تبليغاتX
علم و فراتر از آن
 
 
   
 
   

بشقاب پرنده

شايد شروعي براي دوران جديد بشقابهاي پرنده را بتوان سالهاي 1946 و 1947 دانست . در اين سالها كه جامعه انساني از پيشرفتهاي علمي و فني خود كاملا به وجد آمده بود؛ به يكباره گزارشهاي فراواني از مشاهده اجرام پرنده ناشناس در گوشه و كنار آمريكا و اروپا منتشر شد . در ابتدا گمان مي شد اين اجرام نوعي ابزار پروازي جديد و ساخت شوروي سابق است كه اينك در آغاز جنگ سرد قرار است نقش جاسوسهاي هوايي بلوك شرق را بر عهده گيرد اما انتشار گزارش رويت اين سفاين بيگانه! بر فراز كاخ كرملين در مسكو و سپس نقاط ديگر شوروي و انتشار اين نكته كه روسها هم مدتي است با اين ميهمانان ناخوانده درگير هستند توجه دانشمندان را به سوي پاسخ متفاوتي رهنمون ساخت.

سازمانهاي هوايي و فضايي دو قدرت شرق و غرب هريك كميسيونهاي ويژه اي را براي بررسي اين موارد ترتيب دادند هدف اصلي اين كميسيونها پاسخ به دو سوال اصل بود نخست آنكه اجرامي كه رصد آنها توسط گروهي از افراد از طيفهاي مختلف از كشاورز گرفته تا خلبانها و حتي برخي از فضانوران گزارش مي شد آيا واقعا وجود دارند و اگر اينطور است منشا آنها چيست ؟ و دوم اينكه آيااين اجرام خطري براي امنيت ملي كشورها و در مرحله بعد زمين به بار خواهند آورد؟ يكي از اين كميسيونها در سال 1953 تاسيس شد و به بررسي دقيق تمام گزارشهاي منتشر شده تا آن موقع پرداخت و در سال 1954 گزارش اين كميسيون منتشر شد در اين گزارش سعي شده بود با دلايل علمي وجود يوفوها به چالش كشيده شود. اگرچه انتظار مي رفت با انتشار اين گزارش داستان بشقابهاي پرنده پايان پذيرد اما سيل مشاهدات ادامه داشت و در نهايت در سال 1956 سازمان نيكاپ (NICAP) يا كميته ملي تحقيقات پديده هاي فضايي مسوليت تحقيق را بر عهده گرفت اين كميسيون با عضويت چندين مقام هوانوردي و اعضا سابق CIA تلاش داشت تا به توضيحي دقيق دست يابد.

در همان زمان پروژه معروف به كتاب آبي كه هدفش بررسي دقيق گزارشهاي مربوط به اين موارد بود آغاز شد و البته هيچگاه گزارش نهايي آن فرصت انتشار نيافت چراكه در 27 اوت 1966 به دليل اختلالي كه در سيستم مخابرات پايگاه استرتژيك موشكهاي قاره پيما در داكوتاي شمالي و همزمان با رويت شيء پرنده ناشناسي رخ داد ، جانسون رييس جمهور وقت آمريكا را وادار كرد تا دستور تشكيل يك كميسيون ديگر به سرپرستي ادوارد كندون را صادركند.. وي و همكارانش به بررسي بيش از 100 مورد از معتبرترين گزارشها پرداختند. اعضا اين كميسيون 60 نفره كه اعضا ان را تيمي از اخترشناسان ، مهندسان ، خلبانان و حتي روانشناسان تشيكل مي دادند؛ سرانجام نتيجه اين تحقيق را كه به گزارش كندون مشهور شد در 1000 صفحه و با تاييد آكادمي ملي علوم امريكا ، منتشر كردند.

در اين گزارش مفصل اعلام شده بود تمامي موارد بررسي شده در اين گزارش داراي توضيحات علمي و قابل قبول بوده و ارتباطي با موجودات هوشمند فرازميني يا فعاليتهاي جاسوسي ديگر كشورها ندارند. در روسيه نيز داستان با عاقبتي مشابه مواجه شد. يك گروه 18 نفره به نام كميسيون دايمي امور فضايي مسوليت بررسي اين گزارشها را بر عهده داشت و پس از آن نيز كميسيون علمي شوروي به بررسي دقيق آنها پرداخت و سرانجام اعلام شد كه بررسي تمام گزارشات رسيده نشان از آن دارد تمام اينموارد داراي منشا طبيعي بوده اند و هيچ موردي به صورت مشكوك باقي نمانده است.

اين گزارش ها اگرچه با ذايقه علاقمندان ارتباط با موجودات فضايي سازگاري نداشت اما انجام آنها نشان از اهميت يافتن اين موضوع در بين اذهان علمي جامعه داشت اينك طبقه بنديهاي گوناگوني براي اين اشيا ناشناس انجام شده بود. گزارشهاي معتبر در سه دسته با عنوان برخورد نزديك از نوع اول تا سوم دسته بندي مي شد. در برخورد نوع اول افراد تنها اين اشيا را مي ديدند ، در نوع دوم علاوه بر ديدار با آنها صداي اين اشيا نيز به گوش مي رسيد و در برخورد نزديك از نوع سوم علاوه بر ديدن سفاين بيگانه وشنيدن صداي آنها ملاقاتهايي نيز بين سرنشينان آن با زمينيان گزارش مي شد.

اگرچه با گذشت زمان از تعداد اين گزارش ها كاسته شد اما اين به معني متوقف شدن آنها نبود. هنوز بيش از يكسال از ادعاي پزشكان فرقه" رائلي" مبني بر موفقيت در شبيه سازي انسان نمي گذرد . اعضا اين فرقه كه خبر اين فعاليت آنها چندي پيش تيتر اول تمام خبرگزاريهاي جهان بود خود را مريد مردي به نام "رائل" مي دانند وي معتقد است در يكي از كوهنورديهاي هفتگي خود در آمريكا با موجودات فضايي ملاقات كرده و آنها به او اعلام داشته اند كه به زودي براي ملاقات دوباره به زمين بازخواهند گشت و ضمن آموزش روش كلونينگ انسان به او از او خواسته اند زمينه را براي بازگشت آنها آماده كند!

... در دوره جديد كه موج رويت بشقابهاي پرنده به اوج رسيد نام ايران نيز در بين كشورهايي قرا رگرفت كه نه تنها تعداد قابل توجهي گزارش از آن مخابره مي شد بلكه تعدادي از گزارشهاي مهم از نظر طرفداران وجود بشقابهاي پرنده در ايران رخ داده بود . در اين بين يكي از گزارشها اهميت بيشتري داشت. شي ناشناس پرنده كه در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 در تهران ديده شد. بر اساس گزارشي از اين ماجرا كه در 31 اگوست 1977 منتشر شد ساعت 12:30 نيمه شب 19 سپتامبر تلفنهايي از منطقه شميرانات به نيروي هوايي ارتش ايران زده مي شود و طي آن گزارش رويت يك شي پرنده ناشناس در افق شمالي گزار ش مي شود. دقايقي بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور اين جرم را در رادار خود تاييد مي كند و بلافاصله يك فروند هواپيماي شكاري به تعقيب آن بر مي خيزد با نزديك شدن هواپيما به اين جرم سيستم راديويي هواپيما از كار مي افتد و جنگنده دوم به هوا بر ميخيزد اما او نيز نمي تواند علي رغم مانورهاي پيچيده پروازي به او نزديك شود در پايان تعداد اين اشيا از يك مورد به سه مورد افزايش يافته و سپس ناپديد مي شوند.

اما بهار بشقابهاي پرنده در ايران سالها بعد ازا ين تاريخ فرا رسيد. شايد انتشار گزارشهايي پراكنده در اين زمينه ادامه داشت اما داستان در پاييز 1369 به اوج رسيد زماني كه دكتر داريوش اديب كه پيش از آن بيشتر به واسطه تدوين مجموعه چهار جلدي جواهر شناسي شناخته مي شد كتابي با نام اسرار بشقابهاي پرنده را ترجمه و منتشر كرد . اين كتاب ترجمه داستاني به نام «COMMUNION - A true story »بود كه در واقع خاطرات نويسنده آن ويتلي استريبر از دزديده شدنش توسط موجودات فضايي ( يك برخورد نزديك نوع سوم و البته بسيار هيجان انگيز!!) به حساب مي آمد اما پيشگفتار كوتاه داريوش اديب بر اين كتاب بيش از متن اصلي و طولاني آن مهم به نظر مي آمد چراكه در آن ضمن يادآوري خاطره اي از ملاقات با پسري كه مدعي ديدار با بشقابهاي پرنده در پارك جنگلي عباس آباد تهران بود تصاويري را كه وي از بشقابهاي پرنده در تهران گرفته بود منتشر مي ساخت .

تصاويري كه گفته شد در ماهنامه بشقابهاي پرنده ( كه در آمريكا منتشر مي شود ) نيز منتشر شده است. در همان سالها داريوش اديب سلسله مقالاتي در روزنامه اطلاعات به عنوان يكي از روزنامه هاي پرمخاطب ايران منتشر كرد و در آن با ارايه شواهد زياد سعي دراثبات حيات هوشمند فرازميني و بشقابهاي پرنده نمود. يكي از اين موارد صورت فرعون مريخي بود كه بعدها توسط تصاويرفضاپيماي مدارگرد مريخ موسوم به MGS ماهيت اصلي آن مشخص شد. در تصاوير دقيق اين تپه يك كيلومتري طبيعي هيچ نشاني از صورت انان نيست و فقط بر اثر بازي نور و وضوح كم تصاوير اول به اين صورت ديده شده است .

مدتي بعد از موج اوليه ماهنامه نجوم به پاسخگويي به برخي از اين شايعات پرداخت كه نتيجه ان مجموعه مقالاتي بود كه همراه با يك راهنماي عملي عكاسي از بشقابهاي پرنده اين موضوع را نه تنها رد، بلكه مطبوعات كشور را به دليل انتشار چنين گزارشهايي مورد انتقاد قرار مي داد. در اين مقاله ها نشان داده شده كه چگونه مردم پديده هاي نجومي و جوي را با اشياي ناشناس پرنده اشتباه مي گيرند .همين طور توضيح داده شده كه چگونه حتي به كمك يك چراغ مطالعه مي توان تصويري از يك بشقاب پرنده ساخت.

داستان بشقابهاي پرنده در ايران براي چندين سال دوران آرامي را سپري كرد تا اينكه از اوايل دو سال گذشته و با مشاهده اشيا نوراني در برخي شهرها بار ديگر داستان از نو آغاز شد. اولين گزارشها از مرزن آباد و سپس بابل و مشكين شهر آغاز شد جايي كه گويها نوراني مي توانست علاوه بر اينكه موجب وحشت اهالي شود حتي خسارات زيادي به جاي گذارد اين پديده كه همزمان در برخي از كشورهاي جهان هم رويت شد به سرعت مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه به زودي مشخص شد آذرگويهاي گلوله اي كه يك پديده نادر ولي شناخته شده است البته در مورد بابل گونه اي از تخليه انرژي ژئو فيزيكي علت اصلي حادثه اعلام شد اما مشكين شهر نه تنها پايان داستان آذرخشهاي گلوله اي را رقم زد آغاز فصل جديد بشقابهاي پرنده نيز از همانجا آغاز شد.

25 و 26 فروردين ماه 1383 خبرگزاريها خبر مشاهده شي ناشناس نوراني را در آسمان مشكين شهر و اردبيل دادند بلافاصله صدا و سيما تصاويري كه توسط يك دوربين آماتوري از اين اجرام تهيه شده بود منتشر ساخت و بدين ترتيب موج جديد آغاز شد خبرگزاري ايرنا در كمتر از 72 ساعت بيش از 6 خبر از رويت اين اجرام در آسمان شهرهاي مختلف ايران از مشكين شهر و اردبيل گرفته تا گنبد كاووس و تبريز و اراك و اشنويه و سنندج و ... منتشر كرد.

... گزارش اول از دوشي پرنده ناشناس در آسمان سخن مي گفت كه تلالوئي با رنگهاي مختلف داشتند و حركتهايي نامشخص در آسمان انجام مي دادند هنوز در باره اين گزارش نمي توان اظهار نظر كرد چراكه هيچ داده مشخصي از آن وجود ندارد اما در بقيه موارد با شي درخشان در افق جنوب غرب يا شمال غرب مواجه شديم كه حتي از آن هم تصاويري تهيه و پخش شد. به غير از گزارش اول كه مانند رويت بسياري از اجرام پرنده اطلاعات ناقص و نامشخصي دارد براي بقيه پاسخ قاطعي وجود دارد. چيزي كه حتي باور آن نيز مشكل است كه چطور چنين شمار زيادي از مردم و رسانه ها به آن بي توجه بوده اند.

گزارش ايرنا از ديده شدن اين شي در تبريز را مرور كنيد :« تعدادى از شاهدان عيني گفتند يك شي نوراني را چهارشنبه شب درآسمان تبريز مشاهده كرده اند. به گفته آنان ، اين شي كه طيف هايي از نورهاى قرمز، آبي و سبز از آن به سرعت ساطع مي شده مقارن ساعت 30 / 20 چهارشنبه درجنوب آسمان تبريز در منطقه وليعصر رويت شد... در طرفين اين شي نوراني دو بازوى نوراني خط گونه وجود داشت. وى افزود اين شي از سمت شرق به غرب با سرعتي بسيار كند و غيرمحسوس در حركت بود.»

ايرنا : 26 فروردين 1383 برابر با 14 آوريل2004

يك شي نوراني بار ديگر سه شنبه شب در ارتفاع پائين در ضلع جنوبي شهر گنبدكاووس ديده شد. به گفته منابع مردمي ، اين شي از ساعت 20 تا22 و30 دقيقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعكاس مي داد. اين شي نوراني ، كم كم در آسمان ناپديد شد. دوشنبه شب نيز يك شي نوراني در ارتفاع پايين در ضلع جنوبي شهر گنبدكاووس مشاهده شده بود. "ايرنا" گزارش داده بود كه اين شي به مدت 90 تا120 دقيقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعكاس مي داد. از اين شي نوراني ، دو نور جدا شده و كم كم در آسمان ناپديد شد»

آيا اين توصيفها كه د رگزارش مشاهدات شاهدان عيني نيز نقل شده است شما را ياد بانوي زيباي منظومه شمسي نمي اندازد؟ زهره اين روزها ازتربيع گذشته و به حالت هلالي خود نزديك مي شود به همين دليل تقارن نورش در زمين كاملا يكسان نيست و همين امر باعث تشديد پراش نوري در يك جهت مي شود ، پديده اي كه شاهدان از ان به نام بازوهاي اطرافش ياد كرده اند . حركت غير محسوس شرق به غرب چيزي جز مشخصه آشكار ستارگان و البته سيارات نيست و به ياد داشته باشيد كه در تمام گزارشها (منهاي گزارش اول) اين شي در افق غربي قرار دارد . علت تغيير رنگ زهره در هنگام غروب و در شهرها نيز پديده جديدي نيست آلودگي جوي و وجود ذرات معلق در جو زمين از يك سو و از سوي ديگر بازتاب گرماي جذب شده در طول روز از زمين در ساعات اوليه غروب باعث تشديد پراش نور اين سياره مي شود .

البته اين اولين باري نيست كه زهره مردم را به اشتباه انداخته است. رونالد ريگان رييس جمهور اسبق ايالات متحده (زماني كه فرماندار يكي از ايالات آمريكا بوده است)يك شب كه از پنجره اتاق كا رخود نگاهي به بيرون انداخت نور خيره كننده اي را ديد كه او را مستقيما زير نظر گرفته بود بلافاصله جلسه شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شد و دستور بررسي پديده صادر شد او فكر مي كرد توسط هواپيماهاي جاسوسي روسيه زير نظر گرفته شده است غافل از اينكه به زهره مي نگرد. در جريان جنگ جهاني دوم نيز بارها خلبانهاي نيروي هوايي آمريكا در بازگشت از ژاپن به روي زهره آتش گشودند.

به هر حال عدم وجود نهادي معتبر كه وظيفه پاسخگويي به چنين مسايلي را( كه قطعا بعد از اين نيز با آن روبرو خواهيم بود ) بر عهده داشته باشد كماكان احساس مي شود. در حالي كه اين موضوع با يك تماس ساده به مراكزي مانند انجمن نجوم ايران يا ماهنامه نجوم قابل توجيه براي رسانه ها بود.

اما آيا حل شدن معماي اشيا پرنده بهار 83 ايران به معني بسته شدن كامل اين پرونده در ايران و جهان خواهد بود . قطعا خير. تا زماني كه مسايل را از دريچه مربوط به ان بررسي نكنيم همواره احتمال رخ دادن موارد مشكوك اينگونه اي وجود دارد اگر ندانيم در اسطوره شناسي كهن نقش دايره در حال پرواز سمبلي باستاني است كه گاهي خود را در شكل ماندالاي هندي و بودايي نمايان مي سازد و گاهي به شكل محوطه معابد كهن، نخواهيم توانست توجيه شي پرنده نقش برجسته هاي كهن را درست درك كنيم و اگر فراموش كنيم كه در ديد اساطيري تجلي امر مقدس با ظواهر وحشت همراه است ممكن خواهد بود توصيفي از تجلي يك امر مقدس را با مراحل فرود يك سفينه فضايي اشتباه بگيريم و اگر به خود اجازه دهيم بدون بررسي كامل همزمانيهاي خاص را به يك پديده مربوط كنيم ممكن خواهد بود اشتباههاي سنگيني مرتكب شويم همانگونه كه برخي از فضانوردان هنگام گذر از جو زمين اثر حرارتي سفينه را با اشيا پرنده ناشناس اشتباه گرفتند و خلبانهايي كه بازتاب نور ابرها را با بشقابهاي پرنده مهاجم.

نكته اي كه بايد به طور خلاصه بر آن تاكيد كرد آن است كه بحت ما مبتني بر عدم وجود اشيايي موصوف به UFO كه حامل مسافراني از سيارات دور دستند به معني تاييد اين نظر نيست كه در كيهان حيات وجود ندارد. بحث آنجا است كه ما معتقديم بايد تنها بر اساس شواهد و مدارك علمي به توضيح و تبيين پديده ها دست زد و انجا كه مدارك ما ناتوان از پاسخگويي به پرسشها مي شود به جاي سعي در ارايه توضيحات نامانوس بپذيريم كه در ان مورد ناآگاهيم و فعلا نمي توان در باب آن نفيا و اثباتا سخني بگوييم. بسياري از ما بر مبناي محاسبات رياضي و منطقي و با درك مقياسي از عالم هستي بر اين باوريم كه در گوشه اي از اين كيهان حياتي حتي هوشمند وجود دارد. شايد به همين دليل بيشترين تلاش ما در پيدا كردن اين حيا ت و پاسخ به اين سوال كهن انجام شده باشد طرح هاي عظيمي چون SETI به دنبال نشانه هاي احتمال حياتند و پيش قراولان سفر به فراسوي منظومه شمسي با خود لوحي را حمل مي كنند كه محل آغاز سفر آنها را نشان مي دهد اما اين اعتقاد به وجود حيات دليل آن نمي شود كه زهره و يا هر پديده آشنا يا نا آشناي ديگري را به جاي سفينه اي فضايي به مردم معرفي كنيم موضوع بشقابهاي پرنده بدون توجه به صحت و يا كذب بودن گزارشات ارايه شده و بدون توجه به ماهيت اصلي آنها، به عنوان پديده اي رواني نيز قابل بررسي است كارل گوستاو يونگ در پژوهشي بنيادي در خصوص بشقابهاي پرنده ( كه ترجمه ان به قلم جلال ستاري و با نام اسطوره اي نو ، نشانه هايي در آسمان منتشر شده است) ياد اور ميشود كه ظهور و گسترش اين پديده به معني بروز حادثه اي رواني در ضمير ناخوداگاه انسان است كه ممكن است نشان از گونه اي آشفتگي رواني اجتماعي داشته باشد .

بشقابهاي پرنده به عنوان اسطوره اي نو شكل گرفته اند و تا زماني كه با سلاح خرد و تدبير و استفاده از طيف وسيعي از دانشها به بررسي آنها نپردازيم مطمئن باشيد هرروز در گوشه اي از آسمان نشانه اي ظهور خواهد كرد. شايد روزي سفيران تمدني دور به ديدار ما بياييند و اسطوره واقعيت پيدا كند اما تا ان زمان حق نداريم زهره و يا ساير پديده هاي طبيعي را با آن جايگزين كنيم.

 مقاله ای از طرف ک.ش ۲۳ ساله از ایران
 
  بنده  ک.ش هستم،  23 سال سن دارم .  ساکن
ایران.  

*  در  زمستان  سال 1382 بر اثر وجود نوعی
توانایی غیر طبیعی در وجودم  برای شنیدن
نوعی فرکانس صوتی ویژه ــ  که سایر انسانها
قادر به شنیدن آن نیستند ــ  و به  خاطر
گرایشم به ورزش کوهنوردی،  توانستم  در یکی
از کوهستانهای ایران با  موجودی غیر زمینی
روبرو شوم.  و بر اثر این مشاهده در معرض
نوعی جریان صوتی قرار گیرم که حامل
اطلاعاتی ( دانشی ) فلسفی و علمی بود . ...  برای
تجزیه و تحلیل و بازنویسی این دانش با
مفاهیم زمینی   در حدود یک سال وقت صرف کردم . ..
در طی نگارش این دانش منتقل شده  با علوم
شگفت انگیزی  روبرو شدم  که تا کنون به
وسیله دانشمندان و محققان تمدن زمین کشف ن
شده است.  و همچنین متوجه شدم که این
ارتباط  با برنامه ای از قبل تعیین شده از سوی
آنها ایجاد شده است  تا به این طریق  پیام 
و علومی  را به بشریت  اعطا کنند .

**  بنده بیانیه اعطایی آنان را به شکل یک
کتاب در آوردم .  ولی قصد دارم   قبل  از 
افشاء این بیانیه ( پیام )  غیر زمینی ،  چندی
از علومی را که  بر اثر این ارتباط بدست
آوردم  منتشر کنم  تا بی نظیر بودن این علوم 
که تا کنون بشر با تکنولوژی و هوش خود
موفق به کشف آن نشده است  اثبات کنندهء ادعا
بنده ( صحت وقوع این رخداد ) باشد   و  سپس
بیانیه حیرت آور  این تمدن غیر زمینی را
منتشر خواهم کرد .  و حتی احتمال دارد  پس از
گسترش پیامدهای این بیانیه ــ  که متصور
هستم رنسانسی دیگر را در تمدن بشری موجب
شود  ــ بتوانم برای ملاقات نمایندگانی از
تمدن زمین  با این موجود غیر زمینی ــ
  در یکی از کوهستانهای ایران ــ  مقدماتی
را فراهم کنم .
***  اکنون می خواهم تمایل شما را  برای
بررسی  به این رخداد مطلع شوم ....  بنده از چند
رسانهء خبری بین المللی   برای انعکاس 
وقوع این رخداد   دعوت کرده ام  .

****  قصد دارم به وسیله شبکه اینترنتی  ــ 
به طور همزمان ــ  پیرو [ چگونگی وقوع این
رخداد ]  و [ برنامه های خویش ]  و  [ اهدافی
که این موجودات در تمدن زمین دنبال می
کنند ]   و  [ علوم نوینی که بر اثر این ارتباط  
در اختیارم قرار گرفته ]  مطالبی را منتشر
کنم . ..  در صورت موافقت سازمان شما   برای
رهگیری این رخداد     نشانی این سایت را
برای شما ارسال خواهم کرد .   *  نظر خود را
ارسال کنید.

*****  همچنین قصد دارم  نظر برخی از محققان
و دانشمندان  را برای بررسی علومی که در
اختیارم قرار گرفته جویا شوم .  یکی از این
اشخاص  آقای دکتر منصوری می باشند که
معاون پژوهشی  وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری
ایران هستند . ..  در ذیل عین نامه ارسالی
به ایشان به  همراه شرحی از چگونگی وقوع
این رخداد ،  برای شما ارسال شده است .



********  نامه ارسالی به آقای دکتر منصوری  
با احترام خدمت آقای  دکتر منصوری .
در دو سال گذشته خبرهای متعدد و متنوع ای
در خصوص رویت اجسام پرندهء ناشناخته (
بشقاب پرنده ها ) در آسمان ایران به گوش
رسید، و قرنها ست  که بشر  به وجود موجوداتی در
سیارات دیگر کیهان می اندیشد و برای
بررسی احتمال وجود آنها تحقیق می کند، و تا
کنون انسانهای بسیاری مدعی مشاهدهء آثاری        
از موجودات غیر زمینی شده اند.   ولی
بالاخره  در چه هنگام   بشریت خواهد توانست به
دیدگاه مشخصی در این خصوص دست یابد   و یا 
با  موجوداتی غیر زمینی مرتبط گردد؟  
شاید خیلی زود!!!
      
    این نامه  در خصوص نادرترین رخداد به
وقوع پیوسته در قدمت حیات بشری، یعنی
ارتباط بنده ( یک جوان و کوهنورد ایرانی )  با
موجودی غیر زمینی  در یکی از کوهستانهای
ایران [ در زمستان سال 1382 ]  می باشد،  که
مشروحی از چگونگی این رخداد  به  ضمیمهء این
نامه پیوست شده است.  ... 
        در راستا تحقق روندی که بنده برای
ترویج خبر وقوع این رخداد و اعلام دست
آوردهای علمی و فلسفی این رخداد به جوامع بشری
تـنظیم کرده ام   مـشروحی از چگونگی
وقـوع و پیامدهای این رخداد،  طـی نامه ای به
سـفارت کـشورهای خـارجه در ایران  و بـرای
بـرخی از رسـانه های بـین الـمللی  و
ایـرانی  و به سازمان نجوم و  فیزیک ایران
ارسال خواهد شد، و اینک از آن رو برای
جنابعالی ارسال شده  تا در صورت موافقت
جنابعالی و به مدد لطف و تخصصتان   برای گسترش خبر
وقوع این رخداد مقدمات لازم فراهم گردد؛ 
در واقع به نوعی  بنده ــ  به دلایلی که در
ذیل قید خواهم کرد ــ   برای معرفی مس
تقیم خودم  احساس امنیت نمی کنم  از این
رو با توجه به زمینهء تحصیلات و اشتغال
جنابعالی  در منصب معاون پژوهشی وزارت علوم
و تحقیقات و فناوری ایران  و مدیر مسئول
مجلات ایرانی نجوم، دانشگر و فیزیک،   به
نظرم رسید  که جنابعالی برای اینکه اولین
مطلع این رخداد باشید  صاحب نظر تر  و 
دارای امکانات مناسب تری هستید   و بهتر می
توانید   دلایل و اسـناد علمی ای را که از
سوی بنده ــ  برای اثبات صحت وقوع این رخداد
( ادعا ) ــ  ارسال خواهد شد   بررسی نمائید   
و سپس در این خصوص   نتیجهء بررسی  و
دیدگاه محترم خود را  در اختیار اذهان عمومی 
قرار  دهید.
         ... از سوی موجود غیر زمینی ای که با
آن ارتباط بر قرار کرده ام  تصمیم گرفته شد 
تا برای جلوگیری از احتمال بهره جویی یک
جانبهء یک کشور  از پیامدهای شگفت علمی و
فلسفی این ارتباط بی سابقه،  ترویج خبر
این ارتباط شگفت  در محیطی بین المللی صورت
گیرد   زیرا اهدافی که از سوی موجودات
سیاره ای دیگر ــ  با  فرستادن نماینده ای 
برای ایجاد ارتباط  با انسانها ــ  دنبال می
شوند  در واقع ارمغانهای       بی نظیری
هستند  که به کل بشریت تعلق دارند و  ــ
همانگونه که در طی این جریان مشاهده خواهید
کرد ــ  می توانند  روند دیرین زندگی (
دیدگاه و خواستگاه ) بشر  و دیالگتیک تاریخ ؊ ?ا  تغییر دهند  و به آن جهتی متعال تر
ببخشند  که به دلیل وسعت پیامدهای آن و حفظ
جهت صحیح   بهره جویی از این ارمغان،  
موجودات تمدن غیر زمینی ( این موجود )  نیاز به
یک بستر سازی مطلوب جهانی ( رشد دیدگاه
فلسفی انسان ) را  لازم دانسته اند   زیرا  بر
خلاف تصورات خوشبینانه ای که انسان در
تخیلات خود  برای ایجاد ارتباط با موجودات
تمدنی دیگر  و بهره جویی از دست آوردهای
آن  پرورانده است  اگر در ابتدا  برای ایجاد
این ارتباط بستر سازی مناسب صورت نگیرد 
یعنی اینکه انسان پیش از این ارتباط  به
مفروضات تمدن خود نگاهی  بازنگرانه
نیندازد  و در داشته های تمدن خود  نقصی را ــ
که موجب سردرگمی انسان  در عصر حاضر شده
ــ  نبیند      و اینگونه نیاز به عقایدی
نوین را برای رهایی خود احساس نکند   پس
آنگاه ارتباط با تمدنی غیر زمینی  و بهره جویی
از دانش فلسفی ، علمی و حتی مذهبی آنان می
تواند   خطراتی بیشتر از شروع جنگ جهانی
سوم به همراه داشته باشد   زیرا دانش فلسفی
، علمی و مذهبی  تمدنی دیگر  در صورت
داشتن وسعت و تفاوت با عقاید بشری ، برای
دترمینیسم تمدن بشری  خطری بزرگ است   زیرا دست
یابی به این دانش برتر  و متفاوت   می
تواند تمام معادلات و مراودات متعین تمدن
بشری را  در ظرف مدت بسیار کوتاهی  تغییر دهد 
مگر اینکه این ارتباط  به  آرامی و ح؊ ?اب شده  و با بستر سازی مناسب به پیش رود.  
از این رو من برنامهء مشخصی را برای
ترویج این خبر  و اعطا دست آوردهای این ارتباط  
و برای بستر سازی مناسب در اذهان عـمومی
تـنظیم کرده ام  که به هـمین دلـیل  فعلاً
قادر به مـعرفی خـود ــ  و اعلام مـکانی
از ارتـفاعات        &am p;nb sp;   ( کوهستانهای ) ایران 
که برای اولین ملاقات بشر ( دانشمندان و
نمایندگان جوامع بشری )  با این موجود غیر
زمینی  در نظر گرفته شده ــ نیستم.   از این
رو قصد دارم  تا  قبل از مهیا شدن شرایط
مناسب فوق الذکر،   برنامه ها و اطلاعات
مقدماتی ای را  که باید در راستای تحقق اهداف
این موجود غیر زمینی  و  اطلاع رسانۊ ? جهانی  در اختیار بشریت قرار گیرد  طبق
برنامه ای از پیش مشخص شده و به طور
همزمان از طریق شبکهء اینترنت در اختیار
جنابعالی و کشورهایی  که با آنها مرتبط شده ام (
بشریت ) قرار دهم  تا  اینگونه گام به گام 
برای مواجه بهتر  و ایمن تر تمدن بشری   با
پیامدهای این رخداد   اقدامات مقتضی صورت
پذیرد.  
       .. متصور هستم  که شاید به دیدگاه
جنابعالی  این موضوع ( نامه ) همچون یک شوخی  و
یا  دورغ تلقی شود  از این رو در برنامه ای
که برای ترویج خبر وقوع این رخداد  و دست
آوردهای علمی و فلسفی مهم این ارتباط   و
اثبات صحت ادعاء خویش دارم،  در صورتی که
در ابتدا  جنابعالی  موافقت خود را  برای
همکاری در این مورد ــ  به وسیلهء وبلاگی 
که اختصاصاً برای ارتباط با جنابعالی می
باشد  و نام آن در ذیل قید شده است ــ 
اعلام فرمائید،  آنگاه بنده نیز  برای اعتماد
سازی  یکی از قوانین علمی ای  را که بر اثر
ارتباط  با این موجود غیر زمینی آموخته
ام  در اختیار شما قرار خواهم داد.  و در ص
ورتی که ابعاد بی سابقهء این قانون علمی  
که تا کنون به وسیلهء دانشمندان و محققان
زمین کشف و بررسی نشده است [ و در خصوص
فیزیک کوانتومی و سماتیک می باشد و حتی   اثر
آن در روند حیات اجتماعی و روان انسان
بررسی شده  و برای اثبات بهتر آن  از سوی
موجودات غیر زمینی  آمار گیری های مخفیانه ای
از  ژانویه سال 1995 میلادی  در سه قاره
آمریکا ، اروپا و آسیا  گرفته شده ]  تا حدودی
شما را متقاعد به حقیقی بودن موضوع تشریح
شدهء فوق نمود  آنگاه  از شما تقضی خواهم
داشت  تا به نمایندگی از سوی بنده  موجبات
ترویج خبر وقوع رخداد فوق و اعلام عقیدهء
خود را در خصوص این قانون علمی  جدید
   ــ در سطح بین المللی ــ  فراهم نمائید. 
  .. در مرحله بعدی ( پس از ترویج خبر وقوع
این رخداد و دیدگاه جنابعالی )  وقتی که
این موضوع و مقدار صحت آن اذهان جهانی  را
معطوف خود ساخت   بنده  برای   ایجاد یقینی
بیشتر  نسبت به حقیقی بودن ادعا وقوع این
رخداد   و همچنین برای   اثبات حسن نیت این
موجود ( موجودات ) غیر زمینی  از  اهدافی که
در تمدن بشری دارند  برای  بار دوم یک
قانون علمی بی سابقهء دیگر  در خصوص نجوم و
ژئولوژي ارائه خواهم نمود  که به وسیلهء آن
انسان  برای  نخستین بار خواهد توانست
زمان به وقوع پیوستن زلزله را پیش بینی کند.
..  تا کنون عدم توانایی انسان  برای پیش
بینی زمان وقوع زلزله  موجب مرگ میلیونه؊ ? انسان شده  و از این رو روش پیش بینی آن  
از سوی این موجود غیر زمینی  برای اعطا به
بشریت در نظر گرفته شده  تا این دانش که
پس از آن موجب نجات جان بسیاری از انسانها
خواهد شد   خود نشانهء حسن نیت  تمدن آنها 
برای ارتباط با تمدن بشری  باشد. ..  و در
مرحله آخر  بنده   خودم را معرفی خواهم کرد 
و آنگاه بخش اول از بیانهء سه بخشی این
تمدن غیر زمینی را  برای ترویج در جوامع
بشری ارائه خواهم داد [ که بخش اول این
بیانیه  در خصوص تشریح اهداف آنان در تمدن زمین  
و  سـوالاتی تعمق برانگیز  از  انسان می
باشد. ]  
  
                                                                                             
با سپاس        اشکآایدقوااافنزی

********  پایان نامه ارسالی به آقای دکتر
منصوری



********  شرح چگونگی وقوع رخداد
شرح ذیل   بخشی از  مقدمهء کتابی است  که
بنده برای اعلام  بیانهء تمدنی غیر زمینی 
به تمدن زمین نوشته ام.   این بیانیه 
دارای  سه بخش است  که در این کتاب  فقط بخش اول
آن نشر یافته،   و  بر خلاف انتظار معمول
بشر ،    بخش اول  بجای اینکه  بیانگر موضوع
یا دانش خاصی  به تمدن بشری باشد   فقط
مطرح کنندهء سوالاتی حیرت انگیز  از  بشریت
است.   حیرت انگیز  از آن جهت  که   این
سوالات عمیقاً   با  تاریخ حیات بشر آمیخته اند  
ولی تا کنون بشر  آنها را  از خود نپرسیده
است.   که حتی   بی نظیر بودن این سوالات   
خود گواهی دیگر    بر  وجود ذهنی فرا زمینی
است  که اصلاً  توانسته است  چنین سوال
اتی را  ابداع کند .

*   شـــــرح    رخــــداد

من در زمانی این اثر   را  نوشتم   که  بيست
و سه سال سن داشتم      و  از  لحاظ اطلاعات
عمومي   در زمينه هاي فلسفي و علمي ــ  تا
قبل از  سال  1383  هجري شمسي (  تا چهار  ماه
قبل از تبدیل  و  تالیف این اثر  با مفاهیم 
و  واژگان بشری ) ــ  به نوعي يك بيسواد
تلقي مي شدم. ..  من از سال  1375   هجری شمسی  (
هشت سال پيش از  تالیف این اثر ،  در زمانی که
شانزده سال داشتم ) توانايي منحصر به
فردي را در خودم براي شنيدن نوعي فركانس صوتي
ويژه  و  نا شناخته يافتم     كه جهت صدوري
نامشخص  داشت  و  همواره  منبع  و علت آن
نیز براي من ناشناخته بود    و کم کم براي من
معلوم شد  كه ساير اطرافيانم قادر به ش
نيدن این فرکانس صوتی نيستند    از اين رو
غالباً به اين توانايي ام  به عنوان يك
بيماري شنوايي نگاه مي كردم. ..  پس از گذشت
حدود دو سال   از  زمانی که این صوت عجیب را
برای نخستین بار شنیدم،  اندک اندک در
هنگامی که به صوت دقیق ( متمرکز ) می شدم  
خطوط عجیبی را در مقابل چشمانم ) در ذهنم ) می
دیدم  که همواره یک شکل مشخص و ثابت
داشتند.  این مشاهده آنقدر برای من تکرار شد که
قادر شدم این خطوط را بر روی کاغذ نقاشی
کنم.  پس از این که این خطوط را ــ که همچون
نقشه ای از چهار مثلث بود که با خطوط
کوتاهی به هم مرتبط شده بودند ( گره خورده
بودند ) و تشکیل یک مربع را داده بودند  ــ 
  نوشتم    شک من به امکان بیماری نبودن
این توانایی ام افزایش یافت  از این رو سعی
کردم که با تمرکز بیشتری به این صوت گوش
کنم.  بار ها و بار ها  خطوطی را ــ  که در
زمان تمرکز به صوت ــ می دیدم  بر روی کاغذ
نوشتم .  سپس می دیدم که همیشه یک خطوط مشخص
را  می بینم و نقاشی می کنم. .. پس از گذشت
حدود یک سال و نیم  از زمانی که موفق به
نقاشی آن خطوط عجیب شدم ( زمانی که حدوداً   
بیست سال سن داشتم )   با تردیدی فراوان 
احساس کردم که این خطوط تداعی کنندهء یک اسم
نامفهوم  با  عنوان  . *****      به ذهن من
است،  که من در آن زمان  این خطوط  و صوت ( نام
تداعی شده )  را به عنوان یک پدیدهء عرفاي ?ی تصور کردم  .  از آن پس من سعی کردم  تا 
در زبانهای رایج دنیا،  برای کشف مفهوم
این واژه تداعی شده معنایی اسمی یا فعلی
بیابم  که در نهایت این تلاش من حاصلی نداشت
..  تا اینکه سه سال بعد ( در پائیز  سال 1382
هجری شمسی  و  در بیست و دو سالگی )   در
جوار یکی از قله های مرتفع ایران   ــ  که من و
همنوردانم قصد صعود به آن را داشتیم ــ 
با  کوهی صخره ای  و صعب العبور  آشنا شدم   
که نام آن را  نمی دانستم .   .. در  دامنهء
آن کوه به طور اتفاقی  یکی از همنوردانم 
از چوپانی که  از  مسیر  صعود  ما  گذر می کرد    
نام  آن  کوه صخره ای  را  پرسید.   آن 
چوپان به ما گفت که نام آن  کوه *****  است .  ۊ ?عنی همان نامی که بر اثر خطوط و صوت به
ذهنم تداعی شده بود. «2  »  ************  وقتی که
آن چوپان نام آن کوه را گفت ، برای لحظه ای  
تصویر آن خطوط  در ذهنم ( مقابل چشمانم )
مجسم شد. ..  پیش خودم تصور کردن که این کوه
محل همان زندگی پیشین من است ( دوره تناسخ )
و حتماً در آنجا رازی ( خاطره ای   )  هست که
باید به من یاد آوری شود ..  سپس برای  حل
این معمای عجیب ــ که به شدت ذهنم را  برای
چندین هفته  به خود مشغول ساخته بود ــ 
تصمیم گرفتم که به  آن قله صعود کنم  تا  فقط 
به هر ترتیبی که شده   ذهنم را  از 
سردرگمی رها کنم،  ولی مسئلهء مشکل این بود  که
برای رفتن به آن کوه تنها بودم   یعنی ؊ ?ه این نتیجه رسیدم  که نمی توانم از
همنوردان  یا  دوستانم  برای همراهی با من (
برای صعود به آن قله ) ــ  که چندان قله
معروفی هم نبود ــ کمک بگیرم  و همچنین نمی
توانستم برای دوستی  یا  همنوردی مسئله عجیبی
را  که با آن روبرو شده بودم  تشریح کنم 
زیرا نمی دانستم  در برابر این  مسئله چه 
واکنشی نشان می دهند   و  از  طرفی  برای
صعود در آن موقع سال که وضعیت جوی ( آب و هوا ) 
متغیر تر بود  تنها صعود کردن  در منطقه
ای نا شناحته را مشکل و ناصحیح دیدم  و نیز
مطمئن نبودم که پس از تحمل تمام مشکلاتی
که صعود به آن قله در پی دارد  بتوانم به
نتیجهء قابل توجه ای برای توجیه خودم  و ؊ ?هایی از سردرگمی  ذهنم   دست یابم ..  در
آن زمان فکر کردم  که شاید تصور من  در خصوص
نام آن کوه (  نام تداعی شده از خطوط عجیب
ذهنم )   ناصحیح  یا غیر مهم باشد   پس تصمیم
گرفتم  که برای باری دیگر   بیشتر بر روی
صوت و خطوط تداعی شونده به ذهنم  متمرکز
گردم  تا حداقل از  همخوانی نام تداعی شونده
با نام آن کوه بیشتر مطمئن شوم  و سپس
حداقل برای تابستان سال بعد  ــ به خاطر وجود 
وضعیت جوی مناسب تر ــ  به صورت انفرادی 
به آن قله صعود کنم.  پس از این تصمیم
(تردید) اتفاقات عجیبی برایم رخ داد .. نوسانات
همیشگی صوت تغییر کرده بود ..  بعد از یک
هفته،  در هنگامی که بر روی صوت و خطوط ؊ ?هنی بیشتر متمرکز شدم  برای نخستین بار
خطوط جدیدی را دیدم **********************« 11 »  این
اتفاقات و مفاهیم خطوط جدید   آنچنان
موجب اطمینان من از  پنهان بودن رازی به نفع و
مربوط به من  در کوه *****  شد  که برای صعود
به آن قله   منتظر فرا رسیدن  فصل تابستان
و بهبود اوضاع تغیرات  جوی نشدم  و  در
زمستان همان سال ــ به تنهایی ــ  برای صعود
به آن قله عازم شدم.  ..    در  روز اول صعود ، 
صوت ویژه ای را که از نوجوانی قادر به
شنیدنش بودم ــ برای نخستین بار ــ  با قدرتی
بیشتر و جهتی مشخص می شنیدم،  گویی جهت
صوت می خواست تا مرا به سمت مشخصی هدایت کند
.  در آن هنگام اضطراب شدیدی  وجودم ر
ا فرا گرفت  به طوری که  راه رفتن برایم
مشکل شده بود   و گاهی تصمیم     می گرفتم که
بر گردم، ولی چون خودم را برای مشاهدهء یک
پدیدهء عرفانی آماده ساخته بودم   به
خودم دلگرمی  می دادم  که اتفاق بدی برای من
رخ نخواهد داد  و هرچه رخ دهد  خـیر  است  .. 
و با همهء این شرایط  برنامهء خودم  را 
ادامه دادم   و در صبح روز دوم   پس از گذر از
دره ای  سنگی ــ  که شیب زیادی داشت ــ  به
محوطه ای ( دشتی ) مسطح  و سنگی رسیدم،  در
آن هنگام ( در آن مکان ) متوجه شدم که  صوت
جهت صدور خود را  از دست داده است  گویی از
تمام جهات شنیده می شود ،  به همین خاطر
دیگر  نمی توانستم جهت صوت ( مکان منبع ) ر؊ ? تشخیص دهم ..  در آنجا کوله ام را بر روی
زمین گذاشتم   تا در حین استراحت،  وضعیت
آن مکان  را  بهتر  بررسی کنم ..  در هنگام
این بررسی ( در ابتدا ) هیچ چیز غیر طبیعی ای 
توجهء مرا به خود جذب نکرد جز قدرت
افزوده شدهء صوت  ..  پس از گذشت حدود 20 دقیقه ،
برای دو  یا سه  ثانیه صوت قطع ،  و سپس با
قدرتی بسیار بیشتر شنیده شد، و آنگاه  به
ناگهان  در مقابل خودم ــ  برای مدتی کمتر
از پانزده ثانیه ــ مکعب مستطیل  ( استوانه
) نورانی   عجیبی را مشاهده کردم که در آن
موجودی    عجیب الچهره قرار داشت  ( در آن
مکعب  دامنهء  حركتي داشت )   و  از خود همان
فركانس صوتي را  صادر مي كرد  . ..   در ایي ? لحظه آنچنان مبهوت شده بودم که حتی فکر
فرار کردن به ذهنم خطور نکرد   ..  پس از
گذشت چند ثانيه از زمان مشاهده آن موجود
عجیب،   صوت صادره از  او شدت بيشتري گرفت   ،  
كه فكر مي كنم   احتمالاً بر اثر شدت درد  
يا بر اثر خواست و نيروي آن موجود   براي
مدتي    به نوعي خلسهء ذهني و جسمي دچار
شدم،   در مدت این خلسه  بیش از هزاران   خطوط  
مختلف را مشاهده کردم  که به سرعت در 
جلوی چشمم  ظاهر  و محو می شدند . ..  وقتي که به
هوشياري مجدد رسيدم    متوجه شدم که اثري 
از  آن موجود وجود ندارد،   و فقط آن
فركانس صوتي هميشگي را  كه از نوجواني  ( از هشت
سال پیش )  قادر به شنيدنش بودم   با هم؊ ?ن جهت نامشخص  ــ  ولی کمی قویتر  ــ  مي
شنيدم .   برای لحظه اي تصور كردم  كه شايد
همهء مشاهداتم توهمي بيش نبوده است زیرا
فقط برای مدتی کمتر از پانزده ثانیه  آن
موجود را مشاهده کردم  و دیگر همه چیز عادی
به نظر می رسید   و شاید به خاطر همین
پندار بود که احساس ترس چندانی نداشتم.  سپس
حوالي آن منطقه را بيشتر بررسي كردم  و جز 
در منطقه اي  ــ  در حدود هزار متر  ــ  كه
در آنجا سنگهاي ذوب شدهء متعددی وجود
داشتند     هيچ نشانهء غیر طبیعی دیگری  كه گواه
بر حقيقي بودن مشاهده ام باشد  نديدم.. 
آنگاه تصمیم گرفتم که یک روز دیگر نیز در
آنجا بمانم تا شاید با هرچه که هست دوبار
ه روبرو شوم و اینگونه بفهمم که این
مسئله غیر طبیعی چیست.  از این رو بعد از ظهر
در آن دشت   چادری برای شب مانی بر پا کردم 
ولی دو ساعت بعد به خاطر  ترس از تنهایی  و       
سر دردی عجیب،  چادر خود را جمع کردم و
همان روز به طرف دامنهء کوه حرک کردم ( پائین
آمدم ) .  البته در هنگام  پائین آمدن
تردید بسیاری  داشتم زیرا فکر می کردم که شاید
بهتر بود در همان مکان      می ماندم  و
اینگونه با هرچه که بود روبرو می شدم.
    پس از گذشت  دو روز  از  زمانِ  بازگشتم
به شهر ( منزلم )  ــ  در حالی که خطوط 
تقریباً تکرای   ولی متنوع  بسیاری را  در  ذهن 
خود  مشاهده می کردم ــ  همچنان  نتوانستم 
خودم را  کاملاً قانع كنم  كه  آنچه را كه
ديده ام حقيقي است  ولی با این وجود  شروع
به ترسیم  خطوط منتقل شده کردم    که در این
بین من نتوانستم  آن خطوط را با  ترتیب
اولیهء خود یاد داشت کنم     ولی  با  این 
وجود ، پس از  نوشتن تعداد متعددی  از آن خطوط 
ــ  به همراه مفاهیمی که از  مشاهدهء آنها
[ همراه با نوعی خلسه ذهنی ]  احساس می
کردم ( به ذهنم تداعی می شد ) ــ  متوجه شدم که
در برخی از این خطوط ( پیامها )  مطالب
ی خطاب به من وجود دارد که در آنها نام من
( اشکآ ـ****   یا  تو ) قید شده بود  و در آنها 
در  ضمن معرفی خود ( صاحب یا  فرستندهء
خطوط ) برنامه ها و خواستهایی به من ــ برای
انتقال پیام تمدنی غیر زمینی به همنوعانم
پیشنهاد شده بود  و برخی دیگر نیز  در 
خصوص مسائل علمی یا  فلسفی ای  بود  كه پيش از
اين  آن  علوم  را  در  هيچ كتابي ندیده   يا  
از هیچ  منبع اي  فرا نگرفته بودم  و 
گاهاً  حتی مطالبي را مي نوشتم ( در ذهنم  مي
یافتم )  که  اصلاً  براي خودِ من نیز 
نامفهوم و غير قابل درك بود  و به نظر    مي آمد  كه
بعضي از علومي كه من آنها را بر روي كاغذ
مي نوشتم  از جملهء علومي هستند  كه
حتي تا كنون به وسيلهء دانشمندان و
محققان  زمين  نیز  كشف نشده است. ...  در این
هنگام  ــ  من که در چندی پیش یک فیلم سینمایی
در خصوص بیماری شیزوفرنی دیده بودم ــ 
به شدت این تصور را در خصوص خودم پیدا کردم 
که ممکن است به بیماری شیزوفرنی دچار شده
باشم  و اینگونه امکان دارد که تمام
مشاهداتم  ناشی از اوهام ناشی از این بیماری
باشد. در این دوران که دچار سردرگمی عذاب
آوری شده بودم  چند راه حل    ( روش ) را برای
بررسی صحت مشاهداتم در پیش گرفتم ...  در
یکی از این روش ها:  من با  مشاهدهء اين
مسئله عجيب ، به مطالعهء مجلات فلسفي و علمي
پرداختم  تا میزان صحت نوشته ها و دانش ؊ ?هنی خود را بررسی و مقایسه کنم، از این
رو آنچه ( دانش یا درکی )  را كه با مشاهده 
خطوط  و تمرکز بر روی صوت،  در ذهنم تداعی 
شده بود   با  دست آوردهاي علمي  و ديدگاه
هاي فلسفي ای که  در مجلات فلسفي و علمي 
نشر يافته بود  مقایسه كردم   آنگاه بهت زده 
و  بهت زده  متوجه شدم   دانشي  را كه من  از 
آن خطوط  ذهنی برداشت کرده بودم   گاه حتي 
فراي  ديدگاه هاي علمي و فلسفي  قيد شده 
در آن مجلات  و گاه حتي  جواب گوي  سوالات و 
رازهاي  علمي ای  بود  که هنوز به وسیله 
دانشمندان زمين كشف نشده بودند. ..  در آن
زمان در حالی که حيران مانده بودم  از خودم
پرسيدم كه اين اطلاعات و ديدگاه هاي
نوين و فوق العاده را  چه وقت  و  از چه
شخصي ياد گرفته ام   كه خودم هم از آن  با خبر
نيستم ؟    و چگونه  می توانستم مطالبي
علمي و فلسفي بنویسم   در حالي كه پيش از اين
مطالعاتی علمي و فلسفي نداشتم !  و آيا
اصلاً ممكن بود  كه این رخداد حقيقي باشد  و
اين اطلاعات  فلسفي و علمي نوين  از سوي
موجودی که مشاهده کردم ــ در طی آن چهل
دقیقه ای  كه در کوهستان  دچار خلسهء ذهنی شدم
ــ  به ذهنم منتقل شده باشد ؟  و  آیا تمام
آنچه را  که دیده بودم  و  تمام آنچه را که
نوشته بودم  ناشی از  وجود بیماری  شیزو
فرنی در من  نبود ؟ ...         .****** روز بعد ،  پس
از اينكه روزهاي بدي را در  ترديد به سر
  بردم ،   بر اثر يك تداعي دروني يا ذهني (
دیدن یک خطوط ذهنی جدید )   احساس كردم كه
بايد دوباره به آن منطقه کوهستانی بروم.  
روز .******  در همان منطقه كوهستاني حضور
داشتم   و از  دوباره  همان صوت با شدت و جهت
دار  و در نهايت همان موجود عجيب را
مشاهده كردم ..............

مطالبی از برخورد بشقاب ژرنده بازمین در ایران (انگلیسی)
 
 
 TEHRAN (Fars News Agency)- An Unidentified Flying Object crashed in Barez Mounts in the central province of Kerman Wednesday morning.

Deputy Governor General of Kerman province Abulghassem Nasrollahi told FNA that the crash which was followed by an explosion and a thick spiral of smoke has caused no casualties or damage to properties. He further denied earlier reports that the explosion has been the result of a plane or chopper crash, reminding that all the passing aircrafts have been reported as sound and safe.

The official further stated that investigations are underway by police and other relevant authorities in this regard.

While other reports spoke of meteors, Nasrollahi said there were no conclusive witnesses in this regard but he did not dismiss the possibility that the crash has been caused by a meteor.

Eye-witnesses assure that the explosion has been caused as a result of the crash of a radiant unidentified flying object onto the ground.

Meantime, an informed source told FNA that the object has been on fire and there has been thick smoke coming out of it prior to the crash, concluding that the object couldn't have been a meteor as meteors do not smoke.

The source also said that the crash has been witnessed by people in several cities, and mentioned that the rendezvous point is located 100 kilometers from the provincial capital city of Kerman.

He said that people in the city of Rafsanjan also reported to have witnessed a similar incident several days ago.

Similar crash incidents have been witnessed frequently during the last year all across Iran, and officials believe that the objects could be spy planes or a hi-tech espionage device.

Source & References:

http://english.farsnews.com/newstext.php?nn=8510200361


مطالبی از Area 51

منطقه ۵۱ واقع در صحرای نوادا میباشد که جایگاه مخفی ارتش آمریکا میباشد .این جایگاه برای تحقیق در زمینه های بشقاب  پرنده ها و موجودات فرازمینی میباشد که ۲۵ طبقه زیر زمین میخورد.افرادی که در آن کار میکنندحق خروج از ژایگاه را ندارند زیرا اگر این اسناد فاش شود آن شخص را بلافصله میکشند.در ۲۵ کیلومتری این پایگاه روی تابلو نوشتن:این منتطقه قسمت ارتش میباشد لظا عکس گرفتن از این مکان ممنوع میباشد.

Area 51 Information

Area 51 is a top-secret military test facility administered as Detachment 3 of the Edwards Air Force Base, California. Area 51 is not the real name for the facility; it was simply a term used on maps from the 1950s and 1960s to identify the unused land surrounding Groom Lake. Other aliases which have been applied to the facility include: The Skunkworks, Dreamland, Groom Lake Military Base, Watertown, The Ranch, Paradise Ranch and The Box. Although Area 51 was the official name for the facility until just before 1990, the name was changed to the more technical Air Force Flight Test Center, Detachment 3 (AFFTC Det. 3) in the late 1980s.

The facility has been used to test many black and grey military projects such as secret planes including the 'U-2', 'F-117 Stealth Fighter' and the 'SR-71 Blackbird'. More recently it has been home to a high speed, high altitude 'Aurora' project and the now famous UAVs or Unmanned Aerial Vehicles such as the 'Predator' which has been used in the 2001-2002 war against the terrorist Al-Qaeda network. The main UFOlogy interest in the base at Groom Lake comes from the belief that the debris and bodies from the Roswell Incident were taken to the Area 51 for reverse engineering and autopsies respectively.

The base is still very active, the so called 'Janet flights' (from the radio call sign) which are unmarked, other than a red stripe on each side, Boing 737s which transport workers into the base from a high security terminal in the northwest corner of Las Vegas McCarran Airport. Also the White bus brings workers in from Alamo and other nearby towns along the Groom Lake Road. Construction is on going with new buildings, technical facilities and runways being constructed within the last ten years.

Area 51 is located in South Nevada, making up part of the Nellis Range Complex, which lies roughly 100 miles north of Las Vegas. The Groom Lake mountains surrounding the dry lake bed of Groom Lake hide the base from view as much as possible like a natural fortress. 'Extraterrestrial' Highway 375 and the town of Rachel, the 'UFO Capital of the World' are nearby.

There is an area of restricted air space covering 575 square miles above the Nellis range with Groom Lake and Area 51 at the center, this air space is known as 'The Box' by military pilots, possibly because of its nearly square shape. The Nellis Ranges which are Area 51, the Tonopah Test Range (TTR), the Nevada Test Site (NTS) and the bombing and gunnery ranges cover an area of 5,200 square miles. The Test site looks like the surface of the moon due to nuclear testing, and could be highly radioactive.

If you are thinking of visiting Area 51, travelling from Las Vegas expect a 135 miles journey, or 382 miles from Reno. Rachel is 146 miles from Las Vegas but only 244 miles from Reno. When you get to Highway 375, Groom Lake road is the dirt track heading south, as you enter Tikaboo Valley, the intersection is between mile markers 34 and 35. Following this dirt track for just under 14 miles will bring you to the restricted area, marked by signs which notify you that the security are authorised to use deadly force.

If you get this close to Area 51, you will not see the base, but you will be able to see the security force, known as 'Cammo Dudes' due to their uniform. They drive white Jeep Cherokees and white Ford F-150 trucks. When you get this far, you are also being monitored by two surveillance cameras on the hill. EG&G Technical Services Inc. provide the 'Cammo Dudes', they are a private security firm using high power binoculars to survey Groom lake Road and the border.

Do not cross the border, you will be detained, fined $1000 and your activities will be alerted to Lincoln County Sheriff. The 'Cammo Dudes' can also shoot you if they see fit, this is not reported to have happened before, but don't test them.

If you want to get the best view of the actual base, the best time to go to Area 51 is nearly 10 years ago. In 1995 the government restricted access to the best places: 'White Sides' and 'Freedom Ridge'. These days your best bet is to go to 'Tikaboo Peak' which is 26 miles from the base so take optical equipment for the best results. 'Reveille Peak', north-west of Rachel, is another good place to look at Area 51 from however it is 45 miles from the base, so good weather and excellent equipment is necessary.

At night, lots of people camp at the famous 'Black Mailbox'. The 'Black Mailbox' is no longer black, as it has been replaced. The mailbox is located at the intersection between Highway 375 and Mailbox Road. It is owned by Steve Medlin, he has the only ranch in Tikaboo Valley. The original mailbox, the black one, was auctioned off to a UFOlogist for $1000 in 1996. It was replaced by a bullet proof white mailbox because Medlin's mail had been shot at many times, possibly by people under the impression that the mailbox belonged to Area 51 and they would find classified documents inside. The area around the 'Black Mailbox' is a popular place to stay the night to observe the skies above Area 51, make sure you do not block the road or the mailbox. Moonless, dark, weekend nights are always the best time to be watching if you wish to see something they don't want you to see.

The Tonapah Test Range (TTR) is known as Area 52, it is another secret test facility, however security is not as tight as Area 51 and there is nothing to suggest that the two bases are connected. Tonapah Test Range is operated by the Air Force and Sandia National Labs and can be seen from highway 6 and is notable for the large amount of radar equipment. The F-117 Stealth Fighter was stationed in the base before it had finished its time at Groom Lake, there is a lot of secretive activity at the Tonapah Test Range at the moment suggesting that there could be another black or gray project being tested there.

Bob Lazar is a name many connect with Area 51, he in fact claims to have worked at a facility known as 'S-4' in the Papoose dry lake bed. He shot to fame when he announced that he had worked on alien spacecraft for the US government, on Las Vegas television in November 1989. He claimed to have worked at the facility, which is 80 miles north of Las Vegas and south of Area 51 from late 1988 to early 1989.

If there are captured UFOs at Area 51, it would not be too incredible to think that we gained certain new technologies from them, maybe information pertaining to Stealth or UAVs (Unmanned Aerial Vechicals) has been discovered through back engineering. It is also not too incredible to assume that even the worlds greatest scientists would have absolutely no idea how a captured UFO works making back engineering very difficult. A witness to the Roswell crash famously said that scientists could find no evidence that the crashed UFO should fly. Maybe one day people working weekends at Area 51 will find the key to interstellar space flight, maybe they already have.


منتظر اخبار جدیدی که از یکی از سایت ها گرفتم باشید

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین