‌سازد، مسئله مهم این است که اجسام فضایی از نظر مطالعه مناسب نیستند. بلکه تابش آنها (تابش الکترومغناطیسی ذره‌ای) باید مورد بررسی قرار گیرد، از آنجا که خواص این تابشها بستگی به خواص منابعشان دارد، آنها دارای اطلاعاتی در مورد اجسام فضایی و فرآیندهای مختلفی که در جهان روی می‌دهد می‌باشند.

بدین ترتیب تحقیقات اخترشناسی رادیویی ، شامل مطالعه و ثبت تشعشعات مختلفی که از فضا می‌آید و بررسی اطلاعات حمل شده بوسیله تشعشعات می‌باشد. این روشها اصولا به روشهایی که فیزیکدانان در آزمایشگاههای زمینی مورد استفاده قرار می‌دهند شباهت دارند و برخی از آنها در بررسیهای تجربی جامعی سودمند می‌باشد.

تعیین ترکیب شیمیایی ستارگان

اگوست کامت (فیلسوف فرانسوی) حدود یک قرن پیش اظهار داشت که هیچگاه نمی‌توان ترکیب شیمیایی ستارگان را تعیین نمود. ولی عدم صحت اظهار نظر کامت مانند بسیاری از پیشگوئیهای بدبینانه دیگر اثبات گردید. مشخص شد روش تجزیه طیف نور سفید که بوسیله فیزیک دانان گسترش یافته و در آزمایشگاهها بارها مورد بررسی قرار گرفته ، روش قابل اطمینان و موثری برای تعیین ترکیب شیمیایی اجسام دور دست می باشد.

مطالعات طیفی همچنین دانشمندان را قادر ساخت که دمای سطح ، حالت فیزیکی و خواص مغناطیسی و سرعت حرکت این اجسام را در فضا تعیین نمایند و بدین ترتیب به بسیاری از مسائل مهمی که مدتها مطرح بوده پاسخ داده شد.

اخترشناسی کیهانی مکمل اخترشناسی زمینی

اخترشناسی کیهانی نمی‌تواند بدون اخترشناسی زمینی که مکمل آنست کاری از پیش ببرد. مسائل بسیاری وجود دارند که حل آنها فقط بوسیله مطالعات نوری و رادیو اختر شناسی که بطور همزمان انجام می‌شود و بر مبنای مقایسه اطلاعات حاصل از روشهای مختلف ، صورت می‌پذیرد. این مسئله فقط موجب می‌گردد که ماهیت فیزیکی برخی از مطالعاتی که از داخل وسیله فضایی در حال چرخش صورت می‌گیرد روشن شود. بدون وسایل کافی در زمین پیشرفت هماهنگ بیشتری در اختر شناسی ممکن نیست.


فضا

واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه ، جامعه‌شناسی ، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیکن تکثّر کاربرد واژه فضا به معنی برداشت یکسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلکه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است.

مطالعات نشان می‌دهد با وجود درک مشترکی که به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد که دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. فضا یک مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌کند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده‌ است و ... .
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد که چون نهری سیال ، تسخیر و تعریف آن را مشکل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه کافی محکم نباشد، به راحتی به بیرون رسوخ می‎کند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازک و وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع ، فضا کاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.

با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای کافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیکترین تعریف این است که فضا را خلأی در نظر بگیریم که می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. نکته دیگری که در مورد تعریف فضا باید خاطر نشان کرد، این است که همواره بر اساس یک نسبت که چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌ که موقعیت مکانی شخص ، فضا را تعریف می‌کند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراک می‌باشد.

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوه‎های گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌کند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد. در زبان یونانیان باستان ، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌کردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند.


  • افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.

  • از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌کند و آن را جایی خالی می‌داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.

  • لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکت‌اند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

تعریف افلاطونی که فضا را همانند یک هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند که هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد. تعریف ارسطویی که فضا را به عنوان Topos یا مکان بیان می‌کند و آن را جزئی از فضای کلی‌تر می‌داند که محدوده آن با محدوده حجمی که آن را در خود جای داده است، تطابق دارد. تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا کرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تکمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کنند، درآمد.
  • جیوردانو برونو (Giordano Bruno): در قرن شانزدهم با استناد به نظریه کپرنیک ، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره‌ها) ، درک می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته است، حتماً نمی‎بایست که از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

    در اواخر قرون وسطی و رنسانس ، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شکل گرفت. در عالم هنر ، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا کرد، بطوری‌که او با کاربرد پرسپکتیو بر مبنای فضای اقلیدسی ، شیوه جدیدی برای سازمان‎ دهی و ارائه فضا ایجاد کرد.

دوره رنسانس

با ظهور دوره رنسانس ، فضای سه ‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپکتیو خطی معرفی گردید که باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شکل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم ، تجربه‌گرایی باروک و رنسانس ، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد که بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشکلتر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیکی فضا از مفاهیم مکانی و فیزیکی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیکی آن توجه شد، ولی برعکس در زمینه‌های علمی ، مفهوم مکانی فضا پر رنگتر گشت.

نظریه دکارت

دکارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم ، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک ‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر ، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیکی فضا تأکید شده‌است، ولی در عین حال او با تأکید بر فیزیک و مکانیک ، اصل سیستم مختصات راست ‌گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دکارت ، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشت و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد کمی به فضا و مکان بود

نظریات لایب‌نیتز و نیوتن

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان‌ هستند، می‌دید. بر خلاف لایب‎نیتز ، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آنها قرار می‌گرفتند.

در اصل ، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرفهایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها کل توالی رویدادهای طبیعی در جهان ، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حرکت یا سکون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.

نظریه کانت

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری کرد. به عقیده کانت ، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگانهای ادراک محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند.

فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم. فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمودهای فضا به هر شکلی که باشد، معنایی ندارد، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگیها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یکدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساسهای ما نیستند که شکلشان فضاست.

دیدگاه هگل

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد که حقیقت است. برعکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان ، زمان ریاضی نیست، بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




فضا در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند شامل موارد ذیل می‌باشند:
  • ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصله‌ای" بین اشیاء تعریف شده است.

  • یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ می‌تواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
  • یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز می‌دارد.

در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف می‌شود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده می‌نماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است. سوالات فلسفی درباره فضا شامل:

آیا فضا مطلق یا بصورت خالص نسبیتی است؟ آیا فضا یک هندسه صحیح دارد یا اینکه هندسه فضایی فقط یک قرار داد است؟ شخصیتهای برجسته تاریخی مثل آیزاک نیوتن (Isaac Newton) (فضا مطلق است) ، لایب نیتز Gottfried Leibniz (فضا نسبیتی است) و هنری پوآنکاره (Henri Poincare) (هندسه فاصله‌ای یک قرار داد است)، از سردمداران این منازعه می‌باشند. فضا بخشهای نسبتا خالی کیهان است، بیرون از اتمسفر سیارات. گاهی به نام "فضای خارجی" نامیده می‌شود تا از فضای هوایی مکانهای خاکی تمیز داده شود.

از آنجائی که اتمسفر زمین هیچ سراشیبی یا بریدگی ناگهانی ندارد، بلکه بصورت تدریجی با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، هیچ مرز مشخصی بین فضا و اتمسفر وجود ندارد. در زمین ، به افرادی که بالاتر از ارتفاع 80 کیلومتری (50 مایل) سفر می‌کنند، فضانورد می‌گویند. ارتفاع 120 کیلومتری (400،000 فوت یا 75 مایل) مرزی را تعیین می‌کند که اثرات اتمسفر در هنگام بازگشت قابل توجه می‌شوند. همچنین غالبا ارتفاع 100 کیلومتری (یا 62 مایلی) برای مرز بین اتمسفر و فضا استفاده می‌شود.

برگرفته شده از دانشنامه رشد.


The Truth Is Out There

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار
 
 
   
 
 

اورورا (سیاره)


در مجموعه‌ داستان‌های رباتی آسیموف، اورورا یا Aurora نام یکی از چند سیاره‌ای ایست که توسط انسان‌ها مسکونی سازی شده. اگرچه ساکنان این سیاره‌ها انسان هستند و از نسل همان انسان‌های زمینی، ولی مردم زمین به آنها فضایی می‌گویند.

فضایی‌های، یعنی ساکنان کرات مسکونی شده، با دستکاری ژنتیکی بدن و دستکاری محیط زیستشان، موفق شده‌اند مرزهای پیری و مرگ را دورتر ببرند و تا چهار پنج قرن زندگی کنند. آنها از رباتها در زندگی روزمره و در صنایع و کارخانه‌ها استفاده می‌کنند.

و به همین دلایل، روابط میان ساکنان زمین و ساکنان کرات فضایی چندان خوب نیست. فضایی‌ها در زمینی‌ها به دیدهٔ تحقیر می‌نگرند و به نظرشان آنها موجوداتی پر از میکروب و بیماری با عمر کوتاه هستند و زمینی‌ها نیز که از زندگی کردن با رباتها بیزار هستند، و از دیدگاه فضایی‌ها نسبت به خود مطلع می‌باشند، فضایی‌ها را بیگانه می‌پندارند. یکی از داستان‌های رباتی ایزاک آسیموف روی سیارهٔ اورورا اتفاق می‌افتد. از دیگر کرات فضایی که در داستان‌های آسیموف نقش دارند، می توان سولاریا را نام برد.

اورورا نام الههٔ سپیده‌دم در اساطیر یونان است. از آن‌جایی که اورورا اولین سیاره‌ای بوده که در رشته‌افسانهٔ آسیموف زمین‌گونه شده و نخستین دنیای فضایی است، نام اوروا را گرفته است.


خطوط نازکا

خطوط نازکا مجموعه ای از خطوطی است که در صحرای نازکا، یک دشت بایر واقع شده. این دشت 80 کیلومتر بین شهرهای نازکا پالیا در پرو کشیده شده. این خطوط توسط فرهنگ نازکا بین 200 ق.م تا 700 م خلق شده است. صدها شکل منحصر به فرد وجود دارد که از نظر پیچیدگی از خطوط ساده تا مرغ های مگس خوار، عنکبوت، میمون و مارمولک دارای تنوع می باشند. خطوط نازکا به جز از فضا قابل تشخیص به صورت خطوط منسجم نیستند. از این رو حدس زده می شود که مردم نازکا هرگز نتوانستند کاری را که خلق کرده اند را به صورت منسجم ببینند.

این خطوط به‌وسیله ذوب اکسید آهن که با سنگ ریزه اندود شده بود، ساخته شده که سطح صحرای نازکا را پوشانده. وقتی سنگفرش برداشته شده، آنها تضادی با رنگ روشن سطح زیری بوجود آوردند در این دشت چند صد خط ساده و شکلهای هندسی وهمچنین بیش از 70 شکل حیوان، حشره و انسان وجود دارند. مساحتی که این خطوط را پوشش می دهد، تقریباً 500 کیلومتر مربع بوده است و بزرگ ترین شکلها در حدود 270 متر درازا دارد. این خطوط به دلیل خشکی بسیار زیاد، باد کم و شرایط آب و هوایی ثابت منطقه نازکا، باقی مانده اند. صحرای نازکا یکی از خشک ترین مناطق زمین است که دمای آن در تمام سال در حدود 25 درجه می باشد و کمبود باد این خطوط را قابل رویت تا به زمان حاضر باقی نگهداشتند

از زمان کشف این خطوط فرضیه هایی در رابطه با شیوه ها و انگیزه های ایجاد آنها، پیشنهاد شده. توضیح باستان شناسی در مورد اینکه چه کسی آنها را ساخته : برای مثال اینکه مردم نازکا خطوط را با استفاده از وسایل ساده و تجهیزات زمین پیمایی و نقشه برداری ایجاد کرده اند. تیرک های چوبی در انتهای برخی خطوط (که برای آزمایش کربن 14 مورد استفاده واقع شده) و سفالهایی که در برخی از مناطق نازکا پیدا شده، این فرضیه را حمایت می کند. علاوه بر این محققان از جمله جو نیکل با استفاده از تکنولوژی ساده که در دسترس مردم نازکا بوده، و بدون دید هوایی شکلها را دوباره ایجاد کرده. با نقشه های دقیق و تکنولوژی ساده یک تیم از افراد توانستند حتی اشکالی بزرگ‌تر را در طی چندین روز خلق کنند.
مدارک موجود کمی در خصوص علت اشکال ساخته شده وجود دارد. از اینرو، انگیزه مردم نازکا، ماندگار ترین راز خطوط می باشد. بسیاری محققان عقیده دارند که انگیزه مردم نازکا، مذهبی بوده. یعنی خلق اشکالی که تنها خدایان از آسمان قادر به دیدن آنها بطور واضح هستند. فرضیه دیگری وجود دارد که مردم نازکا می خواستند تا به مناطقی که در افق دور واقع شده، جایی که خورشید و دیگر اجرام آسمانی طلوع یا غروب می کنند، اشاره کنند. این فرضیه توسط دو مححقق ارزیابی و بررسی شد و هر دو نتیجه گرفتند که مدارک کافی برای توجیه نجومی وجود ندارد.
در سال 1985 یک باستان شناس به نام جوهان رین هارد، اطلاعات باستان شناسی، قوم شناسی و تاریخی را منتشر کرد که اثبات می کرد که پرستش کوهها و دیگر منابع آبی نقش مهمی را در اقتصاد و مذهب نازکا از زمان قدیم تا زمان اخیر بازی می کرده. او تئوری را ارائه داد که شامل ستایش خدایانی در ارتباط با فراوانی آب و حاصلخیزی محصول، توجیه شوند. همچنین ادعا شده که این خطوط به عنوان راههای مقدسی بودند که به خدایانی منتهی می شدند. این خدایان در آن نقطه عبادت می شدند. و اشکال نیز به عنوان موضوعاتی نمادین برای طلب کمک از خدایان بودند. دیوید جوهانسون پزوهشگر دیگری بود که خطوط نازکا و ارتباط آشکار آنها را با آبراههای زیر زمینی مورد بررسی قرار داده. جوهانسون برای ردیابی این تونل های آبی، گمتنه زنی کرد و ادعا کرد که خطوط بیانگر اینست که آیا زمین دارای آب هست یا نه. مناطق با بیشترین اشکال در حدود مناطقی با بیشترین مقدار آب زیرزمینی تمرکز یافته اند و معمولاً نزدیک به چاهها و دیگر منابع آبی هستند. نظری که جوهانسون ابراز می کند اینست که ساکنانی که در یک چنین منطقه خشکی زندگی می کنند باید زمان زیادی را برای یافتن منابع آبی میگذراندند. به‌وسیله خلق یک نقشه با مقیاس بزرگ، می توانستند بطور دقیق بفهمند که کجا می توانند آب پیدا کنند. این خطوط بعدا اشکال مذهبی برای خدایان و یا نامهایی که به هر یک از منابع آبی داده شد، تبدیل شد. رابین ادگا (کسوف شناس) فرضیه داد که خطوط نازکا، خصوصا اشکال حیوانی، انسانی و گلها یک واکنش باستانی به اصطلاح "چشمان خدا" است که در طی یک کسوف کامل در آسمان آشکار می شود. یک سلسله از کسوف کامل که در سرتاسر جنوب پروبه وقوع پیوست، با زمانیکه خطوط و اشکال نازکا خلق شده بود، هم‌زمان بوده. یک خورشید گرفتگی کامل بطور واضح شبیه مردمک چشم و عنبیه یک چشم غول پیکر است در حالیکه به پایین نگاه می کند. تئوری دیگری ادعا می کند که خطوط نازکا باقیمانده "معابد راه رونده" هستند جاییکه یک گروه بزرگ از عبادت کنندگان در امتداد یکی از خطوط که وقف شده برای یک ذات مقدس بوده، راه می رفتند. ساکنان دهکده های محلی می گویند که ساکنان قدیمی، تشریفاتی را روی این راهها و اشکال انجام می دادند تا از خدایان تشکر کنند و ادامه ی داشتن باران و آب را از کوههای آند تضمین کنند. همچنین بر طبق یک فرضیه از مایکل ویلانت، رساناهایی از جنس طلا یا مس روی زمین کشیده شده بود. این رسانا ها، به‌عنوان آنتن هایی برای جمع آوری فرکانسهای بسیار پایین مگنت تلوریوم که در مناطق لرزه نگار مشخص تولید می شود، بوده است و این، چند روز قبل از وقوع زلزله اتفاق می افتاد. جنجالی ترین فرضیه مطرح شده درباره این خطوط توسط اریک فون دانیکن و در کتاب ارابه های خدایان می باشد. او ادعا کرده که این خطوط در حقیقت فرودگاهی برای سفینه های فضایی بیگانه بوده.

این مطلب از سیت دانشنامه ویکی پدیا گفته شده است.
در آخر لازم به ذکر است این خطوط را بیکانگان و موجودات فرازمینی ساخته و نوعی رمز میباشد بین انسان ها و بیگانه ها


ترابشریت


ترابشریت مکتب تازه‌ای در فلسفه ی گمانه پردازانه است که به بررسی مسئله کاربرد فناوری‌های ویژه برای بهسازی و پیشبرد شرایط انسان به فراسوی محدودیت‌های فرگشت زیستی می‌‌پردازد. ترابشریت را در انگلیسی Transhumanism یا H+ می‌گویند. (که اچ اولین حرف کلمه Human به معنی بشر است)

این نظریه مخالفان سرسخت بسیاری دارد که از آن جمله می‌توان به فرانسیس فوکویاما اشاره کرد که معتقد است این نظریه یکی از خطرناک‌ترین نظریه‌های ارایه شده در دنیا برای بشریت است.



ویجر


وُیجِر (به انگلیسی: Voyager) نام دو کاوشگر فضایی است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط ناسا برای مطالعه سیاره‌های منظومه شمسی به فضا پرتاب شد.

«کاوشگر» به دسته ای از فضاپیماهای بدون سرنشین اطلاق می شود که برای کاوش و تحقیق در سیارات، ستارگان و به طور کلی اجرام فضایی ساخته و به فضا پرتاب می شوند.

دو کاوشگر ویجر ۱ و ویجر ۲ پیشگام اکتشاف سیارات دوردست منظومه شمسی و اولین ابزار ساخت بشرهستند که از محدوده منظومه شمسی خارج شده و به فضای ژرف ورای آن سفر کرده‌اند. داده‌های بسیار ارزشمندی که این دو کاوشگر در طول ماموریتهای موفق‌شان در اختیار دانشمندان قرار دادند، باعث گسترش زیاد دانش و اطلاعات بشر از ساختار سیارات بزرگ گازی منظومه شمسی شده است.

کاوشگر «ویجر ۱» در ۵ دسامبر سال ۱۹۷۷ میلادی توسط ایالات متحده برای کاوش و بررسی دقیق سیارات گازی مشتری، زحل و فضای ژرف فراتر از آنها به فضا پرتاب شد.

این کاوشگر در تاریخ ۵ مارس ۱۹۷۹ به نزدیک‌ترین فاصله خود نسبت به سیاره مشتری رسید و پس از بررسی و ارسال داده‌هایی بسیار ارزشمند و بنیادین از این سیاره به زمین، به سوی سیاره زحل پیش رفت و پس از گذر از این سیاره در ۱۲ نوامبر ۱۹۸۰ به ورای منظومه شمسی و فضای بیکران بین ستاره‌ای پیش رفت تا سفر بی پایان خود را ادامه دهد.


کاوشگر «ویجر ۲» در تاریخ ۲۵ اوت ۱۹۷۷ میلادی برای کاوش و بررسی دقیق‌تر تمامی سیارات گازی منظومه شمسی از جمله مشتری، زحل، اورانوس و نپتون، به فضا پرتاب شد. پس از گذر از مشتری و زحل به ترتیب در تاریخ ۹ ژوئیه ۱۹۷۹ و ۲۵ اوت ۱۹۸۱، در روز ۲۴ ژانویه ۱۹۸۶ خود را به اورانوس رساند و پس از عبور از نپتون در ۱۵ اوت سال ۱۹۸۹ همانند ویجر ۱ سفر خود را به سوی ژرفای فضا در پیش گرفت.

کاوشگرهای «ویجر» به بررسی دقیق سیارات گازی، ماه (قمر)‌های آنها، میدان مغناطیسی و جاذبه آن ، محاسبه دقیق گرانش و همچنین حلقه های زحل و اورانوس پرداختند.

از دیگر ویژگی های این ماموریت ، کشف ۲۴ ماه برای سیارات گازی بود.

علاوه بر این دانشمندان به یاری داده‌های ارسالی این دو کاوشگر، به شواهدی دال بر وجود فعالیت‌های آتشفشانی (شبیه ساختارهای زمینی) در یکی از ماه‌های مشتری به نام «آیو»(Io)، و همچنین آب فشان‌های یخی در بزرگترین ماه نپتون یعنی تریتون (Triton) پی‌بردند.

کشف تعداد زیادی از حفره های بزرگ که حاصل برخورد بسیار شدید دنباله دارها و شهاب سنگ ها بر روی ماه‌های سیارات است، از دیگر اکتشافات این کاوشگرها بود.

دانشمندان با در نظر گرفتن داده‌های ارسالی توسط ویجرها توانستند جرم و چگالی بیش از ۱۷ ماه (قمر) را محاسبه نمایند و همچنین ساختارهای بنیادی اجزای تشکیل دهنده جوّ رقیق و اسرارآمیز یکی از ماه‌های زحل به نام تیتان را تعیین نمایند. این داده‌ها سه دهه بعد در ماموریت فضایی کاسینی-هویگنس تکمیل شد.

این دو کاوشگر همراه خود ابزارهای بسیار دقیق پژوهشی حمل می کردند. از جمله این ابزار آلات می توان به ابزاری برای اندازه گیری دقیق میدان الکتریکی (توان یا قدرت،شکل و جهت آن در سیاره)، امواج فرابنفش، امواج مرئی، فرو سرخ و امواج رادیویی (در طول موج‌های مختلف) که توسط سیارات و ماه‌ها و حلقه‌هایشان تولید می‌شود اشاره کرد.

از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های که در طی این سفر اکتشافی اتفاق افتاد، ایجاد اختلال در ارتباط بین کاوشگرها و زمین در هنگام عبور این دو فضاپیما از پشت سیاره‌ها است، به عبارت دیگر جوّ سیارات و برخی از حلقه‌ها مانع از ارسال امواج رادیویی توسط کاوشگرها به زمین بودند.

علاوه بر ابزارهای پژوهشی و اندازه‌گیری، هر دو کاوشگر با خود لوحی از جنس طلا حمل می‌کنند. در این صفحات مدور فلزی دیجیتالی، مطالب زیر ثبت شده است:

  • فراز هایی از تمدن انسان به زبان ریاضی
  • تصویری از دو انسان (زن و مرد) با با دستان افراشته به نشانه دوستی
  • نشانی جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری

اندیشه قرار دادن پیام‌هایی برای موجودات هوشمند فرازمینی نخستین بار توسط «اریک بورگس» مطرح شد. سپس کارل ساگان، ستاره‌شناس و اخترشیمیدان مشهور آمریکایی و از پیشگامان روش‌های برقراری ارتباط با موجودات هوشمند فرازمینی‌، از این ایده به شدت استقبال کرد.

سرانجام ناسا با این طرح موافقت کرد و سه هفته به وی فرصت داد تا پلاکی را طراحی کند. ساگان با همکاری فرانک دریک پلاک را طراحی کردند؛ البته طراحی هنری این پلاک را همسر کارل سیگان - لیندا سالزمن- انجام داد.

دانشمندان امیدوارند ویجرها در طول سفر طولانیشان در فضای بیکران، با یک تمدن فرازمینی هوشمند برخورد داشته باشند. در این صورت، لوح مذبور شاید راهنمایی باشد برای همسایگان دوردست ما تا راه خانه ما «زمین» را پیدا کرده به ملاقاتمان بیایند.

البته به نظر می‌رسد این کار بیشتر یک اقدام سمبولیک باشد، چرا که با توجه به اندازه کوچک کاوشگرها در مقایسه با فضای بین ستاره‌ای، بسیار بعید است حتی در صورت وجود حیات فرازمینی، این دیسک‌ها پیدا شوند. حتی در صورتی که موجودات فرازمینی این دیسک‌ها را پیدا کنند، با توجه به گذشت زمان زیاد، آنها جنبه تاریخی خواهند داشت و به علاوه ممکن است آنها زمانی پیدا شوند

که دیگر نشانی از حیات در زمین نباشد.


فرستنده و گیرنده‌های رادیویی و همچنین سایر ابزار آلات پژوهشی دو کاوشگر «ویجر» تا سال ۲۰۰۰ میلادی به خوبی فعال بود.

اما به مراتب با زیاد شدن فاصله آن‌ها با سیاره زمین، این امواج باید برای رسیدن به زمین مدت زمان بسیاری را طی کنند. به همین دلیل در طی این فاصله دچار افت کیفیت می شوند و به صورت پالس‌های بسیار ضعیف در زمین دریافت می‌شوند.

پیش بینی می شود که کاوشگر ویجر ۱ تا سال ۲۰۱۵ از منطقه تحت جاذبه خورشید (هلیو پوز) خارج شده و سفر خود را در فضای بین ستاره‌ای ادامه دهد. ویجر ۲ نیز در طی سال های آتی همین مسیر را در پیش خواهد گرفت. دانشمندان تخمین می زنند که نزدیک ترین فاصله مرز خورشیدی (هلیو پوز) تا خورشید (فضای تحت تاثیر خورشید و فضای بین ستاره‌ای) در حدود ۱۵ میلیارد کیلومتر باشد.

دانشمندان امیدوارند پیش از اینکه موتور های پیشران این دو کاوشگر ارزشمند برای همیشه در فضای بیکران خاموش گردند، ویجرها به جایگاهی خاص رسیده باشند.

تصویری از دیسک کاوشگر «ویجر ۱»
تصویری از دیسک کاوشگر «ویجر ۱»

تصویر سی‌جی تهیه شده توسط ناسا از «ویجر ۱» در حال ورود به مدار اورانوس
تصویر سی‌جی تهیه شده توسط ناسا از «ویجر ۱» در حال ورود به مدار اورانوس



یاپتوس


یاپتوس، سومین قمر بزرگ کیوان، است. برخلاف هر جسم دیگری در سامانه خورشیدی، نیمی از سطح آن ده بار تیره تر از نیمه دیگر است. اگرچه برخی دوست دارند آن را پیغامی از موجودات فرازمینی هوشمند تصور کنند، اما واضح است که دانشمندان با این توصیف کنار نیامده‌اند، اما برای ارائه دلیلی قابل قبول تر از این پدیده، با مشکلات جدی مواجه هستند.

 

از آنجایی که تحقیقات مستقیم روی یاپتوس بی نتیجه مانده‌است، از علائم رادیویی، که برای ارسال آنها از رادیو تلسکوپ غول پیکر آرسیبو (Arecibo) که با قطر دهانه ۳۰۵ متر بر فراز قلل پورت ریکو نصب شده‌است، برای بررسی یاپتوس استفاده شده. با مطالعه‌ای که بر روی چگونگی بازتاب علائم از روی سطح این قمر (چه تیره و چه روشن) انجام شد، یک دید کلی درباره عامل احتمالی اختلاف رنگ و درخشندگی سطوح این قمر به دست آمده. نتایج آزمایشات نشان داده که هر دو روی این قمر از دید رادار تا حد زیادی مشابه‌اند، یعنی میزان بازتاب سیگنالهای ارسالی از سطوح مختلف این قمر تقریباً یکسان است.

این بدین معناست که ماده تیره تشکیل دهنده قسمت تاریک قمر، هر چه که باشد، یا از لحاظ الکتریکی جاذب نیست و یا یک لایه بسیار نازک است با قطر چند سانتی متر. با وجود این ستاره شناسان نسبتاً مطمئن اند که یاپتوس عمدتاً از آب تشکیل شده اما به سختی قادرند درباره دیگر مواد آن نظر دقیقی دهند. از آنجایی که آمونیاک علائم راداری را جذب می‌کند، حضور این ماده در قمر مشخص شده اما احتمال دارد این آمونیاک در زیر سطح قمر پنهان شده باشد.هنوز مطالب بسیاری باقی مانده‌است که باید از اطلاعات دریافتی از رادار استخراج شود. اما کاسینی (یک کاوشگر فضایی بدون سرنشین)، مأموریتی ۴ ساله دارد که گذر از نزدیکی یاپتوس هم جزء آن است


و در آخر تمدن های زیادی در آسمان ها زندگی میکنند که ما از آنها هیچ اطلاعاتی نداریم

The Truth Is Out There
 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین