تبليغاتX
علم و فراتر از آن
 
 
   
 
   

اخترشناسی، ستاره‌شناسی، یا نجوم بخشی از دانش فیزیک است که به بررسی و روشنگری دربارهٔ رویدادهای بیرون از کرهٔ زمین و جو آن می‌پردازد. این دانش به مطالعهٔ خاستگاه، فرگشت (تکامل)، و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی پیکره‌هایی که در آسمان رصد می‌شوند (و فرای زمین قرار دارند) پرداخته و فرآیندهایی که با آنها پیوند دارند را می‌پژوهد.

ستاره‌شناسی یکی از اندک دانش‌هایی است که علاقه‌مندان ذوقی و غیرحرفه‌ای (آماتور) هنوز در آن نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در کشف و زیرنظر داشتن پدیده‌های زودگذر. دانش اخترشناسی را نباید با ستاره‌بینی یا تنجیم اشتباه گرفت. ستاره بینی یک «شبه علم» است که می‌کوشد سرنوشت افراد را به وسیلهٔ ردگیری مسیر پیکره‌های آسمانی پیشبینی نماید. با آن‌که این دو رشته یعنی اخترشناسی و ستاره بینی هر دو خاستگاهی مشترک دارند، ولی تفاوت زیادی میان آنهاست.


دانشهای مرتبط با اخترشناسی

دیرین‌اخترشناسی


ستاره شناس آماتوری

متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد برداشت اشتباهی از ستاره شناس آماتور (یا همان منجم آماتور) دارند. ستاره شناس آماتور به کسی گفته می‌شود که ستاره‌شناسی کار حرفه‌ای او نباشد و ستاره‌شناسی نیز منبع اصلی کسب درآمد او نباشد. ستاره‌شناسی آماتوری می‌تواند بسیار پیچیده و تا حدی حرفه‌ای شود و استفاده از کلمه آماتور دلیلی بر کوچک بودن و ساده بودن کار ستاره شناسان آماتور نیست. امروزه ستاره شناسان آماتور کمک بسیاری به رشد علم ستاره‌شناسی می‌کنند بدین طریق که اطلاعات لازم را از جای جای مختلف زمین از طریقه‌های مختلف در اختیار ستاره شناسان حرفه‌ای قرار می‌دهند و به کار آنان سرعت میبخشند.


نیاکهکشان

 ر دانش کیهان‌شناسی به ابر یا گازی که در حال تبدیل به یک کهکشان است نیاکهکشان گفته می‌شود. باور اخترشناسان بر اینست که در این دوره از فرگشت (تکامل) کهکشانی، این آهنگ شکلگیری ستارگان است که تعیین می‌کند که آیا کهکشان مارپیچی یا بیضوی می‌شود. تشکیل آهسته‌تر ستاره‌ها معمولاً یک کهکشان مارپیچی می‌آفریند.


کهکشان

 نمای کهکشان مارپیچی ESO ۲۶۹-۵۷ در پشت پرده‌ای از ستارگان جلوتر. چهره این کهکشان رو به زمین است و فاصله آن با ما ۱۵۰ میلیون سال نوری است. قطر این کهکشان ۲۰۰،۰۰۰ سال نوری است.

  نمای کهکشان مارپیچی ESO ۲۶۹-۵۷ در پشت پرده‌ای از ستارگان جلوتر. چهره این کهکشان رو به زمین است و فاصله آن با ما ۱۵۰ میلیون سال نوری است. قطر این کهکشان ۲۰۰،۰۰۰ سال نوری است.


ادوین هابل

ادوین هابل، دانشمند اخترشناس امریکایی (۱۸۸۹ - ۱۹۵۳) کسی بود که ثابت کرد برخی از سحابی‌های بیضی شکلی که در آسمان دیده می‌شوند، کهکشان‌هایی هستند که در فاصله‌ای بسیار دور از کهکشان ما قرار دارند.

او کسی است که اولین طبقه بندی را از شکل کهکشان‌ها ارائه کرد. طبقه بندی او تا مدتها توسط اخترشناسان مورد استفاده بود. ادوین هابل برای اولین بار رابطه‌ای میان سرعت و فاصلهٔ کهکشان‌ها بدست آورد که می‌توانست مقیاسی از عالم را نتیجه دهد.

اثرات عمیق هابل بر کیهان‌شناسی رصدی غیر قابل انکار است. همانگونه که نیکولاس کپرنیک در شناخت منظومه شمسی و ویلیام هرشل در شناخت کهکشان راه شیری تأثیر گذاشتند، ادوین هابل بر شناخت ما از عالم تأثیر گذاشت.

هابل با مشاهدات خود عنوان کرد که بسیاری از اجرام سحابی گونی که مشاهده می‌شوند، اجرامی هستند که بسیار بزرگتر از اجرام داخل کهکشان راه شیری اند. او این اجرام را "جهان‌های جزیره ای" نامیده بود. در سال ۱۹۳۲ او موفق شد تا یک خوشهٔ کروی را در خارج از راه شیری و در M۳۱ کشف کند و ثابت کرد که M۳۱ کهکشانی مثل کهکشان ماست.

ادامهٔ پژوهش‌های هابل منجر به گشودن دریچه‌هایی جدید به کیهان‌شناسی شد: انبساط عالم، سن عالم، مهبانگ و چیزهای دیگر.

هابل از طریق مشاهدات خود و بررسی انتقال به سرخ کهکشانها و مقایسهٔ آنها با یکدیگر به این نتیجه رسید که "کهکشان‌های دورتر با سرعت بیشتری در حال دور شدن هستند." این نتیجه را امروز به عنوان "قانون هابل" می‌‌شناسیم.

به پاس خدمات و تلاشهای علمی ادوین هابل در اخترشناسی و خصوصا کیهان شناسی، ۳۰ سال بعد از مرگش، اولین تلسکوپ فضایی تاریخ را به یاد او "هابل" نامیدند.


خوشه ستاره‌ای

 خوشهٔ ستاره‌ای مجموعه‌ای از ستارگان است که با نیروی گرانشی دوجانبه به یکدیگر پیوسته‌اند. ستارگان هر خوشه، همزمان و از یک ابر غبار و گاز زاده شده‌اند و بنابر این سن و ترکیبشان مشابه است. ولی نوع این ستارگان متفاوت است چون جرم‌های متفاوتی دارند. این جرم است که چرخه حیاتی ستاره را تعیین می‌‌کند. دو نوع خوشه وجود دارند: کروی و باز. خوشه‌های کروی پیرترند و در هاله‌ای کروی پیرامون هسته کهکشان راه شیری قرار دارند ولی خوشه‌های جوانتر باز، در قرص کهکشان قرار گرفته اند.


خوشه‌های باز

خوشه باز مجموعه‌ای از ستارگان سست‌پیوند است که تعدادشان از کمتر از صد ستاره تا بیش از چند هزار متغیر است. تقریباً 1200 خوشه باز شناخته شده در کهکشانمان وجود دارند که همگی در قرص کهکشان واقعند. معمولاً آنها چند سال نوری پهنا دارند و شامل ستارگان گروه اول اند که جوان و فوق العاده درخشان هستند. سرانجام ستارگان خوشه‌های باز بخاطر اختلالات گرانشی ناشی از سایر اجرام موجود در کهکشان از یکدیگر دور می‌‌شوند.


خوشه‌های کروی

خوشهٔ کروی مجموعه‌ای از ستارگان فشرده به یکدیگر است که تعدادشان از دهها هزار تا صدها هزار ستاره متغیر است. خوشه‌های کروی معمولاً دایره‌ای شکل بوده و تقریباً 100 سال نوری پهنا دارد. ستارگانشان در مرکز خوشه متمرکز شده اند. تقریباً 150 خوشه کروی شناخته شده در کهکشان ما وجود دارد، که اکثرشان در هاله پیرامون هسته کهکشان قرار دارند. ستارگان خوشه‌های کروی، پیر و از ستارگان گروه دوم هستند.

خوشه‌های کروی زمانی تشکیل شدند که کهکشان ابری کروی بود. هنگامی که کهکشان ما به شکل قرص درآمد، خوشه‌های کروی درون‌هاله‌ای، پیرامون هسته باقی ماندند سپس خوشه‌های باز در داخل قرص تشکیل شدند.


نمونه‌هایی از خوشه‌ها

  • خوشه ستاره‌ای پروین (هفت خواهران) : قدمت این خوشه باز 50 میلیون سال است. با چشم غیر مسلح، بصورت مجموعه‌ای از 6 یا7 ستاره به نظر می‌‌آید. تلسکوپ آشکار می‌‌کند که آن شامل صدها ستاره است.
  • ام13-در صورت فلکی هرکول : عرض این خوشه 160 سال نوری است، شامل صدها هزار ستاره است که با جاذبه در کنار همدیگر نگه داشته شده اند. دیرینگی بسیاری از ستارگانش به 10 م. می‌رسد.

زن در زنجیر

زن در زنجیر یا اَمرَاة‌المُسَلسَله یا مِرآة‌المسلسله نام یکی از پیکرهای آسمانی‌ در آسمان نیمکره شمالی است که بزرگترین کهکشان همسایه به راه کاهکشان در آن دیده می‌شود. معمولاً در کتاب‌ها آن کهکشان را نیز به همین نام می‌‌نامند.

قدر ظاهری سرةالفرس پرنورترین ستاره این صورت فلکی، 2/1 است. در دسته بندی ستارگان بایر (آلفا) – امراة المسلسله نامیده شده است آنچه در این قسمت آسمان شایان توجه بسیار است شیئ است که نام علمی آن NGC224 است و در نزدیکی (نو)- امراة المسلسله جای دارد. به چشم برهنه به صورت ستاره ابر مانندی از قدر پنجم می‌آید به سرشت واقعی آن فقط با کمک تلسکوپی نیرومند می‌توان پی برد. M31 کهکشانی است کاملاً شبیه به کهکشان ما این کهکشان از میلیاردها ستاره تشکیل شده و اندکی از کهکشان ما بزرگتر است دورترین شیی است در فضا که با چشم برهنه می‌توان دید. نوری که کهکشان بزرگ زن در زنجیر را ترک کند پس از سفری 2،000،000 ساله در فضا به ما می‌‌رسد.


در اساطیر

نام اروپایی این پیکر آسمانی یعنی آندرومدا، در اساطیر یونانی نام زنی بوده است که پرساوش پهلوان عاشق وی بوده است و در بند اژدهایی در در ساحلی در حبشه با زنجیر زندانی بود. پرساوش با کشتن اژدهای مزبور وی را آزاد می‌کند و آن دو ازدواج می‌کنند. از ایشان فرزندانی پدید می‌آید از جمله پرسس. بنابراین افسانه‌ها پرسس نیای پارسیان (ایرانیان) است. آندرومدا دختر زیبای سِفِئوس (قیفاووس) و کاسیوپیه «(ذات‌الکرسی) پریان را از خودخواهی بیش از اندازه اش به خشم آورد. نپتون، برای تنبیه وی، او را به صخره‌ای در کناره دریا زنجیر کرد تا شکار اژدهایی دریایی شود که در آن هنگام ساحل دریا را عرصه تاخت و تاز خود کرده بود درست در همان لحظه‌ای که اژدها به اندرومدا حمله آورده بود، پرسه ئوس (برساووس) با جادو غول را به سنگ بدل کرد و آندرومدا را نجات داد.


محاسبه فاصله شی نامشخصی در مدار زمین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

Jump to: navigation, search

g = G * M * m / r * r

g = 9.8 شتاب گرانش زمین

G = 6.67 / 1011

M=جرم زمین، m=جرم شیء، r=فاصله آن از زمین.


محاسبه فاصله ستاره‌ها از منظومه شمسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

Jump to: navigation, search

تعیین فاصله ستارگان از ما به دو روش کلی تقسیم می‌‌شود:

  • 1-مستقیم:

در این روش از اختلاف منظر ( همان روشی که ما با دو چشممان فاصلهٔ اجسام را تعیین میکنیم و سه بعدی می‌‌بینیم) استفاده می‌‌شود. برای استفاده از این روش مکان ستاره را به دقت تعیین کرده و در 6 ماه بعد که زمین 2 ای یو جا به جا شده (با چشم پوشی از حرکت خود خورشید) دوباره مکان ستاره را به دقت اندازه میگیرند و اختلاف زاویه‌ای آن دو را مساوی با یک تقسیم بر فاصله بر حسب پارسک میگزارند بدین ترتیب چنین به دست می‌‌آید: فاصلهٔ ستاره بر حسب پارسک = اختلاف منظر/1 البته این روش تنها برای ستارگان نزدیک مورد استفاده است زیرا دقت تلسکوپ های زمینی به علت جو و فضایی های کنونی به علت کوچکی بیش از 0.001 ثانیه قوس نیست. برای تعیین فاصلهٔ ستارگان از زمین روش مثلث بندی نیز مشهور است ولی به شرط این که ستارگان نزدیک را بخواهیم با آن مورد مطالعه قرار دهیم...


چه کسی برای نخستین بار فاصله ستاره را اندازه گیری نمود ؟

معمولا اخترشناس آلمانی به نام فردریک بسل را به عنوان نخستین فردی که موفق به اندازه گیری فواصل ستارگان شد می شناسند .وی با به کار بردن یک تلسکوپ انکساری غیر رنگی ظریف موقعیت ستارهی 61 دجاجه (در صورت فلکی دجاجه یا قو ) را مورد بررسی قرار داد و اختلاف منظر آن را برابر با 35/.ثانیه قوسی به دست آورد که برابر است با فاصلهای کمتر از سه پارسک یا حدود 6/9 سال نوری که بسیار نزدیک به مقدار پذیرفته شدهٔ امروزی آن است .این کار در سال 1838 م.(1216ش.)صورت گرفت .پایه‌های اساسی اختلاف منظر از زمان یونان باستان شناخته شده بود اما زاویه‌های اختلاف منظر به قدری کوچک بودند که تا قبل از زمان بسل اندازه گیری آنها ممکن نشده بود .به هر حال در سال 1839م.(1217ش.)اختر شناس اسکاتلندی به نام هندرسن نتایج اندازهگیری اختلاف منظر ستارهی آلفاقنطورس را منتشر نمود .آلفاقنطورس عضوی از یک منظومهٔ چند تایی است و یکی از مولفه‌های آن نزدیکترین ستاره به زمین است .این اندازه گیری در واقع در سال33 -1832 م.(1211-1210ش.)در آفریقای جنوبی صورت گرفت اما هندرسن برای انتشار آن خیلی محتاط بود. ~23/1/1385~


سرانجام کیهان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

Jump to: navigation, search

بیشتر اخترشناسان امروزه برآنند که کیهان حدود ۱۵ میلیارد سال پیش در فرایند مهبانگ (انفجار بزرگ) زاده شده است. از آن زمان کیهان خود بسط یافته و فضا و زمان را نیز گسترش داده است. اما آیا کیهان هم مرگی دارد؟ و چگونه؟

سه نمایشنامه متفاوت برای سرانجام کیهان متصور است:

اگر انبساط به همین روند ادامه یابد سرانجام کیهان چیزی جز مِه‌زَمهَریر (Big Freeze) نخواهد بود: کیهانی گسترده پر از ستارگان خاموش و سیاهچاله ها.

اگر انبساط عالم بازایستاده و برعکس شود، تمام کیهان بروی خود جمع می‌شود و با فروریزی تمام کهکشان‌ها در فرایند مِهکُروژ (Big Crunch)، پایان عالم اَبَرسیاهچاله اَبَرعظیمی خواهد بود.

البته عاقبت مسالمت آمیزتری هم برای کیهان ممکن است! نمایشنامه آخری به توقف انبساط کیهان و بازایستادن آن ختم می‌شود. اگر متغیرهای کیهانشناختی دقیقا متوازن باشند، از فاجعه کیهانی می‌توان حذر کرد و کیهان پابرجا می‌‌ماند؛ دستکم برای مدت مدیدی. و در پایان کیهان تسلیم مِه‌زَمهَریر خواهد شد، البته در زمانی مدیدتر از کیهان نمایشنامه اوّل.


سرانجام کیهان بسته به نتیجه کشمکش دو نیرو است: نیروی کششی رو به درون گرانشی و نیروی گسلی ناشی از انبساط کیهان. به همین علت تلاش کیهانشناسان بر محاسبه قوت این دو نیرو متمرکز است. قوت نیروی گرانشی که باید با اثر انبساطی کیهان مقابله کند بسته به فراوانی اجرام درون کیهان دارد. هر چیزِ جرمداری گرانش خودش را دارد. مثلا خود شما به علت جرمی که دارید تمام اجرام دیگر، مثلا مردم دیگر، را جذب می‌کنید؛ هر چه جرم شما بیشتر باشد گرانش شما قوی تر است. گرانش زمین که پرجرم‌ترین جرم حول و حوش ماست بر تمام نیروهای جزیی گرانشی ناشی از اجرام خرد اطراف ما دیگر تفوق دارد. بنا بر این برای تعیین سرانجام کیهان لازم است که جرم_والبته دقیق تر چگالی آن را _محاسبه کنیم.

در کیهانشناسی از نماد Ω برای نمایش چگالی نسبی استفاده می‌کنند{ اُمِگا، آخرین حرف الفبای یونانی، استعاره‌ای از انتها}.مقدار ماده‌ای که برای کند کردن و توقف نهایی انبساط کیهان لازم است (دارای چگالیِ نسبیِ بحرانی) Ω=1 دارد. اگر چگالی نسبی عالم دقیقا این مقدار باشد در پایان کیهان به تدریج و آرام متوقف می‌شود. با Ωای کوچکتر از یک نهایت کیهان به مِه‌زمهریر می‌‌انجامد و کیهان با Ωیِ بزرگتر از یک نیز به مهکروژ ختم می‌شود. پس سرانجام عالم ما به مقدار چگالی آن وابسته است. شواهد موجود نشان می‌‌دهد که Ω از ۳/۰کمتر نیست. اما باید اثرات گرانشی ماده تاریک را که در خفا در عالم بسر می‌‌برد و دیده نمی‌شود را هم در نظر گرفت.

اندازه گیری میزان انبساط کیهان بسیار مشکل بوده است. اخیرا معلوم شده است که این میزان انبساط تحت اثر نیرویی قبلا ناشناخته موسوم به انرژی تاریک، که به گسلش کیهان کمک می‌کند،افزایش میابد. تا این دو "تاریک" بخوبی شناخته نشوند، سرانجام قطعی کیهان نیزبرای ما نامعلوم خواهد بود.

گر چه سرانجام کیهان حقیقتا خوشایند ما نخواهد بود، سرانجام زمین که بما نزدیکتر است! حدود ۴ میلیارد سال دیگر خورشید ما منبسط خواهد شد و زمین ما را در بر خواهد گرفت. در همان حدود نزدیکترین کهکشان بزرگ همسایه ما _ امراة المسلسله_ در حال گذر از درون کهکشان ما_ راه کاهکشان_ خواهد بود (یعنی دو کهکشان در حال تصادف اند). بدیهی است اگر زیست بخواهد بقا یابد باید به جای دیگری در فضا اسباب کشی کند.


شهابسنگ

به اجسام کوچک فرازمینی که از جو رد شده و به سطح زمین می‌رسند شَهابسَنگ گفته می‌شود.

چون شهابسنگها قطعه‌های ماده فضای خارجی اند، مدتها بدون توجه برون‌زیست‌شناسان بوده‌اند. در این زمینه نیز اختلاف نظر زیادی وجود دارد. مواد شیمیایی کربن‌دار پیدا شده در معدودی شهابسنگها، معمولاً به عنوان مواد ناشی از زمین کنار گذاشته شده‌اند. ساختارهای ویژه‌ای شبیه موجودهای ذره بینی از قبیل باکتریها و جلبکها نیز در شهابسنگ‌ها مشاهده گردیده‌اند. بسیاری دانشمندان احساس می‌‌کردند که این ساختار ها خصوصیتهای کاملاً غیرآلی دارند. اما دیگر صاحبنظران این یافته‌ها را نشانه حیات غیرزمینی می‌‌شمردند. این اختلاف نظر تا حدودی به وسیله دانشمندان سازمان هوافضایی ایالات متحده (ناسا) حل شد. آنها دو شهابسنگ را با وسائل مخصوص عصر فضا تجزیه کردند. هر یک از دو سنگ ( که یکی در کنتاکی و دیگری در استرالیا سقوط کرده بود) دارای ۱۸ اسید آمینه به اضافه دیگر ترکیبهای دارای اهمیت زیستی بود. بسیاری از اسید آمینه‌ها در سیستمهای زنده زمین یافت می‌‌شوند. اما دیگر اسید آمینه‌ها، با آنچه در زمین پیدا شده، تفاوت دارند. بنابراین، دانشمندان ناسا نتیجه گرفتند که ترکیبهای زیستی دو شهابسنگ نامبرده در جای دیگری از جهان به وجود آمده اند. این ترکیبها احتمالاً به وسیله موجودهای زنده تولید نشده‌اند. اما این امر نشان می‌‌دهد که تکامل شیمیایی واقعاً در ناحیه‌های مختلف جهان به وقوع می‌‌پیوندد: مواد زیست-شیمیایی از ماده غیرآلی به وجود می‌‌آیند و ممکن است منجر به پیدایش موجودهای زنده شوند.


بیو شیمی

دید کلی

اساس شیمیایی بسیاری از واکنشها در موجودات زنده شناخته شده است. کشف ساختمان دو رشته‌ای دزاکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA)، جزئیات سنتز پروتئین از ژنها، مشخص شدن ساختمان سه بعدی و مکانیسم فعالیت بسیاری از مولکولهای پروتئینی، روشن شدن چرخه‌های مرکزی متابولیسم وابسته بهم و مکانیسمهای تبدیل انرژی و گسترش فناوری Recombinant DNA (نوترکیبی DNA) از دستاوردهای برجسته زیست‌شیمی هستند. امروزه مشخص شده که الگو و اساس مولکولی باعث تنوع موجودات زنده شده است.

تمامی ارگانیسمها از باکتریها مانند اشرشیاکلی تا انسان، از واحدهای ساختمانی یکسانی که به صورت ماکرومولکولها تجمع می‌یابند، تشکیل یافته‌اند. انتقال اطلاعات ژنتیکی از DNA به ریبونوکلئیک اسید (RNA) و پروتئین در تمامی ارگانیسمها به صورت یکسان صورت می‌گیرد. آدنوزین تری فسفات (ATP)، فرم عمومی انرژی در سیستمهای بیولوژیکی، از راههای مشابهی در تمامی جانداران تولید می‌شود


تاثیر زیست‌شیمی در کلینیک

[[تصویر:مکانیسمهای مولکولی بسیاری از بیماریها، از قبیل بیماری کم خونی و اختلالات ارثی متابولیسم، مشخص شده است. اندازه گیری فعالیت آنزیمها در تشخیص کلینیکی ضروری می‌باشد. برای مثال، سطح بعضی از آنزیمها در سرم نشانگر این است که آیا بیمار اخیرا سکته قلبی کرده است یا نه؟بررسی DNAدر تشخیص ناهنجاریهای ژنتیکی، بیماریهای عفونی و سرطانها نقش مهمی ایفا می‌‌کند. سوشهای باکتریایی حاوی DNA نوترکیب که توسط مهندسی ژنتیک ایجاد شده است، امکان تولید پروتئینهایی مانند انسولین و هورمون رشد را فراهم کرده است. به علاوه، زیست‌شیمی اساس علایم داروهای جدید خواهد بود. در کشاورزی نیز از فناوری DNA نوترکیب برای تغییرات ژنتیکی روی ارگانیسمها استفاده می‌شود.

گسترش سریع علم و تکنولوژی زیست‌شیمی در سالهای اخیر، محققین را قادر ساخته که به بسیاری از سوالات و اشکالات اساسی در مورد بیولوژی و علم پزشکی جواب بدهند. چگونه یک تخم حاصل از لقاح گامتهای نر و ماده به سلولهای عضلانی، مغز و کبد تبدیل می‌شود؟ به چه صورت سلولها با همدیگر به صورت یک اندام پیچیده درمی‌آیند؟ چگونه رشد سلولها کنترل می‌شود؟ علت سرطان چیست؟ سازوکار حافظه کدام است؟ اساس مولکولی روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی) چیست؟]]


تاریخچه گزارش بشقاب‌های پرنده

نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان
بزرگ شود
نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

در اسناد تاریخی بطور وضوح، مطلبی درباره بشقاب پرنده یافت نمی‌شود، مطالبی که در اسناد تاریخی به عنوان پدیده‌های غیر متعارف نام برده شده‌اند، همان پدیده‌های آسمانی هستند. اگر چه باستان شناسان، در گوشه و کنار جهان، اشکالی را یافته‌اند که تا آنها را به عنوان تصویر سفینه‌های انسان ماورا زمین قلمداد می‌کنند، این برداشتها درست نیست. بشقاب پرنده‌های زیادی در سال 1276 (1897) در آمریکا دیده شده‌اند. مردم آنها را کشتی هوایی (Air ship) می‌نامیدند، که شبیه دیریژابل بودند (Dirigeable) بودند. بشقابهای پرنده به مفهوم امروزی آنها، ابتدا از سال 1322 (1943) تا پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده‌اند که همان فوفایتر (Foo Fighter) آلمانیها بودند.

در روزنامه‌های 22 آذر 1327 (13 دسامبر 1944)، گلوله‌های نقره‌ای شناور در هوا، که متناوبا خاموش و روشن می‌شدند و هواپیماهای شکاری و بمب افکنها را تعقیب می‌کردند، سلاحهای جنگی نازیها معرفی شدند. درست در زمانی که فناوری ساخت موشک و هواپیما به مرحله‌ای رسید که امکان سفرهای فضایی را بطور واقعی متصور کرد، فعالیت بشقابهای پرنده بطور ناگهانی افزیش یافت. روز جهانی بشقاب پرنده را باید 2 تیر 1326 (14 ژوئن 1947) در نظر گرفت، زیرا در بعد از ظهر این روز بود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، گزارش مشاهده بشقاب پرنده در مطبوعات ایالات متحده آمریکا چاپ شد و از این روز صحبت بشقاب پرنده میان مردم شایع شد. مشاهده بیش از بیش بشقاب پرنده در کشورهای مختلف جهان در سال 1326 (1957) سبب شد تا این سال را "سال جهانی بشقاب پرنده" نام گذاری کنند.


ماهیت بشقاب پرنده

بررسی گزارشهای مشاهده بشقاب پرنده توسط افراد مطلع و آشنا، فقط معتبر است. زیرا، بسیاری از کسانی که مدعی مشاهده بشقاب پرنده شدند، اشیاء یا پدیده‌های شناخته شده را به عنوان بشقاب پرنده تلقی کردند. مشهورترین و آشناترین این اشیاء یا پدیده‌ها عبارتند از: موشکهای پرتاب شده توسط هواپیما، ماهواره‌های برخاسته از زمین، شهاب، قطعات شهاب سنگ خرد شده که با انمعکاس نور خورشید روشن دیده می‌شوند، روشن شدن ابرهای ارتفاع پایین توسط خورشید، طبقات موشکهای حامل، نورهای به رنگهای مختلف حاصل از سوختن ماهواره‌ها در جو، گلوله‌های منور نظامی، هواپیماهایی که فرود آمدنشان را علامت می‌دهند، بالونهای آزمایش، کره‌های درخشان یا قرصهای براق و روشن حاصل از انعکاس نور توسط سطوح خارجی هواپیماهای مدرن، دنباله بخار هواپیماها، سطح بالونهای آزمایشی و هر سطح صیقل داده شده، حشراتی که در ارتفاعات خیلی بالا پرواز می‌کنند، پرندگان، هاله نورانی اطراف خطوط سیمهای انتقال برق فشار قوی در اثر احاطه شدن با کریستالهای یخ در زمستان، سیارات، ستاره‌های درخشان، نورافکن، اعلانات نورانی بدنه هواپیما، امواج انعکاس یافته رادارهای دور برد روی صفحه رادار (در اثر تغییرات محلی جو)، هواپیماهای بدون خلبان، سراب نوری جو، سراب الکترونیکی یونکره‌ای، کاغذ سفید سرگردان در هوا که در اثر تابش نور خورشید درخشان دیده می‌شوند، حباب کف و غیره.

از میان اشیاء و پدیده‌های نامبرده، هیچ شی به انداره سیاره زهره به عنوان بشقاب پرنده گزارش نشده است. دلیل این است که ظهور، قطر زاویه‌ای، رنگ، قرمز شدگی تدریجی، تغییر ظاهری شکل و رنگ هنگام مشاهده با دوربینهای دو چشمی با تلسکوپهای کوچک سبب غیر طبیعی جلوه دادن سیاره زهره می‌شود. از پدیده‌های جوی دیگر که باعث ایجاد تصورات خیالی می‌شوند، بادهای شدید و خشن هستند.

فعالیتهای غیر عادی خورشیدی و پدیده‌های مختلف جوی در لایه‌های مختلف جو، شفق قطبی، گردبادهای کوچک و ... را می‌‌توان نام برد. ملاحظه می‌شود که پدیده‌ها و اشیاء گوناگونی به عنوان بشقاب پرنده می‌تواند جلوه‌گر باشد. از میان آنها فقط تعداد کمی مربوط به بشقاب پرنده به مفهوم واقعی است. دلیل گزارشهای نامربوط به بشقتاب پرنده، بیشتر از عدم آشنایی مشاهده کنندگان با پدیده‌های طبیعی و عدم اطلاع آنها از وجود اشیاء موجود در فضا و جو زمین ناشی می‌شود.


مشخصات کلی بشقاب پرنده

تمبر ۱۶ کوپکی شوروی از سال ۱۹۶۷. نوشتۀ روی تمبر: ماهوارۀ تمدن فرازمینی. علوم تخیلی فضا.
بزرگ شود
تمبر ۱۶ کوپکی شوروی از سال ۱۹۶۷. نوشتۀ روی تمبر: ماهوارۀ تمدن فرازمینی. علوم تخیلی فضا.

بشقابهای پرنده صورتهایی از یک شی با پیچیدگی متغیر است و معمولا از شکل هندسی کروی مشتق می‌شوند و به شکل دیسک، بیضوی (شبیه به توپ راگبی)، دوکی، استوانه‌ای و مخروطی دیده شدند. بیشتر آنها به شکل بشقاب با قطری حدود 7.5 متر و با گنبدی به ارتفاع 1.5 تا 1.8 در وسط بودند. بشقابهای پرنده قادرند به سرعت ابعاد خود را تغییر دهند. بشقاب پرنده شی کاملا مجهزی است که شکل سطح قابل مشاهده آن نقش ثانوی در پرواز دارد و معمولا فاقد بال و چرخ است. این اشیاء وقتی از فاصله نزدیک مشاهده می‌شوند، دارای ابعاد نسبتا کوچک، غالبا کوچکتر از ۲۰ متر هستند، ولی ابعاد انعکاسی راداری آنها تقریبا به اندازه یک هواپیمای جت بوئینگ ۷۰۷ است.

بشقابهای پرنده، معمولاً بصورت دسته جمعی پرواز می‌کنند، ولی بصورت انفرادی نیز زیاد دیده شده‌اند. آنها، گاه در فضا به قطعات کوچکتر تقسیم می‌شوند و در چندین مورد هم قطعات کوچک نورانی بهم پیوسته و شی واحدی را بوجود می‌آوزند. ازعجایب اینکه، بشقابهای پرنده قادرند بطور ناگهانی و آنی خود را از نظرها ناپدید کنند. بشقابهای پرنده قابلیت ساکن ایستادن در هوا را دارند و می‌توانند شتاب و سرعت زیاد را داشته باشند. از ویژگیهای جالب و جذابشان نور افشانی آنها است. گزارشها نشان می‌دهند که آنها در دو فاز مختلف تاریک و روشن مشاهده می‌شوند، اغلب روی زمین می‌نشینند، گاه چنان آرام می‌نشینند که گویی روی قشری از مه آرمیده‌اند.

از ویژگیهای دیگرشان، وجود یک یا چند سرنشین در آنهاست که معمولا مایل به مشاهده شدن نیستند. سرنشینان بشقابهای پرنده مجهز به دستگاهی با توانایی تابش پرتوهایی هستند که از میان اشخاص و دیوار عبور می‌کند. سرنشینان قادر به پرواز بوده، اصابت تیر را احساس نکرده و متقابلا می‌توانند مشاهده کنندگان را فلج کنند. در برخی گزارشها آمده که سرنشینان شبیه انسان هستند. بشقابهای پرنده در پرواز در ارتفاعات کم و یا در روی زمین اثرهایی بر دستگاههای ساخت بشر و محیط اطراف بر جای می‌گذارند. بشقابهای پرنده از تواناییهای هواپیماهای مدرن کاملا آگاهند، از اینرو فاصله خود را اسلحه هوایماها و توپهای ضد هوایی طوری حفظ می‌کنند تا هموراه در خارج از برد موثر آنها قرار گیرند و می‌توانند کلیه سیستمهای الکترونیکی و موتوری و راداری و ... هواپیماها را از کار بیاندازند.

مشاهده کنندگانی که به بشقابهای پرنده خیلی نزدیک شدند، در معرض آثار رادیواکتیو قرار گرفتند. به علاوه، این اشیاء قادرند رادار را به موقع حس و خنثی نمایند و مانع قفل شدن رادارهای کنترل آتش شوند و در دید رادارهای دور برد واقع نشوند. سرنشینان بشقاب پرنده مجهز به سیستم مولد نیروی دافعه قابل حمل‌اند، که پرواز و شناور شدن آنها را در فضا ممکن می‌سازد. به علاوه، پدیده‌های عدم اصابت گلوله به دستگاه و سرنشینان آن به کمک میدان دافعه قابل توجیه‌اند.


پدیده بشقاب پرنده از دیدگاه یونگ

بشقاب‌های پرنده نمونه نادری از یک شایعه بصری است که با تصاویر ذهنی جمعی که جنگجویان صلیبی در جریان محاصره اورشلیم لشکریان مستقر در مانز در جریان جنگ جهانی اول یا کاتولیک‌های گردآمده در فاطیما دیده‌اند ارتباط نزدیکی دارد .ریشه‌های این شایعه را می‌توان به کمک دو فرضیه روشن ساخت :یک رویداد فیزیکی واقعی مبنای شکل‌گیری افسانه‌ای متناظر با خود می‌شود یا یک كهن‌الگو تجربه‌ای شهودی به وجود می‌آورد و شایعه پا می‌گیرد .به طور کلی پدیده اشیا پرنده ناشناخته از نقطه نظر روان‌شناختی و تاریخی ارزش بررسی دارد زیرا نمونه‌ای عالی از چگونگی شکل‌گیری یک افسانه یا اسطوره‌های زنده به دست می‌دهد .همچنین روشن می‌سازد که چگونه در طول دوران‌های سرگشتگی و فشار روانی گسترده داستان‌هایی معجزه‌آسا درباره مداخله قریب‌الوقوع موجودات فرازمینی یا قدرت‌های آسمانی پا می‌گیرد .

در برخی موارد گزارش شده است که اشیا پرنده ناشناخته دراز و کشیده‌اند .در این موارد شباهت اجسام مشاهده شده به نره و مشابهت آن با دیگر نمادهای باستانی الوهیت مقتضی و به‌جاست .اما بیشتر بشقاب‌های پرنده شکل مدور دارند و شبیه نماد تمامیت هستند که به ماندالا معروف است و ای واقعیت که برخی از تصاویر تشکیل دهنده پندارها و شایعات مرتبط با اشیا پرنده ناشناخته نیز تعبیری جنسی -گرد/مادینه ,دراز/نرینه- دارند نشان می‌دهد که غریزه نیرومند جنسی در پیکربندی این پدیده سهم دارند .


آلبرت اینشتین

آلبرت اینشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹ در اولم، آلمان -۱۸ آوریل ۱۹۵۵ در پرينستن، نیوجرسی، آمریکا) فیزیکدان مشهوری است که بسیاری او را بزرگترین دانشمند سده بیستم می‌دانند. او مولف نظریه‌های نسبیت عام و نسبیت خاص است و کمک‌های مهمی به مکانیک کوانتوم، مکانیک استاتیک و کیهان‌شناسی کرده است. او جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ به خاطر شرح اثرهای فوتوالکتریک و خدماتش به فیزیک نظری دریافت کرد.

پس از خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۹، گروه اعزامی تایید کردند که پرتوهای نورانی ستاره‌ها توسط جاذبه‌یخورشید منحرف می‌شوند، درست همانطور که او در نظریه نسبیت پیش‌بینی کرده بود. بدین ترتیب اینشتین شهرت جهانی به دست می‌آورد. در سال‌های بعد شهرت او از هر دانشمند دیگری در تاریخ فراتر رفت. امروزه در فرهنگ عمومی نام اینشتین مترادف هوش زیاد و فرد نابغه شده است.

  آلبرت اینشتین در سال ۱۹۴۷


جوانی و تحصیلات

اینشتین جوان قبل از تَرک آلمان به مقصد ایتالیا
بزرگ شود
اینشتین جوان قبل از تَرک آلمان به مقصد ایتالیا

اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان که در حدود ۱۰۰ کیلومتری شرق اشتوتگارت قرار گرفته است متولد شد. والدینش هرمان اینشتین، که کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و پائولین کوخ بودند. خانوادهٔ آلبرت یهودی بودند و او را به مدرسهٔ ابتدایی کاتولیک فرستادند. آلبرت به اصرار مادرش نواختن ویلون را فراگرفت. هرچند که ابتدا علاقه‌ای به این کار نداشت و آن را رها کرد، اما بعدها نواختن سونات‌های ویلونِ موتزارت آرامش زیادی به او می‌دادند.

وقتی اینشتین پنج سال داشت، پدرش به او قطب‌نمایی جیبی نشان داد، و اینشتین پی برد که چیزی در فضای تهی بر روی عقربهٔ آن اثر می‌گذارد. او بعدها می‌خواست این آزمایش را به عنوان یکی از الهام‌بخش‌ترین آزمایش‌های زندگیش توصیف کند.

آلبرت کوچولو به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتّی مدّت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت بطوریکه پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیرعادی باشد اما سرانجام آغاز به حرف زدن کرد ولی اکثر اوقات ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که ما بین کودکان انجام می‌گرفت و موجب سرگرمی کودک و نیز محبّت میان آنها می‌شود را دوست نداشت. آلبرت در گفتگویی با جیمز فرانک گفته بود «گاهی از خود می‌پرسم که چطور شد تدوین چنین نظریه‌ای به دست من انجام گرفت؟ به نظرم علتش این باشد که آدم طبیعی هیچ گاه از فکر کردن درباره مساله‌های زمان و مکان باز نمی‌ایستد. من از کودکی راجع به اینها فکر کرده بودم ولی رشد فکری من به تاخیر افتاد در نتیجه موقعی به به تفکر درباره مکان و زمان پرداختم که دیگر بزرگ شده بودم و بالطبع ژرف تر ار کودکی که دارای استعدادهای طبیعی است توانستم به مساله بیاندیشم».

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین